برکناری رئیس سازمان زندانها نشانه چیست؟

منبع تصویر، a
- نویسنده, نیما نامداری
- شغل, تحلیلگر سیاسی
- منتشر شده در
باید برکناری رئیس سازمان زندانها را آن هم بلافاصله پس از حمله به بند ۳۵۰ زندان اوین و ضرب و شتم زندانیان سیاسی به فال نیک گرفت. با اطمینان زیاد میتوان گفت که این برکناری واکنشی به آنچه در زندان اوین اتفاق افتاده بودهاست.
اگر این تصمیم از قبل برنامهریزی شده بود و ربطی به وقایع اوین نداشت بیشک رئیس قوه قضائیه «عمل به احتیاط» میکرد و اجرای حکم را به عقب میانداخت.
سنت مدیریت دولتی در ایران هم این نظر را تایید میکند. در ایران معمولا مدیران را هنگامی که در معرض انتقاد هستند برکنار نمیکنند و این باج ندادن به افکار عمومی به بخشی از سنت مدیریت دولتی در ایران بدل شدهاست.
به همین دلیل حتی در مواردی که یک جابجایی اداری از قبل برنامهریزی شده است اگر این تصور در افکار عمومی ایجاد شود که این تغییر در واکنش به انتقادات است معمولا تغییر آن مدیر به تعلیق در میآید تا آبها از آسیاب بیفتد.
ضمن اینکه برخلاف گفتههای سخنگوی قوه قضائیه سمت جدید رئیس سازمان زندانها را هم نمیتوان یک ترفیع برای او تلقی کرد. از نظر سیاسی قطعا ریاست سازمان زندانها که یک مسئولیت در سطح ملی و مستلزم ارتباط مستقیم با ریاست قوه قضائیه است اهمیتی بیشتر از ریاست دادگستری استان تهران دارد.
به همین دلیل رئیس سازمان زندانها در جلسه مسئولان عالی قضایی حضور دارد اما ریاست دادگستری استان به این نشست دعوت نمیشود. به ویژه پس از احیای دادسراها بخش مهمی از اختیارات قضایی ریاست دادگستری استان (از جمله ایفای مسئولیت مدعیالعموم) به دادستان واگذار شد و ریاست دادگستری استان عمدتا متولی مسائل پشتیبانی و اجرایی دادگستری شد.
از نظر اداری هم بر اساس آیین نامه تعیین گروه های شغلی و ضوابط مربوط به تغییر مقام و ارتقاء گروه قضات مصوب سال ۱۳۷۴ مجلس شورای اسلامی، ریاست سازمان زندانها یک پایه بالاتر از ریاست دادگستری استان تهران قرار میگیرد. البته از نظر قضایی، ریاست دادگستری استان که همزمان رئیس شعبه اول دادگاه تجدید نظر استان است به عنوان یک قاضی دارای اختیاراتی است که ریاست سازمان زندانها فاقد آن است.
آخرین دلیلی که نشان میدهد این برکناری واکنشی مثبت به وقایع اوین بوده سخنرانی شدیداللحن صادق لاریجانی و حمله او به مخالفان است. او اگر احساس نمیکرد عقب نشسته و امتیاز داده بی شک ضرورتی در این ظاهرسازی و حمله تبلیغاتی نمیدید.
او بهتر از هر کسی میداند که افکار عمومی این برکناری را نوعی تنبیه مدیریت سازمان زندانها تلقی میکند و به همین دلیل برای ایجاد توازن در وضعیت سیاسی خود به منتقدان حمله میکند.
البته بیش از اندازه هم نباید خوشبین بود زیرا بعید است که این برکناری در واکنش مستقیم به اعتراضات مدنی بوده باشد. به نظر میرسد این برکناری با نظر رهبری نظام یا حتی شاید به دستور وی انجام شده باشد.
اصلا بعید نیست که در روزهای آینده تبلیغاتی حکومتی آغاز شود که محور آن «عدالت و انصاف رهبری حتی در برخورد با فتنهگران»باشد. چیزی شبیه آنچه بعد از جریان کهریزک در سال ۸۸ انجام شد. انگیزه مقامات عالی نظام از این برکناری احتمالا یکی یا هر دو عامل زیر است:
۱- نارضایتی ازعملیاتی خودسرانه که هزینه بیموقع و بی دلیل ایجاد کردهاست
۲- قربانی کردن رئیس سازمان زندانها برای نشان دادن حرکتی مسالمتجویانه و بیضرر در برخورد با جریان میانهروی حاکم شده بر قوه مجریه
عامل دوم اهمیت سیاسی بیشتری دارد زیرا میتواند نشانه انعطافپذیری رهبری در برخورد با حسن روحانی باشد. مشابه اقدامی که در سال ۷۸ با برکناری فرمانده وقت نیروی انتظامی پس از حمله به کوی دانشگاه تهران انجام شد.
در آن زمان این اقدام نشانه همراهی رهبری با خاتمی تلقی شد و موقعیت رهبر ایران را در میان بخش زیادی از حامیان خاتمی بهبود داد. تا جایی که تا مدتها نقد رهبری برخلاف مصالح اصلاحات تلقی شده و از دستور کار اغلب اصلاحطلبان خاج شد.
در آن مقطع اقلیتی که منتقد رهبری بودند به عنوان نیروهای تندرو به شدت در معرض انتقاد درونی جبهه دوم خرداد و سرکوب بیرونی حکومت قرار داشتند.
بعید نیست که اکنون نیز این اقدام با هدف فعال کردن شکاف افراطی - معتدل در میان نیروهای حامی حسن روحانی انجام شده باشد.































