مذاکرات ژنو؛ بیاعتمادی رودررو

- نویسنده, مهدی خلجی
- شغل, پژوهشگر موسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن
- منتشر شده در
مذاکرات گروه پنج به علاوه یک با ایران، روز دوشنبه و سه شنبه، ششم و هفتم دسامبر، پس از یک سال وقفه، در ژنو از سر گرفته میشود، اما کمتر کسی هست که به نتیجه این مذاکرات خوشبین باشد. بیاعتمادی دوجانبه ایران و گروهِ پنج به علاوه یک از اکتبر سال گذشته بسی عمیقتر شده است.
یکم اکتبر سال ۲۰۰۹، ایران در مذاکره با همین گروه بسته پیشنهادی آن را پذیرفت و میز مذاکره را با غافلگیر کردن حریف ترک کرد؛ اما تیم مذاکرهکننده هستهای به محض ورود به تهران با انتقاد گسترده محافظهکارانی چون علی لاریجانی و نیز رهبران مخالفان دولت، میرحسین موسوی و مهدی کروبی رویارو شد و در نهایت وعدههایی که در ژنو داده شده بود نقدناشدنی ماند.
از آن هنگام برداشت کشورهای مذاکره کننده با ایران این بوده است که سعید جلیلی در مقام نماینده رییس جمهوری و سرپرست تیم مذاکرهکننده هستهای ممکن است حامل پیام اشتیاق محمود احمدینژاد برای توافق با غرب باشد، اما فاقد توانایی و اقتدار تصمیمگیری است.
محمود احمدینژاد چه با فرستادن نامه به رهبران کشورهای غربی چه با ارسال پیامهای شفاهی از طریق دیپلماتهای ایرانی، بازرگانان نزدیک به دولت ایران یا ایرانیان مقیم آمریکا سعی کرده نشان دهد که غرب میتواند با او یا نمایندگانش گفتوگو و مسائل فی مابین را حل کند.
اما ناکامیهای مکرر در توافق با سعید جلیلی گواه آن است که یا آقای احمدینژاد در این ادعای خود صادق نیست یا توانایی انجام آن را ندارد. برخی از تحلیلگران مسائل ایران و آمریکا میگویند چه در دوران اکبر هاشمی رفسنجانی، چه در دوره محمد خاتمی و چه در زمان محمود احمدینژاد همواره کسانی از طرف رییس جمهوری ایران برای غرب پیام میآوردهاند که رییس جمهوری خواهان حل مسائل ایران با آمریکا و غرب است؛ اما هرگز نمونهای دیده نشده که کسی از سوی رهبر جمهوری اسلامی چنین پیامی بیاورد.
روز به روز اعتقاد به اینکه گره معضلات سیاست خارجی و هستهای جمهوری اسلامی بدون اراده قطعی رهبر جمهوری اسلامی باز نمیشود، افزایش مییاید. کشورهای گروه پنج به علاوه یک باور دارند حتا اگر کسانی در درون حکومت ایران خواهان مذاکره مؤثر با غرب باشند، آیت الله خامنهای اگر نخواهد میتواند بر سر راه آنها سنگاندازی کند.
جمهوری اسلامی از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته به این سو نسبت به غرب بدبینتر شده است. مهم نیست رهبران ایران به آن چیزهایی که در باره "جنگ نرم دشمن" میگویند در دل باور دارند یا نه. آنچه اهمیت دارد این است که چنین روایتهایی رسمی از وقایع نه تنها حاکی از میل برای حل مشکل با غرب نیست، بلکه میزان توانایی افرادی را که ممکن است چنین علاقهای هم داشته باشند، به شکل تعیینکنندهای کاهش میدهد.
جمهوری اسلامی در تصویر کردن غرب به مثابه شیطانی چارهناپذیر آنقدر افراط کرده که درهای محتمل به سوی تفاهم و تعامل را سه باره بسته است.
از سال گذشته تا کنون، ایران نه تنها آمریکا و کشورهای اروپایی را به حمایت از مخالفان، پشتیبانی تسلیحاتی و مالی گروههای تندروی سنی مانند جندالله و تلاش برای راه اندازی انقلاب مخملی در ایران متهم میکند، بلکه ترور اخیر دو فیزیکدان را نیز به آمریکا و اسرائیل نسبت میدهد.
روزنامه کیهان، تحت نظارت رهبر جمهوری اسلامی، در سرمقاله روز شنبه، چهارم دسامبر نوشت با ترور اخیر این دو فیزیکدان دیگر جایی برای مذاکره ایران با گروه پنج به علاوه یک بر سر هیچ موضوعی باقی نمیماند.
از این سو به نظر میرسد آمریکا و همپیمانان آن مذاکرات با ایران را در شرایطی از سر میگیرند که تحت فشار زمانی قرار ندارند.
ارزیابی کشورهای پنج به علاوه یک این نیست که جمهوری اسلامی به نقطه توانایی برای ساخت تسلیحات هستهای بسیار نزدیک شده است. مشکلات فراوان فنی در تأسیسات هستهای، تحریم هوشمند صادرات به ایران و نیز عملیات مخفی برای اخلال در برنامه هستهای ایران مانند حمله ویروس استاکس نت به اندازه معقولی روند برنامه هستهای را کند کرده و زمان لازم را برای جلوگیری مؤثر و کم هزینه از رفتن ایران به سمت تسلیحات هستهای در اختیار جامعه بین المللی قرار داده است.
از سوی دیگر، کارشناسان هستهای خوشبین هستند که ایران توانایی ساخت تأسیسات پنهان مانند نطنز و قم و مخفی نگاه داشتن درازمدت آن را ندارد. از زمان ساخت تأسیسات هستهای تا هنگام رسیدن به مرحله بهرهبرداری دست کم بیش از یک سال وقت لازم است. کارشناسان اتمی میگویند پیش از رسیدن به مرحلهی بهرهبرداری، چنین تأسیساتی به دست بازرسان آژانس بین المللی انرژی هستهای یا با عملیات اطلاعاتی کشورهای دیگر لو میرود.
انتشار اسناد وزارت امور خارجه آمریکا در سایت ویکی لیکس – تا آنجا که به موضوع ایران مربوط میشود – گواه یک دست بودن سیاست آمریکا در قبال ایران است. درونمایه گزارشهای محرمانه یا دیدارهای خصوصی با رهبران کشورهای دیگر با آن سیاستی که رسماً از سوی دولت اعلام شده تفاوتی ندارد. آنچه در ویکی لیکس در باره ایران منتشر شد به سختی میتوانست کارشناسان مسائل ایران را غافلگیر کرده باشد؛ اما فاش شدن محتوای سخنان رهبران عرب، به ویژه عربستان سعودی علیه ایران و نگرانی عمیق آنها از برنامه هستهای یک بار دیگر تصویری جاندار از انزوای بین المللی و منطقهای ایران به دست داد. انتشار این اسناد درست در روزهای پیش از مذاکره می تواند فضای حاکم بر گفتوگوهای دو طرف را تیرهتر کند.
گروه پنج به علاوه یک اساساً برای مذاکره بر سر برنامه هستهای جمهوری اسلامی تشکیل شد؛ اما محمود احمدینژاد بارها اعلام کرده که پرونده برنامهی هستهای ایران برای همیشه بسته شده و اگر مذاکرهای هست بر سر مسائلی چون «مدیریت جهان» خواهد بود. همین موضوع توقع دیپلماتهایی را که دوشنبه با ایران بر سر یک میز خواهند نشست پایین میآورد.
از آن طرف، گروه پنج به علاوه یک اگرچه قرار است تمرکز اصلی مذاکرات را بر موضوع هستهای نگاه دارد، قرار است مسائل دیگری چون وضعیت حقوق بشر در ایران را نیز به بحث بگذارد.
این امر نشان میدهد که هیچ کدام از دو طرف مذاکره به محدود کردن بحث بر سر مسائل هستهای خرسند نیستند. حق شاید با آیت الله خامنهای است که نگرانی جامعه بین المللی از برنامه هستهای ایران ریشه در سرشت نظام جمهوری اسلامی و تجربه سی ساله جهان و منطقه با آن دارد. از همین روست که هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در منامه به بی بی سی گفته است هر وقت ایران اعتماد جامعه بین المللی را جلب کرد آنگاه میتواند غنیسازی اورانیوم را انجام دهد.
کامیابی در کار مذاکره، اساساً مشروط به وجود حداقلی از اعتماد طرفین به یکدیگر است. مذاکرات در ژنو بدون چنین حداقلی آغاز میشود.































