نامهای از لندن؛ «در حکایت و شکایت زبان فارسی!»

- نویسنده, علیزاده طوسی
- شغل, بیبیسی
- منتشر شده در
«نوشتن» را از «گفتن» بیاموزیم، نه بر عکس!
سلام بر همۀ فارسی زبانها و فارسیدانهای سراسر دنیا. صحبت از «زبان» است که «نوشتن» آن را باید از «گفتن» آن آموخت، نه بر عکس. این شعار نیست، کلمۀ قصیره (۱) نیست، پند بر دیوار نیست. یک واقعیت تجربی و تاریخی است. با توجّه به این واقعیت است که میگویم حتّی بعضی از ادیبانِ «به نام» تصوّر میکنند که مردم کوچه و بازار، یا به قول آنها، «عوامّ النّاس»، چون «دستور زبان» نخواندهاند، در گفتوگو، نسبت به تحصیلکردههای دستور زبان خوانده، مرتکب غلطهای دستوری بیشتری میشوند.
اگر این «تصوّرِ» چنین خواصّ النّاسی را با دقّت باز کنیم و بَر برسیم، میتوانیم تصوّر کنیم که آنها لابُد به جای اینکه «دستور زبان» را کشف اصول و قواعد نظام طبیعی زبان بدانند، تصوّر میکنند که زبان بر اساس اصول و قواعد دستور زبان ساخته شده است. بله، متأسّفانه در میان نسل جوان و جدید نویسندگان و مترجمان «رسانههای جمعی» کم نیستند آنهایی که مثل مردم کوچه و بازار، بر خلاف تصوّر بعضی از «خواصّ النّاس»، در موقع گفت و گو به ندرت مرتکب غلطهای دستوری میشوند، ولی در موقع نوشتن و ترجمه کردن، زبان فارسی از یادشان میرود و آن را ناشیانه باز سازی میکنند.

منبع تصویر، Tony goodhew
یک نمونۀ نمایان و درخشنده از این رفتار نیم کلاغی نیم کبکی (۲) با زبان فارسی حذف کردنِ همۀ «که» های موصول (۳) در جملههای مرکّب است، و گذاشتنِ مکثی ملیح به جای آن، که غالباً با حذفِ «است» از صیغۀ سوّم شخص مفرد فعل «ماضی نقلی» است، یعنی مثلاً «گفته است» یا «کرده است» در نوشتۀ آنها میشود «گفته» یا «کرده» و جمله را دچار آشوب میکند. این نمونه را از یک «وبسایت» خبرگزاری معتبر نقل میکنم: « ادارۀ گمرک آمریکا اعلام کرده ... کسانی که تحت تأثیر فرمان مهاجرت آقای ترامپ قرار گرفته ... و امکان سفر به آمریکا را نداشتند، حال میتوانند وارد این کشور شوند.» (۴)
اگر یک ساعتی بعد از آنکه این «خبر نگار» این خبر را، که لابد از یک یا چند مأخذ انگلیسی به فارسی ترجمه کرده است و تحویل «ویراستار» خبرگزاری معتبر خود داده است، از او بپرسید: «موضوع خبر چی بود؟»، چون عینِ «نوشتۀ» خودش به یادش نمانده است، میتوانم به ربّ النّوع تجربه (۵) قسم بخورم که در جواب شما مثلاً خواهد گفت: «بله، ادارۀ گمرک آمریکا اعلام کرده است که اشخاصی که به علّت صدور فرمان آقای ترامپ در مورد منع مهاجرت ، نتوانستهاند به آمریکا سفر کنند، حالا میتوانند وارد آمریکا بشوند.» (۶)

و اگر همان خبرنگار پیش از آنکه «نوشته» اش را تحویل ویراستار «پخش» یا «انتشار» بدهد، آن را با صدای بلند برای خودش میخواند و میشنید، حتماً از بابت درستی و روشنی عبارتِ «فرمان مهاجرت آقای ترامپ»، که چیزی شبیه «فرمان بازداشت آقای ترامپ» است، تردید میکرد. از این گذشته، به خودش میگفت: «آدم تحت تأثیر تبلیغات قرار میگیرد، تحت تأثیر خیلی چیزها قرار میگیرد، امّا تحت تأثیر فرمان مهاجرت قرار نمیگیرد، بلکه «به علّت» صدور فرمان منع مهاجرت نمیتواند به فلان کشور سفر کند، یعنی «مشمول» فرمان منع مهاجرت میشود.
«ارنست همینگوی» (۷)، نویسندۀ معروف آمریکایی، که در سال ۱۹۵۲ جایزۀ ملّی «پولیتزر» (۸) و در سال ۱۹۵۴ جایزۀ ادبی «نوبل» گرفت، نمایان ترین خصوصیت نثرش سادگی و ایجاز است، و این خصوصیت در طبیعی بودن گفتوگوی آدمهایش اعجاز میکند. انگار آدمهایش را میشناخته است، حرفهای آنها را در حافظهاش ضبط میکرده است و عیناً روی کاغذ میآورده است، یعنی نوشتن را از گفتن میآموخته است.
زبانتان همواره دارا و دانا و توانا باد.
۱- «کلمات قصار» که در انگلیسی، با تفاوتهایی جزئی در معنی، به آن «aphorism» و «saying» و «maxim» و «adage» میگویند، عربی است که در فارسی به جای «سخنان کوتاه»، به «سخنان بزرگان» برگردانده شده است. «کلمات» جمع مؤنّث «کلمه» است و «قصار» جمع مکسّر «قصیره». بنابر این مفرد «کلمات قصار» باید بشود «کلمۀ قصیره» که در متنهای فارسی به ندرت دیده میشود.
۲- لابد این ضرب المثل را شنیده اید: «کلاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد، راه رفتن خود را هم فراموش کرد.» (امثال و حکم دهخدا). کلاغ زشت قدم میزند و کبک زیبا و خوش میخرامد.
۳- «که موصول» که در انگلیسی معمولاً «that» است و به آن «conjunction» میگویند، قسمتی از یک جملۀ مرکّب را به قسمت دیگر آن وصل میکند. در موردهایی حذف آن جمله را «لنگ» نمیکند، امّا نه در موردهایی مثل: «وزارت امور خارجه آمریکا هم گفته [- -] شهروندان این هفت کشور که ویزای آنها پیشتر صادر شده و مهر لغو بر آن نخورده است، حالا میتوانند به آمریکا سفر کنند.» یا مثل: «خانم لووین گفته [- -] کشورش میخواهد در دورانی که "کسانی که تغییرات اقلیمی را باور ندارند در دنیا قدرت میگیرند"، برای دیگران الگو باشد.» یا مثل: «آقای ترامپ پیشتر گفته [- - ] تغییرات اقلیمی "حقه بازی" است.»
۴- من از این خبر کوتاه عبارت ناسنجیدۀ «کسانی که تحت تأثیر فرمان مهاجرت آقای ترامپ قرار گرفته» را از در کنجگاوی به وبسایت گوگل فارسی دادم و دیدم که دهها خبر گزاری و وبسایت با تفاوتهایی جزیی در ترکیب کلام همه عبارت «تحت تأثیر فرمان مهاجرت آقای ترامپ» را عیناً در متن این خبر کوتاه خبر آوردهاند. آیا همه از همدیگر «ورداشت» کردهاند یا «همه» دنبال «یکی» رفتهاند؟
۵- به ربّ النّوع تجربه قسم نخورم، به کی قسم بخورم؟
۶- این خبر را در گفتوگو به شکلهای مختلف میشود بیان کرد که همه ساده و طبیعی و رسا باشد و این یکی از آن شکلهاست.
۷- «ارنست همینگوی» (Ernest Hemingway )، داستان نویس آمریکایی کار نویسندگی را با خبرنگاری شروع کرد، و تقریباً همۀ آثارش به فارسی ترجمه شده است، از آن جمله خورشید هم طلوع میکند؛ وداع با اسلحه؛ داشتن و نداشتن؛ زنگها برای که به صدا در میآید؛ پیر مرد و دریا.
۸- «پولیتزر» (Pulitzer Prize) معتبر ترین جایزۀ ادبی ملّی آمریکاست که سالانه به یکی از روزنامه نگاران، نویسندگان، شاعران، و آهنگسازان اعطاء میشود. بنیاد گذار این جایزه «جوزف پولیتزر» روزنامه نگار و ناشر روزنامۀ معتبر «World» (جهان) بوده است.
































