شکست برنامههای توسعه در ایران؛ مبنای بودجه سال آینده ایران کدام برنامه است؟

منبع تصویر، AFP
- نویسنده, سیاوش نوروزی
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
حسن روحانی، رئیس جمهور ایران در حالی آخرین لایحه بودجه خود را به مجلس ارائه کرد که هنوز تکلیف برنامه پنج ساله ششم توسعه روشن نیست.
برنامه ششم توسعه پائیز سال گذشته تقدیم مجلس ایران شد ولی بدلیل نزدیکی به زمان انتخابات، نمایندگان مجلس برنامه پنجم به مدت یک سال تمدید کردند و این برنامه تصویب نشد.
دولت هم به ناچار مجبور شد آن را از مجلس پس بگیرد.
بررسی برنامه ششم توسعه هماکنون در کمیسیونهای مجلس در دست بررسی است و هنوز به صحن علنی نیامده است.
حالا این پرسش از سوی منتقدان مطرح شده که دولت بودجه سال آینده را بر اساس کدام برنامه به مجلس ارائه کرده است.
در حال حاضر مشخص نیست که آیا برنامه پنجم یک سال دیگر تمدید خواهد شد یا مجلس فرصت خواهد داشت تا برنامه ششم را پیش از پایان امسال و همزمان با بررسی لایحه بودجه سال آینده تصویب کند.
لایحه بودجه، برنامه مالی دولت برای یک سال است و معمولا بر مبنای لایحه برنامه پنج ساله تنظیم می شود و دولت بر اساس آن برنامه مالی خود را بگونهای تنظیم می کند که بتواند به اهداف پیش بینی شده در برنامه پنج ساله دست یابد.
بنظر میرسد دولت مبنای خود را بر تصویب لایحه برنامه ششم توسعه توسط مجلس قرار داده است اما به عقیده بعضی از کارشناسان اقتصادی، عملکرد برنامههای توسعه در ۳ دهه اخیر کارنامه خوبی نداشته و بود و نبود آن تفاوت چندانی ندارد.
نگاهی تاریخی نشان میدهد که برنامه های توسعه در ایران از زمان شروع آن در سال ۱۳۲۸ تا اوایل دهه پنجاه با فراز و فرودهایی مواجه بودند اما بعضی از آنها تا حدودی به نتایج پیش بینی شده دست یافته اند اما بعد از انقلاب این برنامهها با اهداف خود فاصله زیادی داشتهاند.
بگفته بعضی کارشناسان، برنامه چهارم توسعه (۱۳۵۱-۱۳۴۷) پیش از انقلاب موفقترین و موثرترین برنامه توسعه بوده است که ایران را به سمت صنعتی شدن پیش برد و رشد اقتصادی ۱۴ درصدی بهمراه داشت.

منبع تصویر، AFP
اولین برنامه توسعه بعد از انقلاب که دولت اول اکبر هاشمی رفسنجانی در سالهای ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ آن را اجرا کرد، رشد بالای ۷ درصد داشت و هیچکدام از چهار برنامه بعدی نتوانستند به چنین رشدی دست پیدا کنند.
هر چند این برنامه هم با موانع جدی روبرو شد و نتوانست به اهداف خود در بخشهای دیگر برسد..
بعد از این برنامه، برنامه سوم توسعه بعد از انقلاب را یکی از موفق ترین برنامههای توسعه بعد از انقلاب نامید که بین سالهای ۱۳۷۹تا ۱۳۸۳ در دولت دوم محمد خاتمی اجرا شد و رشد اقتصادی نزدیک به ۶ درصد بهمراه داشت.
سرنوشت تلخ آخرین برنامه
زمانی که محمود احمدی نژاد به قدرت رسید صریحا با برنامه چهارم توسعه که در دولت آقای خاتمی تهیه و در مجلس تصویب شده بود، مخالفت کرد و گفت این برنامه "در بخشهای گوناگون منتاقض" است.
او در عمل هم نشان داد که اعتقاد خاصی به این برنامه ندارد.
محمود احمدی نژاد در یک سخنرانی در آذر ماه سال ۱۳۸۶ گفته بود "در تلاش است اصلاحات در بخش های مختلف از جمله نظام مدیریت و برنامه ریزی و بانکها را متناسب و مبتنی بر اندیشه های اسلام ناب محقق کند".
در همان سال(۱۳۸۶) دولت آقای احمدی نژاد سازمان مدیریت و برنامه ریزی را منحل کرد و معاونتی را جایگزین آن کرد تا کار برنامهریزی و بودجه نویسی را انجام دهد.
یک سال بعد( ۱۳۸۷) پرویز داودی، معاون اول رئیس جمهور گفت: "مبانی نظری برنامه چهارم توسعه طوری طراحی شده بود که آن مکتوبات قابل تحمل نبود و بر اساس اسناد موجود، کشور را به انفعال در برابر نظام سلطه تشویق می کرد".
در چنین فضایی مشخص بود که در دولت وقت تعهدی به اجرای برنامه توسعه چهارم وجود ندارد ولی حتی برنامه پنجم توسعه (۱۳۹۴-۱۳۹۰) که دولت اقای احمدی نژاد آن را تهیه کرد بدترین نتیجه را در بین برنامه های توسعه در ایران داشت و رشد اقتصادی و سرمایهگذاری در این دوره منفی بود.

منبع تصویر، Getty Images
با این توصیف این پرسش وجود دارد که چرا برنامههای توسعه پیش از انقلاب به نسبت نتایج موفقیت آمیزتری داشتند اما برنامه های توسعه بعد از انقلاب نتوانستند به اهداف پیش بینی شده برسند؟
کارشناسان اقتصادی می گویند برنامههای اول توسعه جزو برنامهای پروژهای بودند و تمرکز بر اجرای پروژههای بزرگ و کوچک هدف بود و تمام نیروی کشور صرف به نتیجه رسیدن آن پروژه ها می شد.
بهمین دلیل نتایج آن به پیش بینیها نزدیکتر بود اما به محض این که این برنامهها به برنامههای جامع تبدیل شدند، از اهداف پیش بینی شده فاصله گرفتند.
برنامهریزان ایرانی بعد از موفقیت نسبی برنامه های اول توسعه به این نتیجه رسیدند که میتوانند با تبدیل برنامههای جدا از هم به یک برنامه جامع و کلان که تمام مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را در بر میگرفت، این موفقیت را تکرار کنند اما تجربه پنج برنامه بعد از انقلاب عکس این نظر را ثابت کرده است.
در واقع برنامه های جامع نیاز به اطلاعات دقیق، نیروی انسانی ماهر و با دانش و محیط باثبات دارد در حالی که در کشورهایی نظیر ایران که با دگرگونیهای شدید و محیط اقتصادی وسیاسی بیثبات و گاهی پرتنش همراه است، عملا این برنامهها به خیال پردازی و بلند پروازی تبدیل میشود که در آن دولت ها آرزوهای خود را در قالب برنامه ارائه میکنند.
در این برنامهها نظام سیاسی به دنبال تغییر کل متغیرها و روابط میان آنهاست ولی به دلیل گستردگی برنامه جامع، دولتها معمولا بسمت بخشی از متغییرهای کلان اقتصادی نظیر تورم، رشد اقتصادی، سرمایه گذاری، نیروی کار، نقدینگی، ارز، و ... میروند و در بخشهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی که در آنها نمیتوان از مدل های کلان اقتصادی استفاده کرد، عملا برنامهها چندان جدی پیگیری نمیشوند.
شاید به همین دلیل است که مسعود نیلی، مشاور اقتصادی رئیس جمهور(حسن روحانی) چند سال پیش پیشنهاد کرده بود که برنامه های توسعه پنج ساله کنار گذاشته شوند.
آقای نیلی که خودش از جمله برنامه نویسان برنامه پنج ساله سوم توسعه بعد از انقلاب است در مصاحبهای به ماهنامه مهر نامه گفته بود" اکنون در دنیا، کشوری را مشاهده نمیکنیم که به دنبال تدوین برنامه به شکلی باشد که ما به دنبال آن هستیم. یعنی هیچ کشوری مثل ما به دنبال تدوین برنامه در سطوح بالا و پرداختن به ریزفعالیت ها و تصویب آن به صورت قانون و الزام دولت به اجرای آن در یک بازه زمانی مشخص نیست. البته در کشورهایی که احزاب، فعال هستند هر کدام برنامه مشخص خودشان را ارائه می دهند و آن را به صورت تلویحی به رای عمومی میگذارند."































