معتادان زیر پل سوخته کابل: ما نسل سوختهایم

منبع تصویر، BBCPersian.com
- نویسنده, ایوب آروین
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
دود سیاهی از زیر پل سوخته واقع در غرب شهر کابل بلند میشود. ظاهراً خس و خاشاک را آتش زدهاند تا بدنهای نیمجان خود را در سرمای خزانی گرم کنند، اما در واقع این زندگی بیش از هزار و دوصد معتاد است که در جلو چشم همگان میسوزد و کسی دم برنمیآورد.
آنها دوسوم جمعیت معتادان خیابانی را در شهر کابل تشکیل میدهند که عمدتاً در زیر پلها، پیاده روها، پارکها و کناره رودخانه کابل پراگنده هستند. این معتادان به دلیل رانده شدن از خانواده، دستیابی ساده به مواد مخدر، همرنگ شدن با عدهای که با هم سرنوشت مشترک دارند و همچنین فرار از اذیت و آزار مردم، حالا در زیر پل سوخته در غرب کابل پناه گرفتهاند.
دیدار با این جمعیت بزرگ از معتادان نیازمند در نظر گرفتن جوانب احتیاط است؛ به ویژه از نظر امنیتی، به همین دلیل دو مامور پلیس و یک افسر پلیس مبارزه با مواد مخدر مرا همراهی میکنند. فضای آلوده، دود، کثافت و ترس از حمله معتادان اجازه نمیدهد که در میان جمعیت و زیر پل بروم و در حاشیهای با عدهای صحبت میکنم.
ابتدا کسی حاضر به مصاحبه نمیشود. یکی میگوید: "برو بابا، کسان بسیاری این جا آمدند و رفتند، هیچی نکردند." اما فرد دیگری از میانه جمعیت دستش را بلند میکند و فریاد میزند: "من مصاحبه میکنم، عکس مرا بگیر تا خانوادهام بدانند که من اینجایم." پیش میآید و میگوید: "من درد دل اینها را میدانم."

منبع تصویر، BBCPersian.com
میگوید: "ما نسل سوختهایم. دولت مقصر است." چرا دولت؟ پاسخ میدهد: "موادفروشان آزادانه میآیند مواد میفروشند و پلیس هم حق خود را میگیرد." میپرسم تو خود مواد میخری، خودت مقصری نه؟ میگوید: "ببین من که معتادم، اگر مواد این جا باشد، مجبورم بخرم. یکی باشد که جلو فروشنده را بگیرد و مرا هم از این وضعیت نجات دهد."
برای دیدن عکسهای بیشتر از معتادان زیر پل سوخته کابل، <link type="page"><caption> اینجا</caption><url href="http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2014/10/141028_k02-kabul-addicts-pix.shtml" platform="highweb"/></link> کلیک کنید.
معتادان زیر پل سوخته اهالی ولایتهای مختلف از سراسر کشور هستند که به اقوام، زبانها و مذاهب گوناگون تعلق دارند. وجه مشترک آنها اعتیاد است. یکی با کنایه نیشداری میگوید: "وحدت ملی این جاست." در همین حال یکی با کمربند، به بیخ گوش دیگری میکوبد. میپرسم این چه وحدت ملی است؟ یکی پاسخ میدهد: "حالا اعصابش ناراحت است." پلیس هم یک یک لگد نثار هر کدام از آنها میکند.
وزارت مبارزه با مواد مخدر بیش از صد معتاد، از جمله هشتاد معتاد زیر پل سوخته را به مراکز درمانی برده است. دین محمد مبارز راشدی سرپرست این وزارت میگوید که این کار بر اساس تصمیم تازه شورای وزیران مبنی بر جمع کردن تمام حدود ۱۵۰۰ معتاد خیابانی از شهر کابل انجام شده، چرا که به گفته او، جان این معتادان در آستانه سرمای زمستان در معرض خطر است.

منبع تصویر، BBCPersian.com
دولت پیش از این هم چند بار تصمیمهای مشابه گرفته، اما از شمار معتادان خیابانی در کابل کم نشده است. این بار هم معتادان زیر پل سوخته باور ندارند که دولت بتواند سرنوشت آنها را تغییر دهد.
معتادی که خودش را حسن معرفی میکند، میگوید: "کل حرف در بیکاری است. مرا بردند مرکز تداوی. چهل روز تداوی کردند. وقتی که بیرون شدم کار نبود، نان نبود. پس آمدم این جا."
این مرد ۴۸ ساله میافزاید: "همه میفهمند که آخرش مرگ است و نابودی و بدبختی. این همه بدبختی کشیدم، پلهای پشت سرم را خراب کردم. پانزده سال بدبختی کشیدهام. این را چطوری بسازم؟ کار هم که ندارم، پس دوباره به همین راه میافتم." او که چهار بار اعتیاد را ترک کرده و در نهایت باز هم به زیر پل سوخته آمده، تاکید دارد که "دولت باید کار پیدا کند تا سر ما گرم شود و اعتیاد را فراموش کنیم."
در میان معتادان زیر پل سوخته یک زوج تخاری هم زندگی میکند. آنها دو پسر شش ساله و هشت ساله دارند که پسر کوچکشان با آنها زندگی میکند و پسر بزرگشان در تخار در خانه یکی از خویشاوندانشان به سر میبرد. مادر خانواده گفت که شوهرش ده سال پیش و خودش سه سال پیش به هروئین معتاد شدهاند.

منبع درآمد این خانواده مانند بسیاری از دیگر معتادان خیابانی "گدایی" است، اما درآمد آنها نسبت به گداهای غیرمعتاد بسیار کمتر است، چرا که مردم دوست ندارند پول خود را به معتادانی بدهند که فکر میکنند آن را صرف خریداری مواد مخدر میکنند. چندین معتاد گفتند که نمیتوانند سه وعده کامل غذا بخورند. بیشتر آنها با خرید نانهای ارزان از دستفروشان دوره گرد، روز و شب خود را میگذرانند.
بیرون شدن از زیر پل هم برای بیشتر آنها کار سادهای نیست، چرا که اذیت و آزار مردم و بهویژه پلیس برای آنها به یک کابوس تبدیل شده است. یک معتاد میگوید: "پلیس جز اذیت و آزار ما دیگر کاری نکرده." از قرار معلوم، ماموران پلیسی که با من هستند، از این حرفها خوششان نمیآید. یکی از آنها معتاد دیگری را نشان میدهد که با او مصاحبه کنم.
معتادان خیابانی بخشی از جمعیت یک میلیون و ششصد هزار نفری معتادان افغانستان را تشکیل میدهند که قربانی کشت و تجارت هفتاد میلیارد دلاری کشور شدهاند. اخیراً دفتر ویژه بازرسی بازسازی آمریکا برای افغانستان ـ سیگارـ اعلام کرد که علیرغم صرف بیش از هفت میلیارد دلار در مبارزه با مواد مخدر در افغانستان، کشت تریاک در این کشور افزایش یافته است.
سرپرست وزارت مبارزه با مواد مخدر افغانستان میگوید که ناامنی، فساد و عدم اجرای قانون، به گسترش کشت و تجارت مواد مخدر کمک کرده است. او معتقد است که مقامهای محلی نه تنها در مبارزه با مواد مخدر تلاش کافی نکردهاند، بلکه گاهی با "سکوت" خود، "چراغ سبزی" به کشاورزان نشان داده و باعث تشویق آنها شدهاند.

منبع تصویر، BBCPersian.com
مبارز راشدی افزود که کشت، تولید و تجارت مواد مخدر براساس قوانین افغانستان "جرم" است و به همین دلیل باید با عاملان کشت، تولید و تجارت مواد مخدر و همچنین مامورانی که مانع آن نمیشوند، برخورد جدی صورت گیرد تا اراده قاطع دولت وحدت ملی در امر مبارزه با مواد مخدر به نمایش گذاشته شود.
با این همه، حالا واقعیت این است که افزایش تولید مواد مخدر در افغانستان دامن تعداد بیشتری از جمعیت سی میلیونی این کشور را میگیرد. این کشور تنها تولیدکننده و صادرکننده مواد مخدر نیست، بلکه مصرفکننده آن هم است. به نظر بسیاری، شمار واقعی معتادان بسیار بیشتر از آمار اعلام شده است کسانی که از کشتزارهای تریاک تا خیابانهای پایتخت پراگندهاند.
با وجود این، اعتیاد در افغانستان هنوز به صورت جدی مورد توجه قرار نگرفته است. رفته رفته دیدن معتادان در هرجایی به یک امر معمول تبدیل میشود. به همین دلیل، هزاران نفری که روزانه از روی پل سوخته رفت و آمد میکنند، توجهی به زندگی معتادان زیر پل ندارند، چرا که به نظر بسیاری، حالا آنها بخشی از کثافات زیر پل به حساب میآیند.































