آغوش بسته جامعه برای زندانیان آزاد شده

منبع تصویر، BBC World Service
- نویسنده, حامد فرمند
- شغل, پژوهشگر اجتماعی
- منتشر شده در
آزاد شدن فرد از زندان، به صورت طبیعی و خود به خود، آثار روانی و روحی ناشی از زندان را ترمیم نمیکند. فرد زندانی نیازمند تامین شدن شرایطی است تا بتواند دوباره برای ورود به جامعه و بازگشت به خانواده آماده شود. از دست دادن اعتماد به نفس، تخریب ارزش های فردی و دور شدن فرد از ویژگی های زندگی جمعی در محیط اجتماعی، طی پروسه حضور فرد در زندان٬ رخ داده و اصلاح آن ها به زمان و حمایت نیاز دارد. به این ترتیب، با آزاد شدن فرد از زندان، مسئولیت تازه ای برای ما، به عنوان اعضای جامعه ایجاد میشود. اگر فرد، از نظر افکار عمومی نیز به صورت عادلانه مجازات شده باشد، بعد از بازگشت از زندان، همچنان نیازمند حمایت اجتماعی و قانونی بیشتری برای پایان دادن به روند تکرار جرم و بازگشت به زندان است.
چالش های بازگشت به جامعه

منبع تصویر، BBC World Service
پیدا کردن شغل، تنها یکی از اولین چالش های فرد بعد از آزادی از زندان است. اگر فرد، طولانی مدت در زندان بوده باشد، این مشکل، با نداشتن مهارت و دانش هم همراه خواهد بود. البته در برخی از زندان ها و در شرایطی، زمینه یادگرفتن مهارت هایی فراهم است. تناسب مهارت های یادگرفته شده در زندان و نیازهای بازار کار، از جمله دغدغه های افرادی است که مطالعاتی را در مورد شرایط داخل زندان های ایران انجام داده اند.
اما فردی که از زندان بیرون آمده، در شرایط برابری با سایر افرادی که در جستجوی شغل هستند برخوردار نیست. وی انگ زندان رفتن را نیز با خود حمل میکند. به نظر میرسد تفاوت چندانی بین کسانی که به دلیل مسایل مالی، قاچاق، و سایر امور عادی زندانی شده اند با زندانیان عقیدتی و سیاسی وجود ندارد. گروه اول به دلیل داشتن سابقه و تاثیر انگ اجتماعی، و گروه دوم به دلیل ترس پنهان یا آشکار همکاری با این افراد، از داشتن شغل محروم میشوند. در برخی موارد، سایر خدمات اجتماعی مانند بیمه نیز از آن ها دریغ میشود.
بازماندن از تحصیل، از دیگر چالش های بعد از آزادی از زندان است. محدود شدن امکانات و حد و مرزهای قانونی برای استفاده از خدمات رسمی آموزشی، به مانعی جدی برای ورود یا بازگشت به محیط آموزش تلقی شده است. اگر فرد دوران زندانش را در نوجوانی سپری کرده باشد، بازگشت به محیط تحصیلی، از نظر جسمی نیز برای او مشکل خواهد بود. طبق مطالعات صورت گرفته توسط محققان علم اعصاب و روان، زندانی کردن نوجوان، رشد سیستم مغزی او را دچار اخلال میکند و احتمال از دست دادن موقعیت تحصیلی را افزایش میدهد.
به این ترتیب بازگشت از زندان، به خودی خود فرد را به جامعه بازنمیگرداند و این موضوع، یکی از دلایل تکرار جرم و بازگشت به زندان است. در نهایت بروز خودکشی نیز، از دیگر تبعات ناتوانی فرد در بازگشت موفق به جامعه محسوب میشود. به دلیل اهمیت و پیچیدگی های این موضوع، سرفصل خودکشی را باید در یادداشتی جداگانه بررسی کرد.
بازگشت به خانواده

منبع تصویر، RIA Novosti
فرد آزاد شده از زندان، نه تنها برای بازگشت به جامعه تحت فشار است، بلکه برای برقراری ارتباط مجدد با خانواده هم با چالش روبروست. وسعت این چالش، به عوامل مختلفی مانند جنسیت فرد بازداشت شده، سن او در هنگام بازداشت و مدت زمان بازداشت وی بستگی دارد. با این حال در نظر نگرفتن این مشکل میتواند آسیب های جدی به فرد و به خانواده او وارد کند. در صورتی که فرد بازداشت شده، نقش مادری یا پدری در خانه هم به عهده داشته باشد، برقراری ارتباط مجدد او با فرزندانش، یکی دیگر از چالش های جدی، نه تنها برای خود او بلکه برای فرزندانش در رشد متعادل و مقابله با آسیب های ناشی از زندانی شدن والدین اش خواهد بود.
از سوی دیگر، زنان، با چالش های متفاوتی نسبت به مردان در بازگشت از زندان روبرو هستند. برای بسیاری از طبقات اجتماعی، زندان رفتن زن، با انگ بیشتری همراه است. این موضوع به دلیل قوانین ناعادلانه ای که به مرد حقوق بیشتری میدهد، در برخی از موارد منجر به طلاق غیابی یا به مخاطره افتادن زندگی عاطفی زن میشود. برخی از زنان از تجربه کنترل شدن بعد از آزادی توسط پارتنر یا همسر خود سخن گفته اند که این ادعا٬ با ساختار مردسالار جامعه ایران هم همخوانی دارد.
از دیگر چالش های زندانی شدن فرد، احساس گناه نسبت به خانواده است٬ که طبق مطالعات صورت گرفته٬ بیشتر متوجه مادران زندانی است تا پدرهای زندانی. این موضوع معمولا همراه با نگرانی مادر از نحوه سرپرستی کودک٬ به عنوان عوامل ایجاد اضطراب در مادر زندانی شناخته میشود. گرچه این بخش، به چالش های روانی فرد آزاد شده مربوط است، اما به دلیل آثاری که بر رابطه فرد و خانواده برجا میگذارد، در این جا مورد بررسی قرار میگیرد.
در اغلب موارد٬ زمانی که پدر زندانی میشود٬ مادر علاوه بر نقش مراقبت از نیازهای مالی خانواده٬ نیازهای روحی و فیزیکی فرزندانش را نیز برآورده خواهد کرد. در حالی که با زندانی شدن مادر٬ معمولا کودک به پدر-مادر بزرگ پدری یا مادری اش سپرده میشود. با طولانی شدن زمان زندانی بودن مادر٬ به دلیل اختلاف های احتمالی خانوادگی یا بالابودن سن پدر-مادر بزرگ و سایر عوامل٬ امکان تغییر نگهدارنده در طول مدت زندانی بودن مادر بالاست که این موضوع علاوه بر آثار منفی روانی بر کودک٬ اضطراب های مادر زندانی را نیز اقزایش میدهد و مشکلاتی را برای وی در هنگام بازگشت از زندان به وجود میآورد. یکی از این مشکلات٬ می تواند بازگرداندن کودک از نزد نگهدارنده موقت به خانه باشد.
چالش های روانی

منبع تصویر، PA
زندان، آثار مستقیم و غیر مستقیم بر روان فرد باقی میگذارد که گاه تا پایان عمر همراه فرد باقی میمانند. ایجاد اضطراب، کاهش اعتماد به نفس و دربرخی موارد، بروز اختلال پس از تروما از جمله شایع ترین اختلالات رفتاری و روانی در فرد پس از بازگشت از زندان است که میتواند به بروز رفتارهای خشن توسط فرد یا منزوی شدن و حتی اقدام به خودکشی بیانجامد.
بدون درمان و مقابله درست با این اختلالات، روند بازگشت فرد به خانواده و جامعه به خوبی پیش نخواهد رفت و به سرانجام نخواهد رسید. این موارد، از یک سو به عاملی برای ایجاد اختلال در فعالیت شغلی و حرفه ای و همچنین ایجاد تنش در روابط خانوادگی تبدیل میشوند و از سوی دیگر به دلیل عوامل پیش گفته و برقرار نشدن رابطه کامل فرد با جامعه یا خانواده، تشدید هم خواهند شد.
راهکارها
برنامه های آموزشی در دوران حبس٬ برنامه های جامع پشتیبانی بعد از آزادی از زندان و ارتباط سازنده حین زندانی بودن و پس از آزادی از زندان بین فرد زندانی و خانواده اش، میتوانند اختلالات ناشی از زندانی بودن فرد، به خصوص زندانی بودن زنی را که نقش مادر دارد٬ کاهش دهند. این برنامه ها میتوانند توسط نهادهای مدنی یا دولت به اجرا درآیند.

منبع تصویر،
از سوی دیگر، لازم است تا تلاش شود انگ اجتماعی زندان رفتن از روی فرد آزاد شده برداشته شود. این انگ، در مورد زندانیان عقیدتی یا سیاسی میتواند به صورت ترس از ارتباط برقرار کردن با افراد تحت نظر خود را نشان دهد. بدون در نظر گرفتن این ترس، پیدا کردن راهکاری مناسب برای کمک به فرد در بازگشت به جامعه و کاهش فشارهای ناشی از زندان، امکان پذیر نخواهد بود. نهادهای مدنی مرتبط با زندان، از جمله منابع مهم کمک رسانی منظم و قابل اعتماد به افراد محسوب میشوند.
گرچه در سال های اخیر فعالیت نهادهای مدنی در ایران با مشکلاتی همراه شده، اما لازم است تا برای احیای این نهادها در مقابله با این شرایط بحرانی و نیز برای کمک به جامعه در جهت کاهش جرم، تلاش شود. این تلاش ها و اقدامات علمی و پژوهشی موازی میتوانند به مرور به تغییر قوانین به نفع جامعه و برای کمک به زندانیان آزاد شده در بازگشت به محیط و خانواده بیانجامند. نهادهای مدنی فعال در خارج از کشور نیز میتوانند به خود و دیگران یادآوری کنند که کارشان با آزاد شدن فرد پایان نگرفته و وظیفه دشوار حمایت فرد برای بازگشت به زندان٬ همچنان بر دوش شان سنگینی میکند.
آموزش همگانی٬ ارایه اطلاعات مفید قابل دسترس برای همگان، حمایت های اجتماعی و تلاش در تغییر رفتارهای جامعه در برخورد با فرد آزاد شده از زندان، میتواند جای خالی فعالیت های مدنی داخل ایران و کمبود قوانین را تا رفع این موانع پر کند.
شاید اگر بدانیم که آن چه گفته شد مشکلات سیستم های قضایی و مسایل مبتلا به افراد زندانی شده در سراسر دنیاست٬ در یافتن راه حل های مناسب تر قدم های موثر تری برداریم. تجربه سایر کشورها در برخورد با کاستی های نظام قضایی شان از یک سو و تجربه سیستم حمایت اجتماعی در آن کشورها از طرف دیگر همراه با لحاظ کردن تفاوت های فرهنگی و در نظر گرفتن چالش های نظام سیاسی حاکم بر ایران، میتوانند مسیر مناسب تری را پیش روی ما بگذارند تا آغوش مان را برای زندانیان پس از سپری کردن دوران حبس شان باز کنیم.































