روزنامه‌های تهران، بعد از دو هفته تعطیل

    • نویسنده, مسعود بهنود
    • شغل, روزنامه‌نگار
  • منتشر شده در

روزنامه‌های امروز صبح تهران شنبه چهاردهم فروردین بعد از شانزده روز تعطیل در حالی منتشر شده‌اند که در صفحات اول خود از خبرهای مهم این دو هفته نوشته و از جمله از ادامه دعواهای سیاسی خبر داده‌اند و سخنان تند رهبر جمهوری اسلامی علیه کسانی که اهمیت موشک را کم می‌بینند، خبر سرطان محمدرضا شجریان و عباس کیارستمی، ابطال همه آرای یک نماینده منتخب، خداحافظی کی روش سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، انفجارهای بروکسل و لاهور و جنجال‌های دونالد ترامپ در مبارزات انتخاباتی آمریکا و سرانجام لغو سفر رییس جمهور ایران به اتریش.

تیتر و عکس صفحه اول اعتماد
توضیح تصویر، تیتر و عکس صفحه اول اعتماد

ساسان آقایی در گزارش اصلی <bold><link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=396&PageNO=1" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: نخستين ساعت‌هاي سال ٩٥، خيلي زود با صداي هولناك انفجارهاي بروكسل از سكه افتاد تا داعش به جهان پيام دهد كه «وحشت ادامه دارد». ٣٢ تن در قلب اروپا جان باختند و طالبان پاكستان براي آنكه از هيبت وحشت نيفتد، تنها چند روز بعدتر دست به كشتار بيش از ٧٠ زن و كودك در لاهور زد؛ نوروز خونيني بود، بسيار خونين و متاسفانه تلفات جاده‌اي ايران نيز هيچ چيز كم از اين وحشت نداشت، بيش از دو برابر تلفات دو حادثه تروريستي جهان، در جاده‌هاي ايران جان باختند؛ ٣٢٤ نفر در ١٥ روز، ٢٣ تن روزانه و به بيان ديگر در هر ساعت نوروز، يك نفر جان خود را در سانحه رانندگي از دست داد، انگار آن‌همه هشدار راهنمايي و رانندگي، همه بر آب بودند!

به نوشته این گزارش: شايد اين خبرهاي بد نوروزي را تنها مي‌شد با شب‌هاي بيدار تهران تسكين بخشيد. هرچند بسياري از كسب‌وكارها تمام اين ١٣ روز را در تعطيلات به‌سر مي‌بردند اما در خواب بهاري تلويزيون كه پيشكش قابل تماشايي براي عيد ٩٥ نداشت، برخي سينماهاي پايتخت شبانه‌روزي شده بودند؛ سانس‌هاي چهار و پنج صبح سينما آزادي و پرديس كوروش حتي يك صندلي خالي هم نداشت و لقب خوشبخت‌هاي آغاز سال را مي‌توان به صاحبان سينما و دستاندركاران فيلم‌هاي اكران نوروزي بخشيد كه روزهاي كم‌نظيري را سپري كردند.

اعتماد در ادامه گزارش خود نوشته: شايد تلويزيون‌هاي فارسي‌زبان ماهواره‌اي نيز امسال چنگي به دل نزده باشند اما يك سرگرمي جدي نوروز امسال مانند چند ماه گذشته براي اهلش تعقيب رقابت‌هاي انتخابات رياست‌جمهوري امريكا بود. در اردوگاه جمهوريخواهان كارزار ترامپ و كروز به بازي با نام و عكس زنان يكديگر كشيد كه يكي از هجوآميزترين مبارزه‌هاي انتخاباتي درون حزبي امريكا را به نمايش گذاشت اما اين هجو و طعن و لعن هم‌چنان در صعود ترامپ بي‌تاثير ماند

تعطیلی طولانی و راه حل

پژمان موسوی در مقاله‌ای در روزنامه <bold><link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=6178&pid=24&type=0" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: آیا راهی وجود ندارد؟ این نخستین پرسشی است که در برابر سؤال مهم و همگانی افکار عمومی از اصحاب مطبوعات درباره تعطیلی طولانی مطبوعات در ایام نوروز، در ذهن و ضمیرِ روزنامه نگاران و اصحاب رسانه مطرح می‌شود؛ گویی همه می‌دانند که اراده‌ای برای انتشارِ مطبوعات در تعطیلات نوروز از سوی همکاران و هم صنفانشان وجود ندارد و تک صداهایی هم که بلند می‌شود، در میان سکوتِ دسته جمعی سایرین، خیلی زود رنگ می‌بازد و آرام می‌گیرد.

این روزنامه نگار با طرح پرسش آیا واقعاً راهی برای انتشار مطبوعات در تعطیلات نوروز یا حداقل کاهش تعداد روزهای تعطیلی مطبوعات وجود ندارد؟ پاسخ را مثبت خوانده و نوشته: تعطیلات دو هفته‌ای مطبوعات در جهانی که رسانه‌ها در آن حرف اول را می‌زند به هیچ روی قابل پذیرش نیست و به قول یکی از پیشکسوتانِ روزنامه نگاری، کشوری که می‌تواند دو هفته روزنامه نداشته باشد، حتماً می‌تواند تمامِ 52 هفته سال را هم بدون مطبوعات سپری کند.

مقاله روزنامه دولت مهم ترین مانع و جدی ترین عاملِ تعطیلات طولانی مطبوعات در تعطیلات نوروز را سیستمِ توزیع دانسته و نوشته البته آن ها هم برای خود دلایلی دارند، آنها تعطیلی بخش عمده‌ای از دکه‌ها و کیوسک‌های مطبوعات، سفرهای نوروزی و تغییر برنامه‌های ثابت زندگی مخاطبان روزنامه‌ها و سختی ارسال مطبوعات به شهرستان‌ها با توجه به ترافیک کاری شبکه حمل و نقل را از دلایل اصلی به صرفه نبودن و عملی نبودنِ توزیعِ مطبوعات در ایام تعطیلات روزنامه‌ها بر می‌شمارند و تا امروز هم توانسته‌اند به توجیهات و دلایلِ خود رنگِ عملیاتی بدهند و مدیرانِ مطبوعات را از انتشار روزنامه‌ها منصرف کنند.

پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه ایران پیشنهاد کرده: تعطیلات از ۱۴ روز به ۱۴۰ روز تغییر پیدا کند. چطور؟ کاری ندارد. رأس ساعت ۱۲ شب ۱۳ فروردین ساعت‌ها برای ۲۴ ساعت و به مدت ۱۲۶ روز به عقب کشیده شوند. خیلی هم خوب است. هیچ آسیبی هم به تقویم کشور وارد نمی‌شود و تعطیلات در تقویم هم وارد نمی‌شود. در عوض خستگی یکسال کار و ۱۴ روز بخور و بخواب به طور کامل از تن مردم به در شده و با خیال راحت پس از ده‌ها ساعت تحمل ترافیک به محل کار خود بر می‌گردند.

این طنزنویس در جواب منکران نوشته: وقتی دوستان با وعده یارانه ۲۵۰ هزار تومانی قصد دارند دوباره سکان مدیریت جهان را به دست بگیرند و برای باقی تپه‌های گلکاری نشده نقشه کشیده‌اند، چند روز تعطیلی بیشتر که ایرادی ندارد! ساعت شروع کار در روز ۱۴ فروردین از ۸صبح به ۱۰ صبح و ساعت اتمام کار به ۱۲ ظهر تغییر یابد و تا پایان فروردین این روال حفظ شود تا خستگی ۱۴ روز تعطیلی و گشت و گذار و جوجه سیخ کردن و قلیون بار گذاشتن از تن جماعت به در شود.

ستون طنز روزنامه دولت به این جا رسیده که: اگر می‌شود کشور تا وقتی دولت اعتدال بر مسند کار است در تعطیلات باقی بماند و وقتی تعطیلات تمام شود که از دولت اعتدال و برجامش هم خبری نباشد. حالا اگر دولت هاله نور جدیدی سر کار بود چه بهتر، تازه بهتر از آن این است که ج. ترامپ هم در امریکا سر کار آمده باشد. با توجه به اینکه دوستان روزنامه توپخانه از وعده پاره کردن برجام توسط استاد ترامپ استقبال کرده و شاد شده‌اند، گفتیم تا مسئولان سطح دغدغه حضرات را دریابند و فکری کنند. جناب روزنامه محترم؛ دیگر چه خوابی برای مان دیده اید؟

قدرت ریموت کنترل

تیتر و عکس صفحه اول شهروند
توضیح تصویر، تیتر و عکس صفحه اول شهروند

علی میرفتاح در ستون کرگدن روزنامه <bold><link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=396&PageNO=16" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: ما از روزگار جمشيد نوروز داريم و عيد را جشن مي‌گيريم. منتها نكته اينجاست كه به لحاظ تلويزيوني مطلقا بلد نيستيم نوروز را جشن بگيريم. در داخل و خارج جز عمليات سطحي و سخيف چيزي بلد نيستيم. يعني من تا يادم هست تلويزيون‌ها شب عيد خودشان را مي‌كشتند كه تحويل سال را آبرومندانه برگزار كنند اما حاصل كارشان سطحي و سخيف و مبتذل از آب درمي‌آمد، هنوز هم.

به نوشته این مقاله: داخلي و خارجي هم ندارد. همه از دم بد و مبتذل و غير آبرومندانه كار مي‌كنند. اما اتفاق جالب اينجاست كه امروز به خاطر وجود ريموت كنترلر ملت يك حق انتخاب عجيب و غريب براي خود احقاق كرده‌اند. تا چند سال پيش محكوم بوديم برنامه‌هاي سطحي و سخيف عيدانه را ببينيم و زير لب غري بزنيم و اعتراضي نكنيم. اما حالا عين المپ‌نشينان مي‌نشينيم و هزارتا كانال را بالا و پايين مي‌كنيم و از موضع بالا همه را دست مي‌اندازيم و به ريش همه برنامه‌سازان مي‌خنديم. يك دقيقه روي اين كانال، يك دقيقه روي آن كانال، چند دقيقه روي كانال خودمان، يك نگاهي به تلگرام و گوشي موبايل، يك پرسه‌اي در فيسبوك، دوباره برگشتن به كانال‌هاي خودمان و رفتن به امريكا و لندن و ابوظبي و...

نویسنده کرگدن نوشته: معنای سیاسی این حق انتخاب؛ يعني «ببين و بگذر و خاطر به هيچكس مسپار». اين موضع، موضع خردمندان است و به نظرم مردم ما رداي خرد برتن كرده‌اند و روزبه‌روز از اتفاقات روزمره بيشتر ارتفاع گرفته‌اند و مي‌گيرند... بي‌جهت نيست كه من خوشبينم. اين دم و دستگاه‌هاي جديد منجر به پرسشگري آرام و منطقي و بي‌هزينه مي‌شوند و مي‌توانند باعث اتفاقات خوشايندتر هم بشوند، قدر ريموت كنترلر را بدانيد.

رشته‌هایی که پنبه شد

حسین شریعتمداری در تحلیل و تحسین از سخنان نوروزی رهبر جمهوری اسلامی مقالات سال گذشته خود را تکرار کرده و نوشته اولا مسیر هسته‌ای طی شده از سوی دولت نه فقط دستاورد قابل توجهی نداشته است، بلکه «از‌دست‌داده»های بسیاری نیز در پی داشته است. ثانیا: گشایش اقتصادی مورد نظر دولت نیز که رئیس‌جمهور آدرس آن را در توافق هسته‌ای می‌داد و به زبان حال و قال، این گشایش را در کنار آمدن با آمریکا تلقی می‌کرد، به بن‌بست رسیده است.

به نوشته نماینده رهبر در <italic><bold><link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/681/2" platform="highweb"/></link></bold></italic>: امسال آیت الله خامنه ای در بیانات نوروزی ادامه اجرای برجام با مشخصات امروزی آن را «خسارت محض» نامیده و با اشاره به بدعهدی‌های آمریکا و کینه‌توزی بی‌وقفه قدرت‌های استکباری علیه ایران اسلامی، بازگشت به اقتصاد مقاومتی و تکیه بر ظرفیت‌های درونی را گره‌گشا معرفی کردند و مخصوصا پیشنهاد مطرح شده این روزها درباره عملیاتی کردن برجام 2 و 3 و ... را ترفند القایی آمریکا دانسته و مسئولان را از فرو غلتیدن در این دام برحذر داشتند.

به نوشته مدیر این روزنامه تندرو: اکنون که حضرت ایشان، رشته‌های آمریکا را پنبه کرده و «سره» را از «ناسره» جدا ساخته و پیش روی ملت و مسئولان نهاده‌اند، نوبت به دولت، مجلس و همه مسئولان رسیده است که حرکت خود را براساس این نقشه راه تنظیم کرده و در سالی که نام اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل بر تارک آن نقش بسته است، دستی از آستین همت بیرون آورده و دست به کار شوند.

دو روش مخالفان روحانی

احمد غلامی در سرمقاله روزنامه <bold><link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/89109/2-روش-مخالفان-روحانی" platform="highweb"/></link></bold> نوشته: مسئله اصلی دولت این است که چگونه می‌تواند جهت‌گیری‌های اقتصادی‌اش را تحقق ببخشد تا به هدفش که ‌پیوند خوردن با بازارهای جهانی است، برسد. کارشناسان اقتصادی دولت موظف‌اند وضعیت معیشتی مردم را متعادل نگه دارند و در عین‌حال درهای بازار ایران را برای رشد و توسعه به‌سوی جهان باز کنند. به‌بیان روشن‌تر پروژه نئولیبرال‌سازی را پیگیری کنند و البته در تاریخ تفکر این روش اقشار کم‌درآمد، بیشترین آسیب‌ها را دیده‌اند. همان اقشاری که بخشی از آنان نیز به دولت روحانی رأی داده‌اند.

به نوشته سردبیر این روزنامه: اکنون شاید دلیل رفتارهای هاشمی‌رفسنجانی را بتوان درک کرد. او که هشت سال دوره سازندگی را پشت‌‌سر گذاشته و نقش کلیدی در جهت‌گیری‌های اقتصادی دولت اصلاحات داشته است، خوب می‌داند زمان برای حسن روحانی با شتابی هولناک می‌گذرد، تا حدی که حتی امروز هم برای برنامه‌های اقتصادی دولت دیر است. مخالفان دولت هرقدر بتوانند کار را به تأخیر بیندازند و زمان بخرند، برنده بازی خواهند بود.

مقاله شرق تاکید کرده: بعید است این وضعیت منجر به توسعه دموکراسی شود. حتی ممکن است دولت با احتیاط بیشتری با این مطالبات برخورد کند تا از تحریک مخالفانش بپرهیزد. هرچه زمان می‌گذرد، آشکارتر می‌شود که مخالفان درصددند تا میوه پیروزی مذاکرات هسته‌ای را بچینند. آنها فقط به زمان بیشتری نیاز دارند. حسن روحانی گویی باری از شیشه حمل می‌کند، اگر تند برود با پرتاب سنگی توشه‌اش از بین می‌رود و اگر کُند برود مخالفان زودتر از او به بازار خواهند رسید. مخالفان روحانی دو روش تهدید و تأخیر را با هم پیش می‌برند.

چرا اقتصاد مقاومتی زمین مانده

کارتون احسان گنجی، بی قانون
توضیح تصویر، کارتون احسان گنجی، بی قانون

کاظم انبارلویی در سرمقاله روزنامه <italic><bold><link type="page"><caption> رسالت</caption><url href="http://www.resalat-news.com/Fa/?code=225997" platform="highweb"/></link></bold></italic> و تشریح لزوم در پیش گرفتن اقتصاد مقاومتی نوشته: کشور ايران مملو از ثروت‌هاي روي زميني و زيرزميني است. بركات الهي از زمين و آسمان ايران مي‌جوشد. موقعيت‌هاي اقليمي و جغرافيايي ايران در كمتر كشوري در جهان وجود دارد. معادن بي‌حساب و كتاب نفت و گاز، نيروهاي نخبه، خردمند و دانشمند، سرمايه‌هاي مادي و معنوي كه خداوند بزرگ در اين سرزمين به وديعت در اختيار مردم قرار داده است. اما همه اين نعمت ها توسط طبقه جديد مترف كفران مي‌شود.

به نوشته سردبیر این روزنامه جناح محافظه کار: اقتصاد کشور به ربا، رشوه، كم فروشي، گران‌ فروشي و بخل و در يك كلمه به فساد آلوده است. هر كدام از اين امراض كافي است كه كمر اقتصاد كشور را بشكند كه شكسته است. مناسبات ربوي در بانكها صداي مراجع را در آورده است. داد مسئولان و نخبگان اقتصادي از اين روابط ظالمانه كه عملاً جنگ با خداست بلند است. اما چرا چاره‌اي انديشيده نمي‌شود. بايد در مكانيزم حضور طبقه جديد در ساخت اقتصادي كشور جستجو كرد.

مرز منكرها و معروف‌ها در حوزه اقتصاد در هم نورديده شده است. آنجا كه مرز هم روشن است امر به معروف نمي‌شود و نهي از منكر هم صورت نمي‌گيرد. سلامت بازارهاي ايران و مراكز داد و ستد در معرض امراض ياد شده و منكرات اقتصادي و معروف‌هاي فراموش شده است. وظيفه دولت و حاكميت در اين برهه، خطير و تعيين كننده است.

رسالت تاکید کرده که: دولت‌هاي پس از انقلاب هيچ گاه حاضر نشدند در صف و ستاد «اتاق جنگ اقتصادي» حضور يابند. كار عملا در دست كساني بوده است كه كشور را در حوزه اقتصاد به مرز فاجعه هدايت كرده‌اند. مرز فاجعه كجاست؟ مرز فاجعه همين فاصله عظيم طبقاتي است كه چون دره‌اي هولناك و سياهچالي وحشتناك همه تدابير اصلاحي را مي‌بلعد و اجازه نمي‌دهد دو قدم پيش برويم.هريك از سه قوه در اين سياستها وظيفه مشخصي بر عهده دارند. اما وقتي جلسه سران قوا تشكيل مي‌شود هيچ آثاري از تعقيب و پيگيري سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي مشاهده نمي‌شود! چرا؟

<italic><bold><link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/60129/حلقه-مفقوده-مديريت-در-ايران" platform="highweb"/></link></bold></italic> در سرمقاله خود عللی که تاکنون اقتصاد مقاومتی با این همه که توصیه شده به جایی نرسیده را بررسی کرده و از جمله یکی را تنوع نهادهاي سياست‌گذار و نيز تنوع نهادهاي مجري دانسته زمينه‌ساز مشكلات گوناگوني مي‌شوند. به اين معنا كه فقط يك نهاد خاص نيست كه بايد اين سياست‌ها را اجرا كند و چون برخي از نهادها در عرض يكديگرند و جايگاه دستور دادن به يكديگر را ندارند، عدم اجراي سياست‌ها از سوي يك نهاد اجرايي، كل سياست را دچار مشكل مي‌كند.

به نوشته این مقاله: مشكل مهم ديگر، تغييرات زياد عوامل اقتصادي و اجتماعي است. كشوري كه در يك مقطع زماني با ١٠٠ ميليارد دلار درآمد سالانه نفتي اداره مي‌شده است، به يك‌باره اين رقم به يك سوم و كمتر مي‌رسد. طبيعي است كه اجراي ضوابط و سياست‌هاي كلي در اين دو حالت نمي‌تواند به‌طور كامل با يكديگر انطباق داشته باشد. اين تغييرات شديد در عوامل اقتصادي و اجتماعي، آینده‌نگری را از مجريان سلب و آنان را درگير مسائل جاري و حتي پيش پا افتاده مي‌كند و در نهايت برنامه و سياست به كنار گذاشته مي‌شود.

و بالاخره شهروند به مهم‌ترين ضعف در این راه رسیده که فقدان نهادهاي نظارتي است. وقتي قانون نوشته مي‌شود كه حمل‌ونقل مواد مخدر جرم است، ضمانت اجراي آن نيروي انتظامي و دادگاه است كه مجرم را بازداشت و مجازات مي‌كند. حال اگر به هر دليلي نيروي انتظامي و دادگاه اين وظيفه را انجام ندهند، جرم بودن حمل‌ونقل مواد مخدر، مفهومي عبث خواهد بود. دولت پيشین نه‌تنها سياست‌هاي ابلاغي، حتي قوانين برنامه چهارم و پنجم توسعه را ناديده گرفت و مجلس‌هاي هفتم، هشتم و نهم نيز جرأت كافي نداشتند كه وظيفه نظارتي خود را انجام دهند. بدون حل این مشکلات و تکمیل زنجیره مدیریتی، نمی‌توان انتظار اجرای درست برنامه‌ها را داشت.

سالی که میمون است از بهارش پیداست

کارتون حسین صافی، وقایع اتفاقیه
توضیح تصویر، سیزده به در - کارتون حسین صافی، وقایع اتفاقیه

شهرام شهيد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي در ستون طنز <italic><bold><link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/60095/سالی-که-میمون-است-از-بهارش-پیداست" platform="highweb"/></link></bold></italic> نوشت: ‌سال ٩٤ به پایان رسید اما حکایت همچنان باقی است. سالی که با طنزنویسی من و ورود یک میمون به بانکی در خیابان دولت آغاز بشود آخرش معلوم نیست با چه می‌خواهد تمام شود. حالا بخت و اقبال با مردم یار بود که امسال‌ سال میمون بود. اگر جای میمون‌ سال ببر بود حتما ببر می‌رفت تو بانک. اصلا این میمون اول سالی بلند شده عنرعنر رفته بانک چه بگوید؟ خواسته حساب بانکی ما را مسخره کند؟ خواسته میزان وام ازدواج را مسخره کند؟

طنزنویس با تاکید بر این که میمون نمی‌رود توی بانک بگوید آقای عزیز لطفا یک حساب بانکی بلندمدت سه‌ساله برای من باز کن. یعنی میمون هم می‌داند تا سه ‌سال بعد اوووووو کی مرده است و کی زنده پرسیده پس هدفش از رفتن به بانک چه بوده و خود جواب داده یک احتمال این است که میمون بخت‌برگشته رفته برای حمایت از حیوانات درخواست وام کند.

احتمال دیگر این که میمون بینوا خواسته ببیند در ‌سال میمون یک میمون بالغ می‌تواند ازدواج کند یا خیر؟ بعد که دیده هزینه‌ها بالاست، رفته بانک وام بگیرد. یا چون فضول است رفته بوده از بانک بپرسد با توجه به این همه کشته شده در جاده‌ها در طول تعطیلات نوروزی آیا بانک آماری دارد که بداند چند پراید از پرایدهایی که ‌سال گذشته به ضرب و زور وام به مردم فروخته شد در جاده‌ها از بین رفتند؟ یعنی اگر وام خودرو نمی‌دادند الان چند نفر زنده بودند؟

طنزنویس شهروند در نهایت نوشته: این احتمال را نمی‌توانیم مطرح کنیم. فقط عرض کنم باید پیدا کنید پرتقال‌فروش را و بگویید چرا میمون بین این همه خیابان در تهران، خیابان خاصی که جایز نیست اسمش را بیاورم برای ورود به بانک انتخاب کرده. آیا منظور سیاسی داشته؟