بررسی روزنامه های صبح تهران؛ یکشنبه ۲۷ بهمن

    • نویسنده, مسعود بهنود
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • منتشر شده در

روزنامه های صبح امروز تهران در عنوان های اصلی خود به مخالفت هایی که علیه فعالیت های دولت می شود اعتراض کرده و در مقالات متعددی توضیح داده اند که بر اساس خواست اکثریت مردم موقع همدلی و اتحاد برای به نتیجه رساندن مذاکرات برای حل بحران هسته ای است.

همزمان روزنامه های اصولگرا و هوادار دولت پیشین به حملات و خرده گیری های خود ادامه داده و گزارش های مجلس را با آب و تاب نقل می کنند که خبر از احضار وزیران و خرده گیری در کار دولت می دهند.

تیتر و عکس حسین ظهره وند در صفحه اول اعتماد
توضیح تصویر، تیتر و عکس حسین ظهره وند در صفحه اول اعتماد

دشمنی به جای تقدیر

مسعود پزشکیان در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=338&pageno=1" platform="highweb"/></link> نوشته تلاش فراوان برای تداوم فضای چهارسال اخیر، در شرایطی از سوی یک طیف خاص دنبال می‌شود که بسیاری از نیروهای باسابقه با توجه به وضعیت نامساعد کشور، خواستار پایان کدورت‌ها، کاهش تنش‌ها و حرکت به سمت آینده‌ای روشن هستند. اگر جریان تندرو، بنای ایستادگی دارند و برای حفظ «فرهنگ» ملی و دینی نگران هستند، گام نخست حفظ وحدت، جذب همه نیروهای وفادار به کشور و دفع‌نکردن آنان است.

این نماینده مجلس با اشاره به حملات تازه به دولت نوشته: سخنان و اقدامات تنش‌زای اخیر، با مقاصد باندی صورت می‌گیرد و توسط همان ها که در هشت‌سال اخیر در مقابل روش‌های غیرکارشناسی و مخرب، سکوت کرده یا در مواردی، به مدح و ثنا می‌پرداختند .

مقاله شرق بدان جا رسیده که : امروز تورم کاهش یافته، شرایط بین‌المللی به سود ایران در حال تغییر است و نگرانی غرب دقیقا نشان می‌دهد که ما در سیاست خارجی درست به پیش می‌رویم. زبان دیپلماسی، زبان دشنام نیست. تکیه بر همین روش‌ها بود که پرونده ایران را به شورای امنیت فرستاد. با رفتارهای حذفی جریان افراطی، نه‌تنها توانمندی‌های نیروهای داخلی نادیده گرفته می‌شود، بلکه تجربه کشورهای دیگر هم کنار گذاشته می‌شود.

ثمینا رستگاری در مقاله ای در <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemaad.ir/Released/92-11-27/151.htm" platform="highweb"/></link> با اشاره به دعوت رییس جمهور از دانشگاهیان برای ورود به مباحث توافق های ژنو نوشته بعد از طرح این گلایه باز هم صدایی از دانشگاه برنخاست. زیباکلام به عنوان تنها استادی که در دفاع از توافق سخن گفته بود احضار شد و به قید وثیقه‌یی که فرهاد رهبر برایش گذاشته بود آزاد شد. از آن‌سو ضمیر، مرجع خود را پیدا کرد و حجم زیادی از اخبار و گزارش‌ها و بیانیه‌ها در انتقاد از لحن رییس‌جمهور تولید شد.

به نوشته این تحلیلگر آنهایی که روزگاری از «بزغاله خواندن» روشنفکران و «گوساله» دانستن معترضان خم به ابرو نیاورده بودند اینک از اینکه رییس‌جمهور آنها را از اساتید دانشگاه کم‌سوادتر دانسته بود برآشفته شدند. اما این تمام ماجرا نیست موضوع این است که منتقدان امروز ژنو دارند زور و قدرت سیاسی و اقتصادی است. آنها تریبون دارند می‌توانند توافق ژنو را هولوکاست هسته‌یی بنامند و هیچ کس هم نمی‌تواند بپرسد آیا ایران قرار است با انرژی هسته‌یی‌اش نسل‌کشی یهودیان راه بیندازد که از هولوکاست حرف می‌زنید؟

به نوشته این مقاله مخالفان توافق های دولت می‌توانند توافقی که رهبری هم از آن دفاع کرده ترکمانچای بنامند و هیچ کس هم نتواند آنها را مواخذه کند. آنها می‌توانند استاد دانشگاهی را که در دفاع از توافق ژنو حرف زده احضار کنند و بعد از گرفتن ۵۰ میلیون تومان وثیقه رهایش کنند. آنها بی‌هیچ شرمساری کاسبان تحریمند. از رهگذر تحریم پول‌های زیادی به دست آورده‌اند که از بیم کم شدنش اکنون از رییس‌جمهور طلبکارند. روزنامه و مجله و ۳۰ کرسی در مجلس دارند اما موافقان چه دارند؟

مقاله اعتماد افزوده در موقعیتی که در انتخابات پیش آمد، موافقان توانستند با امکانات مجازی همفکران خود را پیدا کنند و به پای صندوق‌ها بیاورند اما برای ادامه مسیر فضای مجازی کافی نیست امکانات واقعی لازم است. امکانات واقعی یعنی مکانی برای جمع شدن و حرف زدن. حرف زدنی بدون بیم از آن ۵۰ میلیون تومان وثیقه.

هولوکاست و مدیریت جهان

مسعود رفیعی‌طالقانی در مقاله ای در شهروند نوشته: شماری از نمایندگان مجلس در تازه‌ترین اقدام خود در مواجهه با دولت و خاصه تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای حالا بار دیگر طرح سوال از محمدجواد ظریف را در دستورکار قرار داده‌اند. می‌خواهند از او بپرسند که چرا در یکی از گفت‌وگو‌هایش درباره واقعه تاریخی هولوکاست حرف‌هایی زده است. باید از نمایندگان مجلس پرسید آیا ملت ایران، کم از انکار هولوکاست لطمه خورد که حالا که آقای ظریف در جایی آن سوی دنیا و در پاسخ به خبرنگاری دراین‌باره سخنی دیپلماتیک بر زبان آورده، باید مورد شماتت و سوال مجلس قرار گیرد؟

تیتر و عکس صفحه اول آسمان
توضیح تصویر، تیتر و عکس صفحه اول آسمان

به نوشته این روزنامه نگار: کیست که از یاد برده باشد انکار هولوکاست در چیزی شبیه به گفتمان و نه گفتمان بین‌المللی دولت پیشین، باعث چه حمله های غیرضروری علیه ایرانیان و دولت ایران شد. آقای احمدی‌نژاد که داعیه‌دار مدیریت جهان بود، هولوکاست را نفی کرد تا برای خودش در جهان چهره‌ای جنجالی دست‌وپا کند و ما در سایه چهره جنجالی او، از گفتمان فرهنگی ایران هم جدا افتادیم

مقاله <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/default/default.aspx?no=220&dn=1&pid=2&rnd=xRU59R&p=&y=92&m=11&d=27" platform="highweb"/></link> با تاکید بر این که اصلا به ما چه مربوط بود که هولوکاست افسانه بود یا واقعیت نوشته ناظران سیاسی می‌دانند برخورد با دولت توسط اصولگرایان حامی دولت پیشین برخوردی سیاسی است و هولوکاست چیزی مثل یک بهانه است. به همین خاطر، باید گفت برای این‌که حق نظارت نمایندگان به‌عنوان حقی مترقی در جای خود محفوظ بماند، اگر علاقه به سوال و استیضاح دارند دست‌کم به موضوعاتی مثل هولوکاست تشبث نجویند.

ما برای آنکه ایرلند خانه خوبان شود...

امیر وفایی در طنزانه <link type="page"><caption> قانون</caption><url href="http://ghanoondaily.ir/?NPN_Id=371&pageno=12" platform="highweb"/></link> نوشته: از شکست طرح تحریم اقتصادی علیه ایران که عملا باعث فلج کامل اقتصاد غرب شد، حالا ابرقدرت های استعمارگر دنیا و دست‌نشانده‌های‌شان از مسیر جدیدی برای تحت فشار قرار دادن ما وارد شده اند. آنها با اینکه خودشان بهترین اسباب‌بازی‌ها را دارند به اسباب‌بازی‌های ما دست می‌زنند تا لجمان را دربیاورند.

نویسنده خطاب به میهمان پرستان نوشته: برادران و خواهران عزیز! امروز نان لواش را به نام خود می‌زنند، فردا سمبوسه که نان لواش رکن اساسی آن است را صاحب می‌شوند و چه بسا به ساحت ته‌دیگ سیب‌زمینی هم ورود کنند. ملت ایران که با نان لواش خاطره‌ها دارد، بی‌شک در مقابل این تحرکات مذموم آرام نخواهد نشست. اینها با خوردن دو لقمه نان می‌خواهند سند لواش را به نام بزنند.

طنزانه در نهایت نوشته: ما در عنفوان کودکی، در نانوایی بخارگرفته و در دل سرمای سیاه زمستان یک لنگه پا می‌ایستادیم و وقتی نوبت‌مان می‌شد به شاطر می‌گفتیم: «هفتاد تا.» ما بودیم که یک نوک چاقو پنیر را با یک نان لواش بقچه‌پیچ می‌کردیم و با زور پنج انگشت گوشه لپمان جا می‌دادیم. ما بودیم که عزیزان دیابتی‌مان را در اثر سوء مصرف و ناتوانی در پرهیز از نان لواش تا قبرستان بدرقه کردیم.

کودتای اقتصادی علیه دولت

سعید لیلاز در سرمقاله دومین شماره روزنامه آسمان نوشته در دو سه روز گذشته شمار اندکی تحت عنوان سهامداران بورس تهران و ظاهرا در اعتراض به روند کاهش یابنده قیمت سهام برخی شرکتهای عضو تالار بورس و اوراق بهادار تهران طی دو هفته اخیر تجمعات و تظاهراتــی در برابر تالار بورس داشــته و نامه های سرگشادهای نیز به مسیٔولان ارشد کشور نوشته اند. در جست و جوی یافتن علل این اعتراض کم سابقه یا بی سابقه باید بود.

نویسنده اقتصاددان توضیح داده که در تیرماه سال ۱۳۸۴ و تا پیش از آشکارشدن

نتایج دور نخست انتخابات ریاست جمهوری آن سال ، شــاخص کل قیمت سهام در بازار بورس تهران بیش از ۱۲ هزار واحد بود. بنا به عللی که بر همگان روشن است این شاخص بلافاصله پس از انتخابات آن سال سقوط کرد و تا پایان سال ۸۷ به کمتر از هشت هزار واحد رسید و البته چنانکه نیک میدانیم- نفس کسی درنیامد؛ نه اعتراض و نه نامه نگاری.

به تاکید سرمقاله آسمان آن وضعیت در حالی رخ داد که در همین مدت، سطح عمومی قیمتها تنها ۷۰ درصد افزایش یافتــه و به عبارت دیگر در کوران بدترین دوران رکود تورمی تاریخ ایران که در جهان نیز جز کشور زیمبابوه نمونه ای برای آن نمیتوان یافت و در شرایط ســقوط آزاد اقتصاد ایران طی سالهای ۹۱ و ۹۲ سهامداران بورس تهران به قیمت ثابت توانســته اند ۱۳۰ درصد به ارزش واقعی دارایی خــود در بورس تهران بیفزایند که نه تنها با عملکرد هیچ بخش یا صنعت یا فعالیت دیگری در اقتصاد ایران همخوانی ندارد.

تیتر و عکس صفحه اول قانون
توضیح تصویر، تیتر و عکس صفحه اول قانون

داستان از کجا شروع شد

علی میرزاخانی در سرمقاله <link type="page"><caption> دنیای اقتصاد</caption><url href="http://www.donya-e-eqtesad.com/news/785652/" platform="highweb"/></link> با اشاره به این که دولت قبلی در اجرای هدفمندسازی یارانه‌ها اشتباهات خسارت‌آفرینی انجام داد که دولت فعلی برای جبران آن اشتباهات با تنگناهایی فراتر از حوزه اقتصاد و دارای ابعاد سیاسی و اجتماعی مواجه است نوشته. ادامه روند فعلی با توجه به اینکه پیامدی جز کسری بودجه و منتهی به تورم ندارد به مفهوم برداشتن پول از یک جیب مردم و گذاشتن در جیب دیگر است و به همین دلیل توجیه اقتصادی، عقلانی و اخلاقی ندارد.

نویسنده سپس توضیح داده که داستان از آنجا شروع شد که به دنبال سال‌ها هشدار اقتصاددانان، دولتمردان پذیرفتند که نباید از محل منابع متعلق به عموم مردم (به ویژه نفت) به ثروتمندان، یارانه‌هایی را اختصاص بدهند . اما روالی که در ایران به تدریج حاکم شده بود به مفهوم برداشت از منابع متعلق به عموم مردم و به ویژه اقشار نیازمند و بازتوزیع آن بین اقشار مرفه و متوسط به بالای جامعه بود. با این صورت مساله، سریع‌ترین و ساده‌ترین راه‌حلی که به ذهن متبادر می‌شد آن بود که دولت بهتر است قیمت حامل‌های انرژی را واقعی کند و منابعی که به صورت یارانه کالایی به قشرهای مرفه پرداخت می‌شد، به صورت نقدی و به طور مساوی بین همه مردم تقسیم شود.

نویسنده اقتصاددان توضیح داده: متاسفانه دولت قبل نه‌تنها در این راه‌حل ساده و سریع متوقف شد، بلکه اشتباهاتی مهلک را نیز به آن افزود. اشتباه اول این بود که ضرورت سیاست‌گذاری متفاوت برای حامل‌های انرژی تقریبا فراموش شد. اشتباه دوم و مهلک‌تر این بود که ضرورت وجود تراز بین منابع حاصل از اصلاح قیمت‌ها و یارانه نقدی قابل توزیع کلا کنار گذاشته شد و اشتباه سوم هم این بود که دولت وظیفه کلاسیک خود در تامین بهداشت عمومی و دستگیری از ضعفا و اقشار نیازمند و محروم را فراموش کرد و تنها و تنها به جاذبه خیره‌کننده توزیع پول بین عموم مردم چشم دوخت.

کم آبی در عین پرآبی

<link type="page"><caption> تهران امروز</caption><url href="http://tehrooz.com/1392/11/27/TehranEmrooz/1389/Page/1/" platform="highweb"/></link> در گزارشی نوشته: شاید خیلی‌ها تصور کنند امسال با توجه به بارش‌های سنگین و بی‌سابقه برف در مناطق مختلف کشور سالی خوب از این نظر در کشور وجود دارد. اما با توجه به آنچه قائم‌مقام وزیر نیرو می‌گوید: این فقط ظاهر قضیه است و امسال در بدترین سال از نظر بارندگی قرار داریم.

به گفته این مقام دولتی : برخلاف ظاهر فراوان بارش‌ها، کشور در بدترین سال بارندگی قرار دارد. حجم بارندگی‌های کشور از ابتدای سال آبی جاری تاکنون در رتبه آخر ۴۶ سال گذشته قرار دارد و درواقع بدترین سال از لحاظ بارش‌ها تاکنون است. وضعیت روانآب‌های کشور نیز مناسب نیست و در زمان کنونی در رتبه ۴۴ میانگین آماری ۴۶ ساله کشور قرار دارد.

این روزها گوش ساکنان کلانشهرهای مختلف به شنیدن هشدار و در مرز هشدار و واژه‌هایی از این دست عادت کرده است. از آلودگی هوا بگیرید تا انواع بیماریها و اعتیاد و.. حالا باید هشدار در مورد کم‌آبی را هم به این لیست بلند بالا اضافه کنید. تهران، اصفهان، بندرعباس، مشهد، قم، شیراز، اهواز و آبادان شهرهایی هستند که از نظر وضعیت آبی به مرز هشدار رسیده‌اند.

در دست کی، چی بوده؟

کارتون فرهاد بهرامی، آرمان
توضیح تصویر، کارتون فرهاد بهرامی، آرمان

پوریا عالمی در ستون <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=338&pageno=16#" platform="highweb"/></link> با اشاره این خبر که ماهواره‌ای با قدرت تشخیص خوراکی در دست افراد از فاصله ۶۰۰کیلومتری اختراع شده نوشته: این‌بار اما تیر اقدامات جاسوسانه آمریکا هوا نشده به سنگ خورد. چرا؟ چون هفهشده سال است دست ما خوراکی نیست. یعنی نه اینکه نباشدها، منتها گرانی و تورم یک‌طوری شده که آدم خوراکی را توی هوا می‌زند.

حالا ما بررسی می‌کنیم این ماهواره در چه سالی چه چیزی را گزارش کرده است:

دهه ۶۰- در دست مردم دفترچه بسیج (کوپن) دیده می‌شود. ۱۳۷۲- دست مردم پسته است. ۱۳۷۶- در دست مردم روزنامه دیده می‌شود، شاید هم بلعیده می‌شوند. ۱۳۸۴- در یک دست بخشی از مردم سیب‌زمینی دیده می‌شود در حالی که در آن یکی دستشان برگه رای است. ۱۳۸۸- در یک دست مردم سیب‌زمینی و در دست دیگرشان باز هم سیب‌زمینی است.

به نوشته طنز نویس شرق در بهار ۱۳۹۲- ماهواره در دست مردم کلید دیده که فکر می‌کنند خوراکی است و کلید را می‌خورند. منتها کلیدی که خورده شده باشد، دیگر دری را نمی‌تواند باز کند.

زمستان ۱۳۹۲- مردم در صف و در دست مردم یک سبد دیده می‌شود. در سبد چی دیده می‌شود؟ چهاردانه مرغانه. یه قابلمه برنج. یه پیاله روغن. دوتا تیکه مرغ.

تصویر ۴