روزنامه های تهران: کشته گان فاجعه پلاسکو و سیاستزدگان آن
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
- منتشر شده در
روزنامه های صبح امروز تهران، سه شنبه پنجم بهمن همچنان اخبار و گزارش های مربوط به عملیات امداد در ساختمان فروریخته پلاسکو را مهم دیده و در تیترهای اصلی و عکس ها و مقالات خود آن را دنبال کرده اند. با گذشت یک هفته شکاف بین دو دسته از رسانه ها تشدید شده. روزنامه های شهرداری و جناح تندرو و اصولگرایان همراه با شهرداری موضوع را در تجلیل از اتش نشانان خلاصه می کنند در حالی که روزنامه های میانه رو و هوادار دولت در پیگیری حواشی ماجرا از فراوانی کشته شدگان یا مفقودین خبر می دهند.
خبرهای روزنامه های امروز حاکی است که صدا و سیمای جمهوری هم با دعوت از اعضای موافق شهرداری در شورای شهر و دعوت مدام از آنان در برنامه های مختلف سعی می کنند نه تنها شهرداری تهران را فارغ از مسوولیت در این فاجعه نشان دهند بلکه تجلیل اتش نشانان را تنها موضوع با اهمیت نشان دهند. در همین زمان نشریات تندرو و مخالف دولت در تیترهای خود از مسوولیت های دولت می نویسند.

منبع تصویر، جهان صنعت
فاجعه، بحران، اعتماد
علیرضا صدقی در سرمقاله ابتکار با اشاره به گذشت یک هفته از فاجعه ساختمان پلاسکو نوشته: از نیمه دوم هفته همه ـ از مدیران تا مردم ـ در انتظار اجساد و پیکرهای آتشنشانها و مردم بودند و البته هنوز هم هستند. در هنگامه این مبارزه با انفجار و آتش و دود و آوار، هرم مدیریتی شهر تهران نشان داد که توانایی چندانی در مواجهه با رسانهها و افکار عمومی به وقت بروز بحرانهایی از این دست ندارد. از زمان وقوع حادثه پلاسکو، تعامل و ارتباط مدیران ستاد بحران تهران با رسانههای جمعی در ضعیفترین شکل ممکن قرار داشت.
به نوشته این مقاله: شفاف نبودن خسارت جانی و مالی حادثه و جلوگیری از ورود خبرنگاران رسانههای عمومی به صحنه حادثه، بدون هیچ توجیه منطقی و علمی تنها دلیلی که میتواند داشته باشد، عدم اعتماد لازم این ستاد و در راس آن شهرداری تهران به رسانهها بود. رسانههایی که سعی کردند با اعزام خبرنگاران و عکاسان خود به محل حادثه نسبت به پوشش وسیع آن اقدام کنند.
مدیران ستاد بحران شهر تهران در ماجرای فاجعه ساختمان پلاسکو، خواسته یا ناخواسته جریان افکار عمومی را به سمت و سویی کشاندند که منبع تامین خبر جامعه محلی جز رسانههای جمعی باشد و این راهی دشوار را فراروی خود آنها و دیگر سطوح مدیریتی کشور قرار میدهد.
ابتکار در نهایت نوشته: به نظر می رسد مسوولان باید در پی التیام این اعتماد از دست رفته باشند. اعتمادی که البته نمیتوان به سادگی دوباره آن را به دست آورد و به دنبال ترمیم سریع آن بود. شاید لازم باشد مدیران بحران کشور تغییرات بنیادی در مشی و شیوه مدیریت بحران را در دستور کار قرار دهند. نقطه آغاز این تغییر بدون هیچ تردیدی آشتی با رسانهها و مطبوعات است.
یکجانبهگرایی در رسانه ملی
ولی الله شجاع پوریان در سرمقاله نوآوران نوشته: فارغ از عملکرد جناحی صداوسیما در دهه اخیر که همیشه مورد انتقاد بوده، رویکرد صداوسیما در مواجهه با آتش سوزی و ریزش ساختمان پلاسکو در تهران در روزهای اخیر بحث برانگیز بوده است. گرچه صداوسیما تلاش کرد با استقرار تیمهای مختلف در پخش مستقیم این حادثه نمره قبولی بگیرد، اما نحوه اطلاع رسانی، نشستهای کارشناسی، دعوت از میهمانان و استفاده از نظرات تخصصی کارشناسان جای ابهام دارد.
نویسنده به عنوان مثال یادآور شده که از مجموع ۳۱ عضو شورای اسلامی شهر تهران که همگی منتخب شهروندان تهرانی در این نهاد مردمسالار هستند، فقط ۴ عضو اصولگرا که سابقه همراهی و حمایت از شهردار تهران را در کارنامه خود دارند، به طور مکرر در بخشهای مختلف خبری حاضر شدهاند و تکصدایی و یکجانبهگرایی مطلق در بیان ابعاد مختلف این حادثه ناگوار از سوی آنان مشهود بوده است!
سرمقاله نوآوران اظهار عقیده کرده که: استراتژی رسانه ملی در مواجهه با این بحران مخفی کردن متخلفان و عوامل اصلی بروز این حادثه در پشت سنگر دفاع از آتشنشانان شهید است. بر اساس قانون اساسی و قوانین مختلفی که مجلس شورای اسلامی به عنوان بخشی از وظایف صداوسیما تصویب کرده، بررسی و شناسایی عوامل، نقد برنامههای دستگاههای اجرایی و کمک به ارتقای توان ملی در مواجهه با بحران از جمله وظایف مهم رسانه ملی به شمار میرود.
ضریب اطمینان
حسین ایمانی جاجرمی در مقاله ای در روزنامه ایران نوشته: هر چند ضریب اطمینان به اخبار شبکههای مجازی پایین است اما نمیتوان قدرت و سرعت عمل آنها را نادیده گرفت. در هر حال گسترش قابل توجه این فناوریها در ایران و عضویت میلیونها نفر در کانالهای ارتباطی در کنار عظمت حادثه، موج خبری و احساسی را ایجاد کرد. اما شاید نکته مهم، فداکاری و از جان گذشتگی آتشنشانان در عصر خودخواهی و خودمحوری است که ما را به منها تقلیل داده و وجدان جمعی جامعه ایران را با پرسش اخلاقی مهمی مواجه کرده است.
به نظر این جامعه شناس: اهمیت این مسأله بویژه زمانی بیشتر میشود که با واقعیتهای تلخی مانند جوانی جانباختگان آتشنشانی، سختی کارشان، حقوق اندکشان، وسایل ناکافیشان مواجه شده و در مقابل روح بزرگشان، ایثار و فداکاری در راه جامعه و انجام وظیفه را میبینیم. نوعی تداعی و به یادآوردن خاطرات دوران انقلاب و جنگ تحمیلی و بروز و ظهور روح همبستگی و تلاش بیمزد و منت برای اهداف متعالی اجتماعی که بدان تعلق داریم.
نویسنده مقاله روزنامه دولت نکته دیگر را لایه دیگر را از میان رفتن و نابودی نمادی از دوران مدرنیزاسیون تهران دیده، ساختمانی که روزگاری دور در خاطره جمعی تهرانیها بلندترین ساختمان تهران بود و محلی برای تفریح و فراغت. ساختمانها در کنار بعد کالبدی خویش گاهی اوقات این شایستگی را مییابند که بخشی از هویت جمعی یک ملت شوند و در این صورت گزارش مرگشان که به برکت ابزارهای نوین ارتباطی مرزهای زمانی و مکانی را درمینوردد، غمگینکننده خواهد بود و میتواند موجب ایجاد شوکی عظیم در میان مردم شود.

منبع تصویر، قانون
مفقودی زیاد داریم
محمد معصومیان در گزارشی میدانی از کلانتری ۱۰۹ تهران که برای جمع آوری اطلاعات پیرامون گم شدگان تعیین شده است نوشته که اتاق کوچک تجسس کلانتری پر از جمعیت است. مردها و زنان نگران و رنگ پریده در حال پر کردن فرم مفقودی هستند. دو مرد مسن روی صندلی وا رفتهاند و خیره به دیوار روبه رو نگاه میکنند. انگار اصلاً آنجا نیستند. پسری جوان از گوشهای به گوشه دیگر میرود انگار چیزی گم کرده. زنی با صدای بلند در حال گفتن مشخصات مفقودی است و مردی روی فرم یادداشت میکند. دو افسر پشت پیشخوان نشستهاند و حالشان تعریفی ندارد.
گزارشگران روزنامه دولت نوشته: در حال پر کردن فرم هستم و از مأموران میپرسم که از صبح چند نفر آمدهاند؟ تیز نگاهم میکنند و میگویند: «خیلی» فرم را میگیرم و بیرون میآیم. توی دربانی یک دژبان و یک سرباز پشت میز نشستهاند. آدرس فتوکپی را میپرسم و کم کم سر حرف را باز میکنم. دژبان میگوید: «از صبح سرمان شلوغ بود دروغ نگویم تا حالا ۲۰۰ نفر آمدهاند و اعلام مفقودی کردهاند. عجب فاجعهای شد. آدم باورش نمیشود این همه آدم آن زیر ماندهاند یا توی عملیات هستند و کسی خبر ندارد؟ پدرم از شهرستان تا حالا صد بار زنگ زده. نگران هستند.» با همدیگر حرف میزنند و از فاجعه ساختمان پلاسکو میگویند.
در بخشی از این گزارش آمده: دو مرد مسنی که داخل صندلیها وا رفته بودند از کلانتری بیرون میآیند. خانواده علی پهلوان هستند. مردی ۴۵ ساله که خدماتی ساختمان پلاسکو بود یا هست؟ برادر بزرگش میگوید: «دعا کن شاید زنده باشد. اگر مرده بود حتماً صدا و سیما یا شهرداری میگفت. آنها فقط میگویند آتش نشانها مردهاند» از مامازن آمدند برای پیگیری. پهلوان میگوید: «آخرین تماسی که داشته ساعت ۱۰ از پلاسکو بوده و بعد از آن تلفنش حتی بوق هم نمیخورد. زنش غش کرده و بچههایش گریه میکنند. خانه برادرم آتش گرفته».
سیاست بازی ممنوع است؟
اعتماد در سرمقاله خود با اشاره به اعتراض رییس شورای شهر تهران به کاسبکاری سیاسی در حادثه پلاسکو، سخنگوی که امروز روزنامه های مختلف از قول رییس قوه قضاییه هم بدان اشاره ها کرده اند نوشته: کسی که این را میگوید، آیا در موارد دیگر از جمله فیشهای حقوقی یا مساله راهآهن نیز چنین تذکری را داد؟یا معتقدند که «مرگ خوب است ولی فقط برای همسایه.» به علاوه اگرچه بهتر است از این موارد کسی سوءاستفاده جناحی نکند، ولی اگر درست نقد کند، طبیعی است که مسوولان ذیربط را تضعیف میکند.
در ادامه پاسخ این روزنامه به گفته های مهدی چمران آمده: مگر نه اینکه رییس شورای شهر و یار غار آقای شهردار، به صراحت اعلام کرده است که در سه سال گذشته ١٤ بار به مالکان ساختمان پلاسکو اخطار داده است، پس چرا به یکی از این اخطارها عمل نکرده است؟ چه اقراری بالاتر از این تخلف در مدیریت شهری؟ همه مردم میدانند اگر کوچکترین تخلفی کنند و شهرداری اخطار دهد، فرصت نمیدهند که به اخطار نوبت دوم برسد، فورا خودشان اقدام میکنند، چگونه در قضیه ساختمان پلاسکو ١٤ بار تذکر دادهاند ولی یکبار عمل و اقدام نکردهاند؟ خوب اگر ١٤٠ بار یا ١٤٠٠ بار تذکر میدادند چه فرقی میکرد که حالا ١٤ بار تذکر دادهاند؟ یا اصلا تذکری نمیدادند؟ آیا شهرداری به دستفروشان هم فقط تذکر میدهد، یا پیش از تذکر اقدام میکند؟
به نظر اعتماد: پاسخ را باید در روابط ویژه یافت. اگر این انتقادات مطرح شود، آیا کاسبکاری سیاسی است؟ اگر بخواهیم انتقاد کنیم و متهم به کاسبکاری سیاسی نشویم چه باید کرد؟ وقتی که شورای شهر با قضیه از اتهام فساد در واگذاری املاک آنچنان برخورد کرد، روشن است که دیگر کسی جرات نمیکند موارد دیگر را برملا کند. بهرهبرداری سیاسی هم واقعیتی مثل سایر بهرهبرداریها، ولی وقتی قابل دفاع است که شرافتمندانه باشد.
این روزنامه اصلاح طلب در نهایت نوشته: کاسبی سیاسی وقتی زشت و ناهنجار است که پول ملت و مردم تهران به جای آنکه صرف مترو و تامین امنیت زیرساختهای شهری شود صرف دو طبقه کردن پل صدر شد. کاسبی سیاسی وقتی ناهنجار است که به جای رسیدگی به املاک واگذار شده به آشنایان، جلوی افشاگران را بگیرند و علیه آنان جوسازی کنند. برای رسانههای اصلاحطلب و متعهد به اخلاق حرفهای، میان تصادف دو قطار با فرو ریختن ساختمان پلاسکو یا میان فیشهای حقوقی و واگذاری غیرقانونی املاک فرقی نمیکند.
مسوولیت شهرداری در پلاسکو
کامبیز نوروزی در مقاله ای در شرق به بررسی ابعاد حقوقی مسوولیت ها در حادثه آتش سوزی ساختمان پلاسکو پرداخته و در پاسخ شهرداری تهران نوشته: فرض کنیم این حادثه بهجای آنکه حدود ساعت هشت صبح رخ دهد که هنوز بیشتر واحدهای کسبی کار خود را شروع نکردهاند و خیابان نیز هنوز خلوت است، در ساعت ١٠ صبح یعنی دو ساعت دیرتر اتفاق میافتاد و ساختمان در حالی دچار آتشسوزی و ریزش میشد که هزاران نفر در آن رفتوآمد داشتند و خیابان نیز پر از خودرو و جمعیت عابران بود. در این صورت فاجعه چنان ابعادی مییافت که در تاریخ تمام کلانشهرهای جهان ثبت میشد.
به نوشته این حقوقدان: اخطارهای مکرر شهرداری تهران حکایت از آگاهی شهرداری از خطرات این ساختمان دارد اما شهرداری به چند اخطار بسنده میکند. ارسال رونوشت این اخطارها به چند دستگاه اجرائی و قضائی دیگر، همچون دادسرا، معاونت پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه، وزارت کار و ... ، با توجه به بند ١٤ ماده ٥٥، نه رافع مسئولیت شهرداری تهران است و نه مسئولیتی متوجه آن دستگاهها میکند. این رونوشتها فقط به معنای آن است که شهرداری چیزی را که تکلیف خودش بوده، به اطلاع دیگران میرساند. وقتی به حکم بند ١٤ شهرداری رأسا مسئول رفع خطر است، جایی برای مداخله یا مسئولیت دادسرا یا وزارت کار یا... باقی نمیماند.
به نظر نویسنده مقاله شرق: بخش بزرگی از مشکلات مربوط به اجرای عملی ماده ١٤ درباره ساختمان پلاسکو و ساختمانهای مشابه، بیش و پیش از هر چیز ناشی از بههمریختگی گسترده الگوی برنامهریزی شهری و مدیریت شهری و سیاستها و برنامههای شهرداری در کلانشهر تهران و ازهمپاشی نظم حقوقی این شهر است که عمدتا از حدود اوایل دهه ١٣٧٠ شروع شده و در دهه اخیر به شکلی بیسابقه و گسترده اوج گرفته است.
چهارشنبه سوری را تحریم کنیم
در حالی که روزنامه های تندرو و وابسته به سپاه پاسداران و گروه های جناح راست در تیترها و گزارش ها و مقالات خود کوشش دارند شهرداری تهران را از مسوولیت مبرا بدانند و از جمله کیهان امروز در تیتر اصلی خود نوشته آوار واردات بیرویه پلاسکو ها را بی صدا نابود می کند، روزنامه جوان به گونه ای دیگر به موضوع پرداخته است.
زهرا چیذری در گزارشی در صفحه اول این روزنامه با تاکید بر این که آتشفشان پلاسکو هنوز خاموش نشده و حتی تکهپارههای بیجان این غول آهنی با آتشنشانها و نیروهای امدادی سر سازش ندارند نوشته: نه فقط فضای پایتخت بلکه فضای تمام کشور حزنآلود است. این اندوه عمیق نه از فروریختن ساختمان پلاسکو و از دست رفتن بخشی از بازار سرمایه ملی، بلکه برای جانفشانانی است که به دل آتش زدند تا ناجی جان و مال پلاسکونشینان باشند و حالا پیکر بیجانشان در نبرد با آتش و آوار حتی نشانی ندارد.
گزارشگر جوان با تاکید بر جانفشانی آتشنشانان هدایت احساسات و هیجانات مردم به سمت و سوی مناسب و در یک پویش مردمی میتواند منتهی به اتفاقات خوشایندی شود؛ و در نهایت خواستار تدارک کمپینی برای تحریم چهارشنبه سوری شده است.
در ادامه گزارش دلیل چنین برشمرده شده: مواد محترقه چهارشنبه سوری همگی وارداتی و قاچاق است و تحریم این مواد در چهارشنبه سوری امسال در کنار اینکه میتواند از حوادث تلخ همهساله جلوگیری کند، در عمل حمایت از تولید ملی و «نه» به قاچاق هم محسوب میشود.
من و جهنم، همین الان یهویی!
شهرام شهیدی در صفحه طنز شهرونگ نوشته: ایرانی جماعت میتواند بعضی چیزها را بدون نگرانی از اینکه خارجیها زودتر از او بجنبند، به نام خودش ثبت کند. یکی از این بسیار فرهنگهای مختص به ما ایرانیها، سلفیگرفتن در هرشرایط زمانی و مکانی است. یعنی من مطمئن هستم اگر من را به جهنم هم ببرند- همین الان شنیدم عدهای گفتند آمین- آنجا با اولین دوربینی که دم دستم باشد، یک عکس سلفی میگیرم و به اشتراک میگذارم و زیرش مینویسم: «من و جهنم همین الان یهویی»
طنزنویس نقل کرده:- دوستی دارم که از ساعتهای اولیه حادثه درمحل حضور داشته. به او پیغام دادم تو در پلاسکو مغازه داشتی؟ نوشته نههانی. بعد هم به من توصیه کرده برای جلوگیری از مزاحمت در امر امدادرسانی از حضور درمحل خودداری کنم. برایش نوشتهام تو با آتشنشانهای محبوس آنجا نسبتی داری؟ زده تا جایی که میدانم نه. و بعد باز سفارش کرده مبادا با عکسگرفتن درمحل حادثه مانع کار نیروهای امدادی شویم و در راستای اثبات پیامش یک عکس از شلوغی محل و مزاحمت مردم برای نیروهای امداد فرستاده. از او پرسیدم، خب عزیزجان شما الان آنجا چه غلطی میکنی؟ تازه شانس آورد هنگام تایپ متن خانواده کنار دستم نشسته بود و چیز بیشتری به او عرضه نکردم. البته خیلی خونسرد جواب داده من شهروند خبرنگارم دیگه!
طنز شهرونگ به این جا رسیده که: عملکرد کانالهای خبری و سایتها هم درحادثه پلاسکو خیلی عجیب بود. آنها ضمن دعوت به مردم برای عدم حضور در محل حادثه از همان مردم میخواستند اگر عکس و فیلمی از حادثه در اختیار دارند، برای آنها ارسال کنند تا به اسم خودشان منتشر شود. خب من وقتی نروم به محل حادثه، چطور میشود از آنجا فیلم گرفته باشم؟

منبع تصویر، قانون
فورمول مهار ترامپ
صلاح الدین هرسنی در سرمقاله جهان صنعت نوشته: مایکل توماس فلین، مشاور امنیت ملی آمریکای عصر ترامپ، رویکرد راهبردی خود را با عنوان سرطان بدخیم در مورد گروههای تکفیری تنظیم کرده است. بیان چنین رویکردی به معنای آن است که الگوها و روندهای سیاست خارجی آمریکای ترامپ براساس نظامیگری شکل گرفته و در آیندهای نزدیک میزان تحرک و نقشآفرینی نیروی نظامی آمریکا در حوزههای امنیتی همانند خاورمیانه افزایش خواهد یافت.
اما نویسنده تاکید کرده: نظامیگری ترامپ بیش از آنکه معطوف به رویارویی با اهداف منطقهای و امنیتی ایران باشد در جهت محدودسازی تحرک گروههای بنیادگرا همانند داعش و احرارالشام بهکار گرفته خواهد شد. نتیجه و برآیند منطقی چنین کنشی به معنای عقبنشینی ترامپ از برخی مواضع چالشزا و مخاطرهآفرینی است که او از قبل به ویژه در کارزار انتخابات بر آن تاکید داشت. بنابراین در رهگذر توجهات ترامپ و گروه کاریاش به مبارزه با تروریسم، بخشی از رفتارهای گریز از مرکز و چالشآفرین او در ساختار نظام بینالملل مهار خواهد شد.
مقاله فورمول مهار ترامپ نظر داده: آمریکای عصر ترامپ گرایش زایدالوصفی به مطلوبیتهای اقتصادی دارد بنابراین باید فصل تازهای را در محیطهای منطقهای و بینالمللی تجربه کند. مسلم است که اجماع و تمرکز کشورها بر اولویتهای اقتصادی تا میزان قابل توجهی بر ضرورتها و اولویتهای ترامپ در عرصه اقتصادی پاسخ خواهد داد. محققا این توجه و چنین اجماعی به معنای عقبنشینی ترامپ از مواضع رادیکالش خواهد بود. بنابراین تردیدی نیست که این راهبرد به سهم خود بتواند از میزان ترکتازیهای ترامپ جلوگیری کند.
تحولات سوریه؛ یک گام به پیش
علی شکوهی در مقاله ای در اعتماد با اشاره به نشست آستانه و همکاری دولت های روسیه، ایران، ترکیه و سوریه چند نکته را مهم دیده. اول این که: تاکنون اقدامات نظامی در دستور کار هم دولت و هم معارضان سوری قرار داشت و اکنون بعد از کشته شدن دهها هزار تن از مردم و تخریب قسمت عمده شهرها و امکانات، معلوم شد که هیچیک از طرفین این توان را ندارند با روش نظامی بر تمامی سوریه مسلط شوند. در این شرایط طبعا راهکارهای سیاسی و مذاکره اولویت پیدا میکند. در گذشته هم در کنار جنگ، مذاکراتی صورت میگرفت اما گردانندگان آن مذاکرات بیشتر کشورهای غربی و دولتهای مدافع معارضان سوری بودند که خودشان بانیان این جنگ به حساب میآمدند.

منبع تصویر، شهروند
به نوشته این مقاله: در مذاکرات «آستانه» طرفین منازعه سوریه بدون واسطه با یکدیگر مذاکره میکنند. در واقع مذاکرات سوری - سوری یک گام به پیش در حل مسائل این کشور است و این را باید به فال نیک گرفت. در اینکه در سوریه همه معارضان دست به سلاح بردهاند تردیدی نیست اما کنار گذاشته شدن بخشی از نیروهای مسلح معارض از این مذاکرات، منطق خودش را دارد. آنان به مدلی از خلافت اسلامی اعتقاد دارند یا تن به آتشبس ندادهاند یا حرفشنوی آنان از عربستان زیاد است یا در فهرست تروریسم جهانی قرار دارند.
و سرانجام مقاله اعتماد به این جا رسیده که: همکاری جدی ایران و روسیه با طرفین مذاکره معنای خاصی دارد. همان دولتهایی که با تروریسم مخالفند و تجزیه سوریه را بر نمیتابند و سقوط دولت این کشور با زور نظامی را به زیان آینده منطقه میدانند عملا بخشی از مخالفان مسلح را به رسمیت شناخته و دولت سوریه را به مذاکره با آنان کردهاند. این گامی مناسب و تحولی مثبت است و میتواند تضمینی برای اجرایی شدن توافقات فیمابین باشد.
چرا همه چیز را سیاسی میکنید؟
آیدین سیارسریع در صفحات طنز بی قانون در اعتراض به تبدیل همه چیز به سیاسی چند واکنش پیرامون جشنواره فجر را منعکس کرده اول از همه: از مسئولان برگزاری جشنواره فیلم فجر تشکر میکنم که امکان خرید اینترنتی بلیت را فراهم کردهاند. در سالهای قبل با هزار سختی و مشقت باید به طور حضوری اقدام به تهیه بلیت میکردیم در حالی که امسال به راحتی سایت فروش بلیت را باز میکنیم و میفهمیم که باید حضوری اقدام به تهیه بلیت نماییم. اینطوری خیلی راحتتر شده. دمتون گرم.
(علاقهمند به سینما از تهران)
یک مسوول برگزاری جشنواره گفته: به نظر من اختلال در سایت بلیتفروشی فجر مشکل فنی نیست، مشکل فرهنگی است. ازدحام بیش از انتظار مخاطبان فیلم فجر از ساعات ابتدایی بلیتفروشی اینترنتی باعث شد که سایت با اختلال مواجه شود. واقعا کی میخواهیم فرهنگ ایستادن در صف و رعایت نوبت را بیاموزیم؟ اه!
حسین کیهانی از منظومه شمسی گفته:چرا بعضی جریانها اصرار به سیاسی کردن حادثه پلاسکو دارند؟ علت حادثه روشن است. ساختمان فرسوده تحمل خود را در اثر پایکوبی و بالا و پایین پریدن آقایان دولت یازدهم برای مسائلی چون برجام و خریدن چهار تا ایرباس کهنه و فرسوده از دست داد و فروریخت. این دیگر سیاسی کاری ندارد.
اما در نهایت طنزنویس بی قانون از زبان مردم ایران نوشته: میخواستم به مسئولان بگم ما دعواهای سیاسی رو دوست داریم. ما وقتی قربانی بیتوجهی مسئولان میشیم، آوار میریزه سرمون، سیل میبردمون، تو جاده سنگ میافته سرمون، گوشی دستمونه و از تلگرام لحظه به لحظه دعوای دولت و شهرداری و... رو چک میکنیم و بیوقفه لذت میبریم. همینطور ادامه بدین.































