روزنامه های تهران، از انقلاب اقتصادی خبری نیست
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
- منتشر شده در
روزنامه های امروز صبح، چهارشنبه سوم آذر در گزارش ها و عکس های خود از سرمای ناگهانی و بالا رفتن مصرف مواد گرم کننده نوشته و در مقالاتی از وضعیت اقتصادی نالیده اند.
درگیری لفظی مخالفان و هواداران دولت بر سر لغو سخنرانی علی مطهری نایب رییس مجلس امروز هم در این روزنامه ها ادامه دارد.

منبع تصویر، اعتماد
انقلاب اقتصادی یا جراحی
اعتماد در گزارش خود از جلسه مجلس با وزیر اقتصاد از قول وزیر اقتصاد نوشته خبری از انقلاب اقتصادی نیست و در همان گزارش از قول نمایندگان مجلس نقل کرده اقتصاد کمال درویش و ماهاتیر محمد می خواهد.
علی دینی ترکمانی در مقاله ای در همان روزنامه به تفاوت های ایران با مالزی و چین پرداخته که تجربه های خوبی در جهش اقتصادی داشته اند و در آن جا نوشته تفاوتهاي بسيار جدي ميان اين كشورها و ایران وجود دارد كه تكرار تجربههاي آنها در اينجا را سخت ميكند. نخستين تفاوت، در كيفيت نظام حكمراني است. نظام حكمراني در اين كشورها چون درگير پديدهاي نيست كه آن را من «تو در تويي نهادي» ناميدهام، به نسبت كارآمد و قوي است. توانايي برنامهريزي راهبردي آيندهنگر را دارند. توانايي مقابله با فساد را كم و بيش دارند. درگير موازيكاريهاي اتلافكننده منابع نميشوند. نظام مديريتي شان داراي ثبات لازم است.
به نوشته این استاد دانشگاه چین و مالزی در جذب سرمايه خارجي بسيار موفق بودهاند. اين موفقيت را بدون توجه به سياست خارجي منطقهاي و جهانيشان نميتوان توضيح داد. چين بعد از دنگ شيائوپينگ رسما راهبرد توسعه و افزايش سطح رفاه اجتماعي را برگزيد. براي سياستگذاران چینی مهم بوده که راه را براي توانايي ارتقاي سطح رفاه مردمش فراهم كنند. در اين مسير اگر پذيرش هنگ كنگ با نظام سرمايهداري است لازم و ضروري بود آن را پذيرفتند.
در پایان مقاله اعتماد آمده: بدون توجه به اين ويژگيها و درك آنها، روياي گام گذاشتن در مسيري كه چين يا مالزي رفته است، مسيري كه قطعا در چارچوب رويكردها نياز به نقد دارد، تنها در حد رويا باقي ميماند. نظامهاي حكمراني اين كشورها اين اجازه را ميدهد كه در چارچوب نظام جاري اقتصاد جهاني داراي درجهاي تجربه رشد و توسعه، ولو ناقص و قابل نقد باشند. اين تجربه، در همين حد براي ما امكانپذير نيست چرا كه تكليف خود با تجدد و مدرنيته و نظام اقتصاد جهاني را هنوز روشن نكردهايم. از سويي به دنبال رشد و توسعه و استفاده از مزاياي فناورانه هستيم.
فتح الله آملی در سرمقاله روزنامه اطلاعات با بررسی آمار نوشته دولت تورم یکساله منتهی به آبان ماه را در حدود هفت و نیم اعلام کرده است. این نرخ تورم در تمام دو دهه گذشته در اقتصاد ایران سابقه نداشته و به خودی خود میتواند یک موفقیّت بزرگ اقتصادی برای دولت یازدهم به حساب آید اما چرا این کاهش قابل توجه نرخ تورم برای مردم چندان قابل احساس نیست؟ آیا آمارهای مراکز رسمی قابل اعتماد نیستند؟ آیا نرخ تورم بیشتر از اینهاست اما کمتر اعلام میشود؟
نویسنده با فرض این که تورم به زیر هشت درصد رسیده نوشته این اتفاق مهمی است اما وقتی آنرا در کنار سایر مؤلفههای موثر اقتصادی ارزیابی میکنیم، این شادمانی اندکی رنگ میبازد. از جمله افزایش حجم نقدینگی که یک خطر بالقوه به حساب میآید. بر اساس آمارهای دولت رقم نقدینگی از مرز یکصد و ده هزار میلیارد تومان هم فراتر رفته است.اما باید گفت لااقل، حالت انتظاریِ این حجم از نقدینگی را نمیتوان یک نوع خطر ندانست.
سرمقاله اطلاعات به این جا رسیده که: تلاش دولت تا اینجای کار برای کاهش نرخ تورم ستودنی و قابل تقدیر است اما برای ایجاد رونق و کاهش حجم بدهیهایش و جلوگیری از رونق دوباره سفتهبازی و تورم افسار گسیخته تبعی آن، انجام جراحی اقتصادی و قبول خطرات آن و ایجاد اصلاحات ساختاری در اقتصاد امری اجتناب ناپذیر است.
تردید در آمار
محمد صادق جنان صفت هم در انتقاد از آمار منتشر شده توسط بانک مرکزی نسبت به ارقام در آن تردید کرده و نوشته: اطلاعات آمارهای دیگر نشان نمیدهد بانکها افزایش سرمایه داشته باشند یا بخش عمدهای از مطالبات آنها نقد شده یا اینکه ملک و املاکشان به فروش رفته یا اینکه دولت بدهیهایش را پرداخته باشد.
به نوشته این مقاله: به نظر میرسد آمارهای ارائهشده از طرف بانک مرکزی با نقص همراه است و نقص بزرگ آن نیز نگفتن همه واقعیتهای تسهیلات پرداختی است که ادعا میکند. اینگونه آمار دادن بانک مرکزی چه دردی از جامعه درمان میکند؟ در حالی که متقاضیان دریافت تسهیلات از بانکها همچنان بر طبل بیپولی میکوبند و از این موسسههای پولی گلایه دارند که به آنها تسهیلات نمیدهند ادعای رشد ۴۵ درصدی وامدهی جز اینکه دولت را به دردسر میاندازد چیز دیگری نیست.
آیا واقعا بانکهای ایرانی ۸۰ میلیارد دلار به فعالیتهای گوناگون تسهیلات دادهاند؟
با این اعداد و ارقام ارائهشده از سوی بانک مرکزی باید یک طرف ماجرا را ناراستگو دانست؛ یا بانک مرکزی آب به آمار بسته و استمهالها و جریمههای آنها را نیز در زمره تسهیلات قرار داده یا اینکه مدیران و صاحبان صنعت ناراست میگویند و پولها را هدر دادهاند.

منبع تصویر، همدلی
با ترامپ و برجام چه می توان کرد؟
رضا نحوی در یک گزارش نظر نوآم چامسکی را نقل کرده که پیروزی یک دستراستی دیوانه در انتخابات آمریکا بسیاری از کارآفرینان و تحلیلگران اقتصادی در ایران را دچار شوک کرده است و به همین مناسبت نظر مهدی تقوی اقتصاددان و استاد دانشگاه علامه را درباره تاثیر انتخاب ترامپ بر برجام و در نهایت اقتصاد ایران پرسیده است.
این اقتصاددان به همدلی گفته است: شکی نیست برجامی که ظریف و کری به همراه وزیرخارجه چند کشور دیگر تدوین کردند، روابط اقتصادی ایران را تسهیل کرد. نظام تحریمها تا حدود زیادی متزلزل شد و بخشی از پول های بلوکه شده ایران آزاد شد.
حالا درست است که کنگره آمریکا دوباره اقدام به تحریم مجدد کرده ولی به طور کلی فایده اصلی برجام برای ایران گسستی بود که بین ایالات متحده آمریکا و اروپا ایجاد کرد و آن اتحاد عمومی ایجاد شده علیه ایران تا حدود زیادی متزلزل شد.
آقای تقوی در پاسخ این سووال که ترامپ در شعارهای انتخاباتیاش وعده داده که برجام را نقض خواهد کرد گفته او رئیسجمهور بزرگترین اقتصاد دنیاست؛ از این نظر باید حرفهایش جدی گرفته شود هر چند که آن سخنان جنبه تبلیغی داشته باشند، از طرفی ترامپ نه سابقه کار سیاسی دارد و اینکه گفته بخشی از برجام را میخواهم تغییر دهم در صورتیکه اگر بخواهد چنین عملی را انجام دهد این توافقنامه دیگر اسمش برجام نیست، چیز دیگری است.
در پایان گزارش این روزنامه آمده: اتفاقی که در برجام روی داد و به زعم من ایدهای خلاقانه از طرف گروه ایرانی بود، این بود که به جز آمریکا دیگر قدرتهای بزرگ سیاسی هم سهمی در این توافقنامه پیچیده به لحاظ فنی و حقوق بینالملل داشتند. از این رو در صورت بروزهرگونه انشقاقی در آن سوی میز، ما اتحادیه اروپا را خواهیم داشت. اتحادیه اروپا بخش اعظمی از تحریمها را لغو کرده و اکنون شما میبینید که میخواهند ایرباس به ایران بفروشند.
افتخار برای وزارت خارجه
اعتماد در سرمقاله خود با نگاهی به جوامع پیشرفته پرسیده مجادله سیاسی آن ها حداكثر به چه دورهاي از تاريخ آنها برميگردد. جنگهاي استقلال؟ انقلاب فرانسه؟ جنگهاي ناپلئون؟ وحدت آلمان؟ جنگ جهاني اول؟ جنگ جهاني دوم؟ جنگ ويتنام؟ جنگهاي استعماري؟... كداميك موضوع مجادلات سياسي روز آنان است. به جرات ميتوان گفت كه هيچكدام. شايد فقط در اين ميان هولوكاست استثنا باشد كه اكنون نيز به آن حساسيت وجود دارد كه دلايل خاص خود را دارد.
این مقاله سپس اشاره کرده که در ایران حوادث تاریخی از دوره باستان همه زنده هستند و مجادله پذیر چه رسد به حوادث دهه اخير، حوادث جنگ و انقلاب، دوره پهلوي دوم، قضاياي ٢٨ مرداد، كل دوره پهلوي اول، همه تازه و بهروز هستند و چگونگي قضاوت و داوري ما درباره آنها در رقابتهاي سياسي روز نتايج مستقيم و مهم از آنها گرفته ميشود.
به نظر سرمقاله اعتماد: در چنين فضايي هيچ گروهي علاقه به رو كردن اسناد تاريخي ندارد، مگر آن بخش از اسناد كه به نفع اين گروه باشد، چون هر نوع قضاوت تاريخي، مابهازاي سياسي و روزانه دارد. به همين دليل است كه انتشار اسناد تاريخي در ايران موضوعيت پيدا نميكند، در حالي كه در جوامع ديگر چنين نيست.
با این مقدمه اعتماد نوشته: اكنون وزارت خارجه هزاران نسخه از اسناد را از وضعيت محرمانه خارج كرده، آيا باز شدن درهاي بايگاني اسناد محرمانه به روي محققان ميتواند كمك كند كه در مسائل سياسي روز خود به بيش از ٣٠ يا ٤٠ سال پيش نرويم و استخوانهاي اجساد تاريخي را از طريق نبش تاريخ بيرون نريزيم؟ به نظر نميرسد كه پاسخ مثبت باشد. ما نيازمند تعريف يا نگاه جديدي نسبت به حال و آینده خود هستیم.
ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است
آساره کیانی در مقاله ای در همدلی نوشته: باید جوانان و نوجوانانی در اعماق زندانی دخمهمانند در حاشیه شهر بزرگی مثل تهران، جانشان را از دست بدهند و البته در میان کشتهشدگان، فرزند یکی از مقامهای مسئول کشور موجود باشد، تا درب زندان- به اصطلاح- تخته شود.باید صورتهای چند تا از دختربچهها و پسربچههای زیبای این کشور بسوزد تا تصمیمی برای جمعآوری بخاریهای نفتی از مدارس کشور، گرفته شود.
نویسنده منتقد افزوده: تا داعش - این نیروی تروریستی منطقه- نیامده بود، مسئولان زیستمحیطی کشورمان که متوجه عمق فاجعه در محیط زیستمان نشده بودند.باید وضعیت دستفروشان کل کشور به نقطه بحران برسد و چندین دستفروش کتک بخورند یا کشته شوند تا بالاخره دیده شوند!
سرانجام مقاله همدلی این که: میگویی عیبی ندارد؛ ماهی را هر وقت از آب بگیریم نمیمیرد که؛ تازه است و فقط ممکن است زمانیکه از بیرون به این تصویر نگاه کنی کمی ناراحت شوی؛ تصویری که نشان میدهد آدمهای مسئول، روی صندلیهایشان نشستهاند و تنها صدای یک سیلی میتواند اندکی آنها را روی صندلیهایشان جابهجا کند؛ سیلیای که صدایش را رسانههای داخل که سهل است؛ رسانههای خارجی هم پخش میکنند و بعد نقش ماهی مردهای را داری که دارد به اعماق اقیانوس نگاه میکند.
تشکر مردمی
شهرونگ ضمیمه طنز روزنامه شهروند در تیتر بزرگ خود از زبان یک روانپزشک نوشته: خواندن بعضی روزنامهها و دیدن اخبار صدا و سیما اعصاب ملت را خرد میکند! و بر آن از قول انجمن دندانپزشکان به طنز افزوده: سفت بستن دهان مردم، دندان مردم را میشکند!
در تیتر دیگری در این روزنامه یک متخصص اعصاب و روان گفته: روزی دو ساعت راه رفتن روی اعصاب مردم کمر اعصاب مردم را میشکند! و سرانجام مردم گفته اند: از اینکه در این سه سال اخیر کمر ما مهم شده به خود میبالیم!
#کمره #شاه_فنره #شهرونگ

منبع تصویر، شهرونگ
شرمندگی از شکست
سه روز بعد از کیهان که در عنوان بزرگ خود لغو سخنرانی یا کارنامه پر از خالی دولت را مطرح کرده و ادعا کرده بود جنجال برپا شده بر سر لغو سخنرانی علی مطهری در مشهد برای پوشاندن شکست های دولت است، روزنامه جوان سرمقاله خود را به همین موضوع اختصاص داده و هواداران مشخص شدن مبنای قانون تصمیم دادستان مشهد را غوغازیستان و تجدیدنظر طلبان خوانده که برایشان علی مطهری موضوعیتی ندارد آن ها جسارت های ساختارخانه نایب رییس مجلس را می خواهند.
رحيم زيادعلي در مقاله روزنامه سپاه پاسداران در ماجراي لغو همايش غيرقانوني شوراي موسوم به اصلاح طلبان خراسان رضوي كه علي مطهري قرار بود سخنران آن باشد، يكي از روزنامهها با آب و تاب فراوان تيتر زد: «رأس امور كجاست؟» و علي مطهري را معادل مجلس معرفي كرد! رئيسجمهور محترم براي نخستين بار ابراز «شرمندگي» كرد و دستور پيگيري به وزراي كشور و دادگستري داد.
جوان نوشته اين شرمندگي نه از بابت عمل نكردن به قولهاي گشايش اقتصادي ۱۰۰ روزه است كه در هر تريبون با ربط و بيربط، پيش و پس از انتخابات رياست جمهوري فريادش زده شد، همچنانكه رئيسجمهور در همان جلسه مشترك دولت و مجلس تصريح كرد: اگر جايي نياز به عذرخواهي داشت، بدون شك و ترديد بايد از مردم عذرخواهي كنيم چرا كه مردم ولينعمت»هاي ما هستند. اين شرمندگي حتي از آن جنسي نيست كه اكنون و پس از گذشت سه سال و نيم از عمر دولت «تدبير و اميد!» بيايند و شجاعانه از «ولي نعمتان» خود عذر بخواهند.
اهمیت دفاع از حقوق نمایندگان مردم
در حالی که دو روزنامه تندرو صبح اعتراض کرده اند که چرا مجلس و دولت لغو سخنرانی علی مطهری را بزرگ کرده و به نظر دادستان مشهد تن نداده اند بهروز نعمتی سخنگوی هیأت رئیسه مجلس در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: اعتراض نمایندگان به لغو سخنرانی نایب رئیس مجلس در مشهد برخلاف آنچه گروهها و چهرههای هوادار این اقدام میگویند، موضوعی بسیار حیاتی و مهم است که باید با قاطعیت دنبال شود.
این نماینده مجلس مشکل را هم نظر حفظ جایگاه و شأنیت قوه مقننه مهم دانسته و تاکید کرده بستن دهان نمایندگان معنایی جز بستن دهان مردم ندارد و سپس پرسیده: آیا برای قوای دیگر هم این گونه است؟ حتی مشهودتر از این اگر سخنرانی آقای مطهری در مقام نایب رئیس مجلس دهم نیاز به مجوز دارد، چرا تا همین چند ماه پیش سخنرانی آقایان ابوترابیفرد و باهنر در مقام نواب رئیس مجلس نهم نیاز به چنین اقداماتی نداشت؟ پاسخ به این سؤالات چیزی جز مجموعهای از اقدامات متناقض را آشکار نمیکند.
به نوشته سرمقاله روزنامه ایران: اینکه تمام مراحل انجام این سخنرانی طبق قانون و توسط مرجع قانونی یعنی شورای تأمین انجام شده و سپس در یک دستور یک طرفه تمام این مراحل و اقدامات قانونی نادیده گرفته میشود، خطر بزرگی برای حاکمیت قانون در کشور ما است. خصوصاً اینکه این حاکمیت توسط نهادی از درون نظام مورد خدشه قرار میگیرد. پیامد مشخص تکرار چنین دست اقداماتی تنها و تنها اعتمادزدایی بیشتر از شهروندان در قبال قانون است.
این همه مراقبت اثرش کو
علی میرفتاح در ستون کرگدن روزنامه اعتماد با اشاره به این که ظاهرا لغو سخنرانی برای پیشگیری از واکنش ها صورت گرفته نوشته این بزرگ تر ها چه کسانی هستند که نگرانند كه اگر پاي سخنراني مطهري بنشينيم يا فلان فيلم را ببينيم يا بهمان كتاب را بخوانيم يا بيسار روزنامه را ورق بزنيم، حالمان بد ميشود و مجبور ميشويم به شيوههاي درماني سخت و هزينهبري تن بدهيم.
به نوشته این مقاله: احتمالا آن دسته كه امروز محدوديت و ممنوعيت وضع ميكنند دارند پيشگيري ميكنند كه فردا گرفتار درمان نشويم. ما اگر جلوي خود را ول كنيم و هرجا پاي هر سخنراني بنشينيم و هر فيلمي را ببينيم و هر مجلهاي را بخريم و هر كتابي را بخوانيم آن وقت مريض ميشويم و گرفتار تيغ جراحان... براي همين گروهي خبره بالا دستمان نشاندهاند و از سر بزرگواري همهچيز را كنترل ميكنند و جلوي ويروسها و ميكروبها را ميگيرند. مينشينند و فيلمها را با دقت ميبينند تا خوب و بدش را از هم سوا كنند و تكههاي خوب و بيخطرش را به ما نشان بدهند و تكههاي بدش را دور بريزند يا در انباري ذخيره كنند.
نویسنده به یادآورده اوايل انقلاب که در مساجد فيلم نشان ميدادند بعضي بزرگترها ، شب قبلش مينشستند و فيلم را ميديدند به اين نيت كه مثل صافي ناخالصيهايش را بگيرند و خالصش را به ما نشان بدند. همان موقع در عالم بچگي اين سوال برايمان مطرح بود كه اين حق را چه كسي و از چه ناحيهاي و به چه توجيهي به اين رفقا داده است؟ آيا به تجربه معلوم شده است كه اينها مصلحت و ميل و نياز ما را بهتر تشخيص ميدهند؟ آيا اين كاري كه در اين مدت كردهاند تاثيري هم داشته؟ اين همه مميزي و مراقبت و كنترل آخرش به كجا كشيده.
لینچان؛ بازی تموم شد!

منبع تصویر، اعتماد
فریور خراباتی در ستون طنز روزنامه ایران نوشته: ماجرای چین چیست؟ مشکلشان کجاست واقعا؟ ظاهراً بچهها یک جوری در چین کشورداری میکنند که هر روز پای ثابت ستونهای طنز باشند.یعنی آنجا یک طوری شده که بنده این ترس را دارم که پس فردا اگر کسی پس از دو بار تلاش نتواند نخ را از سوراخ سوزن رد کند، او را زیر چرخ خیاطی بگذارند.اخیراً دولت این کشور اعلام کرده که دانشآموزان چینی در صورت تقلب در امتحانات ممکن است تا ۷ سال به زندان محکوم شوند!
این در حالی است که بخش بزرگی از خلاقیت نسل جوان در کنار ساخت«داب اسمش» در تقلب کردن است. مورد داشتهایم برای امتحان دکتری تقلب نوشته، الان جراح شده و عمل باز قلب انجام میدهد، حالا در نهایت ممکن است یک پنسی، قیچی چیزی داخل لوزالمعده بیمار باقی بگذارد که آن هم هیچ ایرادی ندارد، پیش میآید.
طنزنویس روزنامه ایران افزوده: حالا یعنی قرار است در زندانهای چین در کنار بند مفاسد اقتصادی، سارقان و اینها، بند متقلبان امتحانی هم داشته باشند؟ وجدانی قدیمها این زندان رفتن یک شأن و منزلتی داشت، یک حرمتی داشت، آخر نمیشود در بند کناری آدمی باشد که ۸ هزار میلیارد یوآن اختلاس کرده، آن وقت در بند کناری یک نفر حضور داشته باشد که سر جلسه امتحان تقلب از داخل جیبش پیدا کردهاند، این چیزها را نباید بازیچه قرار داد.در عین حال با تصویب این قانون، کار مراقبهای امتحان در چین خیلی حساس میشود.































