بررسی روزنامههای صبح یکشنبه تهران - ۲۳ آذر
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
روزنامههای امروز صبح تهران یک روز بعد از تعطیل اربعین با چاپ عکسهای بزرگ از "اجتماع ۲۰ میلیونی" شیعیان در کربلا به عنوان "مهمترین خبر و بزرگترین اجتماعی مردمی در تمامی تاریخ زمین" یاد کردهاند.
انعکاس حملات دو جناح سیاسی به یکدیگر در جریان عزاداریها، ابراز نگرانی از کمبود منابع مالی برای بودجه و چگونگی حل مشکل کسری بودجه، و اعتراض به گسترش فساد و ناهنجاریهای اجتماعی بخشهایی از مطالب این روزنامه هاست.

منبع تصویر، nc
از کربلا به قدس
روزنامه کیهان در گزارش اصلی خود نوشته "آن روزها در گرماگرم جنگ تحمیلی، وقتی امام راحل با اطمینان خبر داد که راه قدس از کربلا میگذرد، اگر چه این خبر برای برخی از دیرباوران، عجیب به نظر میرسید ولی دلباختگان حضرتش میدانستند هر جا همه «مو» میبینند، او از «پیچش مو» خبر میدهد و آنجا که نگاهها به ابرو دوخته است، پیر جماران «اشارتهای ابرو» را میبیند.
از این روی، آن وعده که نایب مراد غایب داده بود را از گوش سر به ژرفای دل سپردند و در انتظار آن، لحظهها و روزها و سالها را شمردند تا نوبت به اربعین سال ۱۳۹۳ رسید و طلیعه آن وعده که امام راحل داده بود، از کربلا دمید…
همین روزنامه در <link type="page"><caption> یادداشت روز </caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/313/2" platform="highweb"/></link>خود نوشته: بعضی براساس اندازه قدرت درک و تحلیل خود برای اهداف این راهپیمایی دهها میلیونی نکاتی را گفتهاند از جمله بعضی گفتهاند این اجتماع بزرگ انسانی پاسخی به «داعش» به حساب میآید و حال آنکه داعش آنقدر بزرگ نیست که دفع آن به چنین راهپیمایی بزرگی و توسل به حسین بزرگ و عباس صفشکن احتیاج داشته باشد.
در این مقاله آمده است "شک نکنید که آمریکا تا مدتهای مدید در اغماء ناشی از ضربه اربعین باقی میماند. غرب بیش از همه از این راهپیمایی بزرگ تاریخی لطمه خورده است و از این روست که بیش از همه درصدد برآمده تا از بازتاب رسانهای آن در غرب جلوگیری کند و تنها در معدود رسانههایی نظیر «هافینگتون پست» که آن هم به جریانات معارض غربی تعلق دارند، عظمت و معنای عمیق آن را بازتاب داده است."
و در نهایت کیهان نوشته "شرکت میلیونی مردم ایران در راهپیمایی اربعین عراق و تداخل پرچمهای عراق و ایران و تصاویر مشترک حضرت آقا و حضرت آیتالله سیستانی نشان داد که رابطه ایران و عراق در سطوح ملی نیز تا چه اندازه عمیق و مداوم است. از امروز نوبت دولتهای دو طرف و بخشهای خصوصی دو کشور است که از این ظرفیت استفاده مطلوب کنند."
غلامرضا صادقیان در <link type="page"><caption> روزنامه جوان </caption><url href="http://javanonline.ir/fa/news/691670/%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B9%D9%8A%D9%86" platform="highweb"/></link>نوشته: اربعین حسین سلامالله علیه بهراستی که امسال گرانیگاه جهان را تغییر داده است. آنها که اربعین امسال را میبینند و سکوت میکنند و اربعین امسال را دیدند و چون گنگ خواب دیده شدند و سرانجام آنان که وحشت زده از دور و از نزدیک به اربعین مینگرند، آنها زین پس در کتابهایشان مینویسند که «سکوت علامت وحشت است» زیرا ما اربعین حسین را دیدیم و ترسی عمیق از آن در وجودمان نشست."

منبع تصویر، nc
فساد چرا این همه گسترده؟
محمود جام ساز در مقاله <link type="page"><caption> آرمان </caption><url href=" http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=774&pageno=1" platform="highweb"/></link>نوشته "مدتی است جامعه شاهد کشف برخی پروندههای مالی و اقتصادی است که بیشتر آنها، ریشه در عملکرد اقتصادی مالی دولتهای نهم و دهم دارد. از کشف اختلاسهای متعدد به ویژه اختلاس ۳هزارمیلیاردی تا ۸هزارمیلیاردی، همچنین کشف فساد در اداره گمرکات کشور، اخیرا نیز تخلف ۱۲هزارمیلیارتومانی در یکی از بانکها و احتمالا تعداد دیگری از مفاسد اقتصادی و مالی که هنوز کشف نشدهاند، این روزها نقل محافل قضایی و رسانهای است.
همچنین بحث درمورد گستردگی آن به سطح جامعه نیز کشیده شده است. قدر مسلم آن است که باید ریشه این فسادها را در ساختار ناکارآمد اقتصادی دولتی و بر پایه نفت جستوجو کرد؛ چراکه به اعتبار علم و تجربه، رژیمهای اقتصادی غیرشفاف در کشورهای مختلف، فساد را در بطن خود پروراندهاند. عدمشفافیت اقتصادی و مالی زمینه را برای ظهور و گسترش فسادهای اقتصادی فراهم میکند."
فریدون مجلسی در<link type="page"><caption> آرمان </caption><url href="http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=774&pageno=2" platform="highweb"/></link>نوشته "هفته گذشته همایش مبارزه با فساد در تهران برگزار شد. برگزارکنندگان قطعاً میدانستند فساد چیست، چه زیانهایی دارد و چرا باید با آن مبارزه شود. حداکثر این است که میخواهند ببینند بهترین و مؤثرترین راه مبارزه با فساد چیست؟ دنیا برای این کار چه راههایی را پیموده است و ما باید چه راههایی بپیماییم که آن هم امر کارشناسانه و داخلی دولت است و نیاز به سمینارگسترده ندارد. برگزاری چنین سمیناری میتواند تبلیغ و اعلام به ملتی باشد که خواهان این مبارزه است."
نویسنده تاکید کرده "وقتی صحبت از دولت قانونمدار میشود، تبعاتی دارد! فساد از بیقانوی آغاز میشود. نه اینکه قانون کمبود داشته باشد، نه! قانون هست. اما قانونشکنی نباید نوعی افتخار و نشانه قدرتمندی و قدرتنمایی تلقی شود. قانونمداری یعنی دولت ساختار و سامانهای قانونی دارد. یعنی برای تکمیل کادرهای این سامانه باید گزینش قانونی با امتحان ورودی توسط سازمانی بیطرف انجام شود. کسی که چنین مراحلی را پیموده باشد طی زمان کسب حیثیت و آبرو میکند، حیثیت و آبرو ارزشی دارد که به سادگی قابل گذشت نیست."
حسین راغفر در <link type="page"><caption> آرمان</caption><url href=" http://www.armandaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=774&pageno=2" platform="highweb"/></link> پرسیده "آیا اقتصاد دولتی مسئول این فساد است؟ برخی مقامات از قراردادهای غیرقانونی یک متهم صحبت میکند که با امضا و تائید رئیس بانک مرکزی و وزیران وقت مبلغی هنگفت پول به صورت غیرقانونی انتقال یافته است، کسی اعتراض نمیکند. یا وقتی رئیسجمهور میگوید ۲۲ میلیارد دلار به اسم تنظیم بازار ارز از کشور خارج شده و یک ریال آن بازنگشته، یعنی رسما حیف و میل منابع عمومی انجام شده، اما بازهم شاهد واکنش درخوری از دهها دستگاه نظارتی در کشور نیستیم. در کشورهایی که فساد کمتری دارند حتی با اعلام یک روزنامه یا یک خبرنگار، مقام دولتی بلافاصله مورد مواخذه قرار میگیرد و صحت و سقم ادعای آن رسانه مورد رسیدگی قرار میگیرد اما در کشور ما حتی صحبت مقامات رسمی آن هم به مبلغ ۲۲ میلیارد دلار با سکوت مواجه میشود."
به نظر نویسنده "مبارزه با فساد فقط بازداشت یک کلاهبردار نیست. بلکه ریشهکن کردن رفتارهایی است که هزینههای داد و ستد مالی را افزایش میدهد. اما تا زمانی که پروژههای بزرگ اقتصادی بدون مناقصه واگذار میشود و مقامات دولتی شرکتهای شبهخصوصی تشکیل میدهند، این روند ادامه خواهد داشت."

منبع تصویر، nc
ریشه ناهنجاریها کجاست؟
منصور فرزامی در سرمقاله <link type="page"><caption> مردم سالاری</caption><url href="http://mardomsalari.com/Template1/News.aspx?NID=207128" platform="highweb"/></link> نوشته "بیکاری، بسیار بد است اما ازدواج سفید از آن بدتر؛ هر دو، نکوهیدهاند اما دست به بیتالمال بردن و اختلاس از آن نکوهیدهتر! و بدتر از آن، توجیه و گناه را به در دیگران بردن و شانه از زیر بار مسوولیت خالی کردن است و پا از گلیم خود درازتر کردن و به اموری پرداختن که در حیطه وظایفمان نباشد؛ یعنی، فرهنگی، کار اقتصادی کند و نظامی در سیاست دخالت نماید و اقتصادی به امور فرهنگی بپردازد و… همه اینها، منشأ ناهنجاریهای اجتماعی است و مخدوش شدن مرزها و وضعی پیش میآید که معلوم نیست که کی چه کاره است."
نویسنده معتقد است "بیمجامله و پردهپوشی باید گفت که فضای جامعه ما چنین است و شخص در جای خودش نیست. اما این همه جامعه ما را دو پاره نمیکند. به عنوان مثال، معیشت سخت است. امور مردم به بطالت میگذرد و به مشقت. اما آنچه جامعه پر از مسئله ما را دوپاره میکند و به جایی میرساند که ادارهاش و مدیریتش نزدیک به محال باشد: «فتنه معیشتی» و «حصر معیشتی» است."
در پایان سرمقاله مردم سالاری آمده "ذهن و زبان جامعه آن است که باید با پادرمیانی بزرگان و کرامت نفس، مشکل بزرگ «فتنه» و «حصر» برای همیشه روشن شود. ایران شگفتآور و سرد و گرم چشیده، معضلاتی از این بزرگتر را حل کرده است. دشمن پنداری گوشت و پوست خودمان صحیح نیست. اینان که در هر دو طرف، معاندشان میپنداریم، رفیق سالیان تنهایی و دوران سختیاند."
مهدی افشارنیک در <link type="page"><caption> روزنامه ایران</caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=5816&pid=24&type=0" platform="highweb"/></link> نوشته "زندگی در تهران کاری سخت است. قطعاً بخشی از این سختی به تأمین ملزومات یخچال و کابینت خانه، پر کردن حساب بانکی صاحب خانه، تأمین لباس و آسایش و آرایش اهل خانه و چندین مورد کوفت و باقالی در باقالی دیگر مربوط میشود. این اما بخش رو و «دیده میشود» سختی زندگی در این بیکران پیکر شهر است. ولی مسأله مهمتر احساسی است که از تهرانی بودن به اهالی این شهر دست میدهد. تهرانی بودن یعنی چه؟"
نویسنده افزوده "امروز هر رستوران و کافهای که میخواهد کارش گل کند یک سری تابلوی تهران قدیم بر در و دیوارش میکوبد و یادی از بهارستان و چنارستان و آب کرج را زنده میکند که «بله ما اینیم و این بودیم» گفته باشد و احساس لذتی از تاریخ دار بودن به تهرانی جماعت بدهد. از طرف دیگه نه اینکه چون این شهر دو انقلاب بزرگ (مشروطه و انقلاب اسلامی) را هدایت کرده و به ثمر رسانده و اینکه پایتخت کشور هم هست، همه جریانات سیاسی در آن حضوری فعال دارند و تأثیرات خود را بر در و دیوار آن میگذارند. بالطبع هر جریان سیاسی به یک پشتوانه فکری، پشت گرم است."
و در نهایت در مقاله ایران آمده "در واقع جدال اندیشهها مانند هر ابر شهر دیگری در تهران نیز حاکم است. بیروت و غزه از یک طرف، شیکاگو و مسکو هم از اون طرف، فرانکفورت و وین از این طرف، هایدگر و هایک و پوپر هم از آن طرف. هر گوشه شهر هم شده جای پارک یکی از این جریانات. بله! دموکراسی و دنیای مدرن و تکثر و این قبیل توسلات را باید فهمید، ما هم تا اندازهای میفهمیم، اما مسأله این است که از هر سویهای چغندرش نصیب ما شده است."
همه مجامله میکنند
علی میرفتاح در <link type="page"><caption> اعتماد </caption><url href="http://www.etemaad.ir/Default.aspx?NPN_Id=34&PageNO=16" platform="highweb"/></link>نوشته "میگویم همهچیز را به مجامله برگزار میکنیم واقعیتی است که همه امور را دربرمیگیرد. ما منش سیاسیمان را لاپوشانی میکنیم و باورهای اعتقادیمان را اگر با جمع در تعارض باشد به کسی نشان نمیدهیم. درباره اشخاص به تعارف و تکلف میافتیم و از خودمان تصویری ارایه میدهیم که هیچ نسبتی با واقعیتمان ندارد. دیپلماسی هنری است که تعمیم پیدا کرده و از عوام و خواص، مذاکرهکنندههای قهاری ساخته که بازی با کلمات و مجامله و تعارف را جایگزین مذاکره و محاوره روزمره کردهاند."
در ادامه مقاله اعتماد آمده "در مهمانیها هم همه دیپلمات شدهاند و سر هیچ و پوچ خون خودشان را کثیف نمیکنند و بیخودی به جان هم نمیافتند. اول انقلاب یادتان هست که ته همه مهمانیها به دعوا ختم میشد و چطور مسابقه رکگویی بین ملت راه افتاده بود؟ چقدر پدر با پسر در افتاد و چقدر برادر با برادر قهر کرد و چقدر سر بهشتی و بنیصدر و هاشمی و بازرگان و خلخالی ملت روبهروی هم درآمدند؟ آن اخلاص اما رفتهرفته جایش را به ریایی داده که هیچ چیزی ارزش جدل ندارد."
اصل برابر کپی
سوشیانس شجاعیفرد در ستون طنز <link type="page"><caption> شهروند </caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=123&PageNO=20" platform="highweb"/></link>پرسیده "آیا میدانید دغدغه ذهنی این روزهای مردم ما چیست؟ مذاکرات؟ گرانی نان؟ سقوط قیمت نفت؟ سخنرانی دکتر اباذری؟ گزارش شکنجههای سیا؟ نه آقا، از این خبرها نیست. حالا فکر کردهاید اگر اینها دغدغه بود، بنده میآمدم راجع به آن چیزی مینوشتم؟! بهنظر من، مهمترین موضوعی که ذهن مردم را مشغول کرده، بحث گوجهفرنگی و نارنگیهایی است که با مواد سرطان زا رنگ میشوند و میرسند!"

منبع تصویر، nc
به نظر این طنزنویس "اصلا کل بدبختیهای ما از همین غورههایی هستند که در جایجای عرصه مدیریتی ادعای مویز بودن دارند! ما نارنگی رسیده میخریم میبینیم ترشترش است! خلاصه هر چیزی را که دستمان میگیریم، میبینیم درواقع یک چیز دیگری است که دستمان است! نه آن چیزی که میخواستیم! مثلا آمدیم گوجهفرنگی قرمز خریدیم، آن را که شستیم دیدیم گوجهسبز است، آمدیم روی گوجهسبز و زخممان نمک بپاشیم، دیدیم، این نمک نیست که از بقالی خریدیم، شیشه است!"
"دوباره رفتیم بقالی اهل حال سر کوچهمان، یک بطری شیر نیمچرب خریدیم، بعدا فهمیدیم این شیر نیست، روغن پالم است که جان میدهد برای سیبزمینی سرخکردن! البته با توجه به وجود وایتکس در شیر از آن بهعنوان پاککننده دستشویی توالت هم میشود استفاده کرد! کلسیم هم دارد برای توالت خوب است! حالا گفتم سیبزمینی یادم آمد که چندسال پیش رفتیم سیبزمینی بخریم، پوستش را کندیم، دیدیم تبلیغات انتخاباتی است! بعدا تلافی کرد، او پوست ما را کند!"































