روزنامههای تهران: ترامپ در صدر مطالب
- نویسنده, فرج بال افکن
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
روزنامههای امروز سهشنبه ١٢ بهمن ١٣٩٥، در گزارش ها و یادداشتهایی تحولات آمریکا بعد از فرامین اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا را بررسی کردهاند. همچنین گزارش و تصاویری از مراسم تشییع قربانیان سازمان آتشنشانی تهران منتشر شده که با انتقادهایی هم همراه است.
دموکراسی دیواری!

منبع تصویر، جمهوری اسلامی
سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی با این جمله شروع شده که تکرویها و سیاستهای تهاجمی ترامپ، این روزها به خبر اول در مقیاس جهانی تبدیل شده و رفتارها و تصمیمات غیرمنتظرهاش، جهان را یکپارچه علیه آمریکا متحد کرده است. اگر تا دیروز کشورهای همپیمان آمریکا در زمره همراهان دیپلماسی واشنگتن محسوب میشدند، امروزه فریاد اعتراض متحدین آمریکا، اگر بلندتر از دیگران نباشد، حداقل کمتر و ضعیفتر هم نیست.
علاوه بر این، دستور ترامپ برای حصارکشی در مرزهای طولانی با مکزیک از جمله مواردی است که ادعاهای فریبکارانه آمریکا را در مقیاس جهانی به زیر سوال برده و سکوت یا همراهی با چنین سیاستهای نژادپرستانهای را به یک رسوایی بزرگ و تاریخی تبدیل کرده است.
آمریکاییها گرفتار در دام سپهر پدیده ترامپ

منبع تصویر، اعتماد
فرید مرجایی در روزنامه اعتماد نوشته است که برای تیم دونالد ترامپ مهم است که در این مقطع جایگاه دولت خود را از نظر سیاسی، روانی تثبیت کرده و در نتیجه با قاطعیت، سیاستهای بحثانگیز خود را به کرسی بنشاند. در مقابل آن، نهادهای مدنی، بخش عظیم مردم و مخالف گفتمان ترامپی معتقدند که از نظر روانی مهم است که با نمایش قدرت در همان بزنگاه اولیه، هژمونی آقای ترامپ را بشکنند. با پوشش رسانهای کافی، سازماندهندگان این بسیج عمومی موفق شدند که یکی از بزرگترین تظاهرات را در تاریخ آمریکا به نمایش بگذارند. باید در نظر داشت که احساسات مردمی نیازمند یک ظرف تشکیلاتی ایت که بتواند در نهایت در حوزه سیاسی تاثیرگذار باشد.
آقای مرجایی در ادامه این سوال را هم مطرح کرده که آیا این اقدام در همین جا خاتمه خواهد یافت، یا این حرکت میتواند به نوعی استمرار داشته باشد؟
دیوانهای و سنگی و چاهی!

منبع تصویر، اطلاعات
ابوالقاسم قاسمزاده در ستون محک روزنامه اطلاعات یا سرمقاله آن به طعنه نوشته که نگاهی به شعارها و رفتار ترامپ، رئیس جمهوری جدید آمریکا، نگارنده محک را به یاد یک ضربالمثل فارسی انداخته که میگوید؛ دیوانهای سنگی در چاهی انداخت، آنچنان سهمگین که صد عاقل بعد از او قادر به بیرون آوردن آن نشدند!
به نوشته این مقاله، دو فیلم سینمایی آمریکایی، یکی فیلم مشهور «دیوانه از قفس پرید» با بازیگری هنرمند برجسته آمریکایی، جک نیکلسون و دیگری فیلم «شبکه» که در دهه هفتاد میلادی ساخته شد با بازیگری هنرمندانه پیتر فنچ را یک بار دیگر باید دید تا ترامپ، رئیس جمهور آمریکای امروز را بازیابی کرد.
پاسکاری با پلاسکو

منبع تصویر، شرق
در حالی که امروز در برخی گزارشها انتقاداتی به نحوه مراسم تشییع آتشنشانان کشته شده در حادثه پلاسکو منتشر شده است، آمنه شیرافکن، در گزارش اول روزنامه شرق نوشته که مسئولان ١٦ دستگاه مسئول در این حادثه روز گذشته میهمان کمیسیون عمران مجلس دهم بودند. این گزارش به نقل از عبدالکریم حسینزاده، نماینده مجلس نوشته که شهرداری کماکان تاکید دارد که اخطارها را به بنیاد داده و بنیاد هم میگوید که نامه و اخطاری به دستش نرسیده است.
خانم شیرافکن نوشته که ماجرای پلاسکو به این زودیها خاتمه نمییابد. رئیس جمهوری خواستار تدوین گزارش ملی حادثه پلاسکو شده و احمد مسجدجامعی هم تدوین گزارش مشابهی را از سوی شورای شهر تهران خواسته است. حالا باید دید در پی این گزارشنویسیها در نهایت چه مسائلی برای افکار عمومی محرز خواهد شد و چه نکاتی از پس پرده برون خواهد افتاد.
چند نکته مغفول در باره پلاسکو

منبع تصویر، شهروند
روزنامه شهروند با یادآوری این گفته مدیر بنیاد مستضعفان مبنی بر این که دو ساله یک ساختمان جدید در محل ساختمان فرو ریخته پلاسکو احداث و تحویل مستاجران خواهد شد، در سرمقاله امروز خود نوشته که بگذریم از اینکه همین قول به منزله پذیرش مسئولیت است، زیرا اگر مسئولیتی متوجه مالک نیست چرا باید خسارت دیگران را بپردازد؟ سهل است که باید خودشان نیز از مقصران احتمالی ادعای خسارت کنند، ولی در هر حال کسی زحمت این سوال را به خود نداد که از آقای مدیر بنیاد مستضعفان بپرسد که از کجا و بر چه اساسی میخواهد پول چنین اقدام مهمی را تهیه کند؟ مگر نه این که این پول مال مردم است، پس چرا به این راحتی در باره خرج کردن آن و نیز گذشتن از خسارت وارده چشمپوشی و آسانگیری میشود؟
نویسنده سرمقاله ابراز امیدواری کرده که مسئولان بنیاد مستضعفان به این پرسشهای ساده، پاسخهای مستدلی بدهند.
مدیران بحرانساز

منبع تصویر، آفتاب یزد
علیرضا کریمی، سردبیر روزنامه آفتاب یزد در سرمقاله شماره امروز نوشته که قدر مسلم در مدیریت بحران، عقبمانده هستیم. آنچنان عقبمانده که بعضا نه تنها بحران را مدیریت نمیکنیم، بلکه با تصمیمات خود آن را تولید هم میکنیم.
به نوشته آفتاب یزد، پس از فاجعه پلاسکو، بسیاری از فقدان مدیریت بحران گفتند و نوشتند که اگر حادثه مدیریت میشد، تبدیل به فاجعه نمیشد. با مرور وقایع روزهای گذشته به نظر میرسد که این اعتقاد چندان هم ناصواب نیست. وقتی حادثهای در این ابعاد رخ میدهد و آواربرداری آن ده روز زمان میبرد و بخشی از شهر فلج میشود، قطعا یک جای کار میلنگد.
آقای کریمی نوشته که مدیرانی که برای چنین روزهایی به کار گمارده شدهاند، نه تنها توانایی مدیریت و کنترل بحران را ندارند، بلکه بعضا بحران نیز پمپاژ میکنند. مصداق بارز ادعای فوق نحوه برگزاری مراسم تشییع شهدای آتش نشان است.































