روزنامههای کابل دوشنبه؛ ۲۴ جوزا

اعلام بیعت رهبر القاعده با طالبان، وضعیت امنیتی افغانستان و ادامه خشونت نیروهای شورشی مخالف دولت، موضوعاتی است که بیشتر روزنامههای کابل در سرمقاله و مطالب تحلیلی امروز، دوشنبه ۲۴ جوزا(خرداد) به آن پرداختهاند.
روزنامه<bold><link type="page"><caption> ۸صبح</caption><url href="http://8am.af/1395/03/24/us-afghanistan-security-army/" platform="highweb"/></link></bold> نوشته که گروههای تروریستی، امنیت جهانی را هم به خطر انداختهاند. القاعده که داعیهای دشمنی با تمدن غربی را افتخار خود میداند، با رهبر طالبان بهعنوان امیر، بیعت کردهاست. این گروه میخواهد که قلمرو حاکمیت این امیر را در سراسر جهان گسترش دهد. بنابراین جهان نمیتواند صرف نظارهگر باشد.
به باور نویسنده واقعیت تلخ این است که گروه طالبان نخواستند در افکار خود تغییر بیاورند و به پای میز مذاکره بیایند. جامعه جهانی امیدوار بود که با خروج نیروهای رزمی ناتو، جنگ افغانستان از طریق مذاکره به پایان برسد. اما طالبان مذاکره را رد کردند. آنان خودشان را امارت خواندند و برنامه جنگیشان را منتشر کردند. آنان اعلام کردند که تا تشکیل امارت طالبی دست از جنگ برنمیدارند.
نویسنده به کشورهای عضو ناتو خاطر نشان کرده که بدون رسیدگی به پناهگاهها و شبکههای حمایتی طالبان در پاکستان، جنگ در افغانستان مهار نمیشود. کشورهای عضو ناتو باید پاکستان را وادار کنند تا اردوگاههای آموزشی و شبکههای حمایتی طالبان را برچیند و رهبران این گروه را اخراج کند. کشورهای عضو ناتو باید فشارهای سیاسی، مالی و دیپلوماتیک بر پاکستان، اعمال کنند تا از حمایت طالبان دست بردارد.
روزنامه سرنوشت به اشاره به خبر اتحاد القاعده و گروه طالبان در افغانستان نوشته که همکاری در فعالیت این دو کدام تغییرات را ایجاد نخواهد کرد و یک کار سمبولیک است.
به نظر نویسنده هدف از این کار کاهش قدرت داعش است و اینکه القاعده بر ضد داعش اقدامات عملی انجام دهد. این کار به اختلافات القاعده و داعش در افغانستان برنمیگردد.
سرمقاله نویس روزنامه <bold><link type="page"><caption> عدالت و توسعه</caption><url href="http://dailyadalatvatawsea.com/#" platform="highweb"/></link></bold> نوشته است:" تلاش ۱۵ ساله حکومت در دعوت از طالبان برای مصالحه با وجود مصارف گزاف نتیجه نداده است و [چیزی] جز پرخوری و شهوت پرستی را ترویج نکرده است. شورای کذایی عالی صلح ایجاد شد و طالبانیترین چهرهها در آن از طرف حکومت انتخاب شدند. چهرههایی که میگفتند (و میگویند): طالبان برادران ما هستند و بچههای این وطن باید در حکومت سهیم ساخته شوند."
نویسنده افزوده که این کار به طور تلویحی، حضور پاکستان را از آستین طالبان تایید و تاکید میکند. این کار یا از جهالت انجام میشد یا هم از سر الفت که اصلا شایسته یک شورا نیست. سرانجام، تلاش حکومت به جایی نرسید که هیچ؛ حتی پاسخ طالبان با کشتن و گروگانگیری هم ناشنیده پنداشته شد.
به باور نویسنده تقلیل دادن بحث طالبان به یک بحث کوچه و بازاری و برچسب زدن آن به عنوان دزد و بیهویت، آب ریختن به آسیاب دشمن است.
سرمقاله نویس روزنامه<bold><link type="page"><caption> افغانستان </caption><url href="http://www.dailyafghanistan.com/opinion_detail.php?post_id=136711" platform="highweb"/></link></bold>نوشته که افزایش خشونت آن هم در برابر مردم بیگناه و غیر نظامی ضربه استراتژیک به گروه طالبان است. زیرا، این گروه با این رفتارها محبوبیت خود را از دست میدهد. با وجود اینکه اکثریت مردم افغانستان سبعیت این گروه را در دوران امارت اسلامی طالبان به یاد دارند با این حال، تعدادی از شهروندان کشور حامی این گروه است.
به باور نویسنده رفتارهای خشونتآمیز این گروه با غیر نظامیان میتواند به پایگاه اجتماعی این گروه ضربه بزند. بنابراین، گروه طالبان با این رفتارها در واقع، آرزوی بازگشت به قدرت را به یغما میبرد. به هر میزان که رفتارهای خشونت آمیز گروه طالبان افزایش یابد به همان میزان این گروه از مردم دور میشود.
نویسنده تاکید کرده که با این حال، پایان خشونت در افغانستان بدون پایان همکاری پاکستان با گروه طالبان امکان پذیر نیست. کشته شدن ملا اختر منصور فرصت طلایی برای افغانستان به وجود آورده است که آمریکا را متقاعد سازد که فشار بیشتری بر پاکستان وارد نماید تا این کشور میان حکومت مرکزی افغانستان و گروه طالبان یکی را برگزیند.
روزنامه <bold><link type="page"><caption> ماندگار</caption><url href="http://www.mandegardaily.com/%D9%86%D9%80%D9%80%D9%87%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%80%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%80%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D9%80%D8%A7%D8%A8%DB%8C%D9%80%D8%AF/" platform="highweb"/></link></bold> نیز نوشته که نبود هماهنگی میان ادارات امنیتی، نفوذ عناصر بیگانه و همکار استخبارات خارجی در نهادهای امنیتی، ضعف و ناتوانی مدیریتی در میدانهای جنگ و نیز فساد رو به افزایش در نهادهای امنیتی، در کنار عزم طالبان و پاکستان بر جنگهای جدی؛ دلایل اصلی ناامنی و تلفات نیروهای امنیتیاند.
این نویسنده معتقد است که رجحان علایق قومی بر مسایل ملی، درد و دلیل دیگری بر ایجاد مشکلات در نهادهای امنیتیاند. وجود سربازان خیالی در ولایتهای مختلف نیز از عوامل دیگر تقویت طالبان در برابر نیروهای دولتی در برخی از ولایتها به شمار میرود. بنابراین افغانستان در برابر یک جنگ فرسایشی قرار گرفته و با عدم هماهنگی در میان نهادها، افزایش فساد و ملاحظات قومی، شدیدترین ضربات را نیز بر پیکر نهادهای امنیتی خود وارد میکند.
به باور نویسنده تجربۀ چهارده سال گذشته باید درس بزرگی برای نهادهای امنیتی و مسوولان نظام باشد تا در پرتو آن بتوانند هر روز به تجهیز بهتر، حل مشکلات و تقویت خطوط جنگ بپردازند. اما وقتی که سربازان شجاع این سرزمین، هر روز با توطیهها و دسیسههای خردکننده از داخل صفوف خویش مواجه میشوند، بدون شک نیم از انرژی و انگیزه شان را از دست میدهند و دشمن نیز با اطلاع از این نکته، در حملاتشان جسارت بیشتر به خرج میدهند.































