زنان و زبان در خیابان

    • نویسنده, برکه امین
    • شغل, پژوهشگر مطالعات زنان
  • منتشر شده در

احتمالا برای شما هم پیش آمده که فردی نام شما را به خاطر نیاورده و یا شما را با نامی اشتباه صدا زده باشد، ‌ اولین احساسی که بر اثر این فراموشی یا اشتباه به شما دست می‌دهد، احساس کم اهمیت بودن است.

در این شرایط معمولا فرد فراموشکار نیز احساس و ابراز شرمندگی می‌کند. اسم بخش مهمی از هویت ما است. در فرهنگ ما این اهمیت با وسواس والدین در انتخاب اسم فرزند و تنوع بسیار اسامی نمود پیدا می‌کند. اسم کوچک در فرهنگ شهری ما امری خصوصی محسوب می‌شود. اگر اسم فامیل را اتاق نشیمن خانه تصور کنیم، اسم کوچک حکم اتاق خواب را دارد.

صدا زدن افراد در جامعه شهری ایران معمولا وابسته به سه عامل است: جنسیت، ‌سن و جایگاه اجتماعی. هر چند که مدت‌هاست زنان در ایران حضور فعال اجتماعی دارند و مرزهای بین اندرونی و بیرونی را شکسته‌اند، ‌ فضاهای عمومی همچنان تکلیفشان با زنان مشخص نیست.

به عنوان مثال قوانین پوششی زنان از ساختمانی به ساختمان دیگر فرق می‌کند و پوشش "مناسب" برای خیابان و اداره و دانشگاه و دادگاه و فرودگاه و … با هم متفاوت است. نمونه‌ دیگر تلاش‌هایی است که برای تفکیک جنسیتی صورت می‌گیرد و نشانه هراس از حضور زنان در محیط‌های عمومی است.

مادر ایرج

تصور کنید در صف صندوق فروشگاه ایستاده‌اید و مردی همراهش را که دنبال پیدا کردن کالای خاصی رفته است با صدای بلند فرا می‌خواند: "ایرج، ایرج" و با دست علامت می‌دهد که فرد مورد نظر بیاید. لحظاتی بعد زنی پنیر به دست به مرد می‌پیوندد. از آقا ایرج اثری نیست.

یکی از نتایج سردرگمی تفکر مردسالارانه، صدا زدن زنان در مکان‌های عمومی با نام‌های مردانه، ‌ معمولا با اسامی فرزندان ذکور است؛ گاهی از اسامی پسران مستقیما استفاده می‌شود و گاهی زن به عنوان مادر پسر خطاب می‌شود، مثلا مادر حسن یا ننه حسن. سنتی که خوشبختانه رو به انقراض است.

اینکه دانستن نام زنی توسط افراد غریبه و گذری تهدیدی برای همسر آن زن محسوب شود، ‌احتمالا از درک امروزی ما از روابط اجتماعی خارج است و شاید عکس‌العملی افراطی و انکار‌گرایانه به ورود زنان به حوزه‌های عمومی از سوی مردان بوده است.

صدا زدن زن با نامی غیر از نام او در فضاهای عمومی که معمولا از سوی همسر او صورت می‌گیرد، در حقیقت انکار حضور زن و انکار هویت اوست. اینگونه خواندن زن، حاوی این پیام است که حضور زن در مکان‌های عمومی تنها در صورتی برتافته می‌شود که او خود نباشد. چنین فضایی تاثیری تحقیرآمیز بر روی زنان دارد و فضای عمومی را نه تنها برای آن زن که با نام دیگری خوانده می‌شود، بلکه برای زنانی که ناظر این جعل هویت هستند، ‌ تبدیل به فضایی نا‌امن می‌کند و این پیام را می‌رساند که جای شما اینجا نیست.

لازم به ذکر است که از آنجا که تبعیض جنسیتی بخشی از زندگی روزمره ما است، ممکن است متوجه بسیاری از تبعیض‌ها نشویم و یا به نظرمان «آنقدر هم بد نیاید». یکی از راه‌های شناسایی این تبعیض‌ها، برعکس کردن جای زن و مرد در سناریوی مورد نظر است. مثلا تصور کنید که در صف صندوق یک زن، همسر مذکر خود را نازلی صدا بزند، ‌ چه احساسی به شما دست می‌دهد؟

آقا مرتضی و بانو

نفی هویت فردی تنها یکی از جنبه‌های منفی صدا زدن زنان با نام و یا در رابطه با فرزندان ذکورشان است. جنبه دیگر این جعل هویت تقلیل دادن یک هویت چند وجهی به یک وجه و آن هم "مادر بودن" است.

بدین معنا که مادر بودن است که به زن هویت اجتماعی می‌دهد و اگر فرزندی در کار نباشد احتمالا زن در مکان‌های عمومی دچار بی‌نامی (بی‌هویتی) می‌شود. شاید این سنت رو به نابودی است اما اگر کمی این بازه را گسترش دهیم، این سیاست نامیدن زنان در فضاهای عمومی همچنان به قوت خود باقی است.

در این سیاست‌های نامگذاری معمولا هویت زن با رابطه‌اش با مرد و آنچه متعلق به اوست تعریف می‌شود. یکی از معمول‌ترین مثال‌ها نوشتن کارت دعوت است که اکثر اوقات تمامی زنان مزدوج با عنوان "بانو" دعوت می‌شوند: آقای شمسایی و بانو.

اصطلاحاتی همچون: عیال، ‌مادر بچه‌ها، ‌ منزل، ‌ خانم والده، ‌ خانم دکتر (خانم آقای دکتر)، خانم مهندس (خانم آقای مهندس)، ‌نیز از این دست هستند. در تمامی این عناوین زنان نه با آن چیزی که هستند بلکه با نقشی که در زندگی یک مرد بازی می‌کنند، نامیده می‌شوند.

اینگونه نامیدن‌ها شاید از نظر بسیاری تاثیری مخرب بر زندگی زنان نداشته باشد، ‌اما در پس این کلمات به تمامی زنان یک پیغام مشترک مخابره می‌شود: هویت زن حول هویت مردان شکل می‌گیرد و داشتن هویت مستقل، خارج از حوزه شخصی جایی ندارد.

مادر جان بفرمایید

در صورتی که فردی غریبه بخواهد زنی را در مکان‌های عمومی (تاکسی، ‌نانوایی…) بنامد معمولا مرد زن را با چگونگی تمایل جنسیش به زن که رابطه مستقیم با سن، نوع پوشش و میزان زیبایی زن دارد می‌نامد: حاج خانوم، ‌ مادر، ‌ خواهر. این عناوین که عناوین نسبت‌های محرم خانوادگی و یا مذهبی هستند این پیغام را می‌رسانند که از طرف مرد تمایل جنسی وجود ندارد. اگر زنی از عناوین مشابه (حاج‌آقا، پدر، برادر) برای نامیدن مردان استفاده کند، ‌ کلام آنان حاوی معنی مشابه نمی‌باشد، چرا که تصورعموم تمایلات جنسی زنان را اصولا به رسمیت نمی‌شناسد.

البته کسانی که از این عناوین برای زنان استفاده می‌کنند اصولا اذعان دارند که هدفشان احترام است، ‌ ولی مادر خواندن زنی می‌انسال برای زن بیشتر اشاره به سن او دارد تا جایگاه اجتماعیش. کما اینکه کسی مردی ۴۰-۵۰ ساله را پدر خطاب نمی‌کند.

جیگرتو

و اما مبحثی که بیشتر در مورد آن صحبت شده است بحث متلک‌گویی است، ‌ آنجایی که مردان تصمیم می‌گیرند تمایلات جنسی خود را در مکان‌های عمومی به زنان با صدای بلند ابراز کنند: عناوینی همچون جیگر، ‌جون... و جملاتی که اکثرا دارای بار جنسی هستند.

عده‌ای ممکن است این عناوین را به عنوان تعریف و تمجید ببینند و فکر کنند که زنان باید خوشحال هم بشوند که مردی آن‌ها را خواستنی یافته است ولی درعالم واقعیت این‌گونه عناوین حکم خشونت، و تجاوز به حریم فردی را دارد و اکثر زنان از این کلمات آزار می‌بینند.

خوار مادر

متاسفانه خشونت کلامی تنها به زمانی که زنان خود مخاطب واقع می‌شوند محدود نیست. آنگاه که مردان دست به تهدید و تحقیر یکدیگر می‌زنند نیز از زنان و اعضای بدنشان مدد می‌جویند. در این‌گونه مواقع هر چند که ظاهرا فقط مردانگی مردان زیر ضرب کلامی است اما بدن زنان است که تهدید به خشونت و تحقیر می‌شود.

در گیر و دار اینگونه خشونت‌های کلامی دو باور تشدید می‌شود که هر دو به ضرر زنان است: یک، برای زنان مدام مرزهای اخلاقی کشیده می‌شود و مردان را مسئول حفظ آن مرز‌ها می‌پندارد، ‌ دو، ‌ تصویری ضعیف و مفعول از زن ارایه می‌دهد و کلیتش را به آلت جنسیش تقلیل می‌دهد.

این مطلب مختصرا تنها به پر رنگ‌ترین سیاست‌های «نامیدن» زنان در مکان‌های عمومی پرداخت اما بحث جنسیت و زبان به اینجا ختم نمی‌شود و بحث گسترده‌ای تست که نیازمند تحقیق جامع علمی است.

زبان از اساسی‌ترین ابزارهای تعین و شکل گیری رفتار‌ها و ارزشهای جنسیتی است. ذهنیت ما تحت تاثیر زبان شکل می‌گیرد و کلام ظرفیت بالایی برای جاری کردن تبعیض در جامعه دارد. بسیار محتمل است که یک زن در طول یک روز با تمامی این عناوین خوانده شود، عناوینی به ظاهر تکراری و بی‌محتوی ولی با کارکرد بالا.

این عناوین هر روز به یک زن اهمیت زیبایی و جوانی و اهمیت همسر و مادر بودن را یادآوری می‌کنند، مدام برای سکسوالیته و بدن او حد و مرز تعیین می‌کنند، ‌و احساس عدم امنیت در خارج از خانه را تمدید و تشدید می‌کنند. مواجهه روزانه با عناوین تحقیر‌آمیز و تبعیض‌آمیز به علاوه معضلات حجاب اجباری و انگولک‌های فیزیکی در کنار معضلات غیر جنسیتی و عمومی‌تر همچون مشکلات اقتصادی زنان، نیمی از جامعه ایران را دو چنان می‌فرساید.

برخی از مسائل جامعه امروز ایران همچون میزان بالای عمل‌های زیبایی، ‌ فعالیت پایین زنان در حوزه‌های اقتصادی علیرغم بالا بودن تعداد فارغ‌التحصیلان زن از دانشگاه‌ها، از همین روزمره‌ها ریشه می‌گیرند.

دقت در استفاده نکردن از کلمات و اصطلاحات زن ستیز را می‌توانیم روزانه تمرین کنیم، ‌ امتحان کنید و خواهید دید که از آن لذت می‌برید، بخصوص وقتی مچ خود را می‌گیرید و درگیر کلمه و مفهوم آن می‌شوید.