نامه‌ای از لندن؛ «در حکایت و شکایت زبان فارسی!»

وقتی که اکثریت مردم آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری فکر نکرده به «دانلد ترامپ» رأی دادند، کسانی بودند که به یاد اصطلاح «تغییر محض تغییر» و ضرب‌المثل ضدّ این طرز فکر افتادند که می‌گوید: «اگر نشکسته است، تعمیرش نکن!»، یعنی اگر «حقّ تدریس» کار خودش را می‌کند، آن را «آموزانه» اش نکنید
توضیح تصویر، وقتی که اکثریت مردم آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری فکر نکرده به «دانلد ترامپ» رأی دادند، کسانی بودند که به یاد اصطلاح «تغییر محض تغییر» و ضرب‌المثل ضدّ این طرز فکر افتادند که می‌گوید: «اگر نشکسته است، تعمیرش نکن!»، یعنی اگر «حقّ تدریس» کار خودش را می‌کند، آن را «آموزانه» اش نکنید
    • نویسنده, علیزاده طوسی
    • شغل, بی‌بی‌سی
  • منتشر شده در

تغییر خواهی محض تغییر

سلام بر همۀ فارسی زبان‌ها و فارسی دان‌های سراسر دنیا. در صحبت از زبان فارسی، بحث از زبان «وسایل ارتباط جمعی» پیش آمد که ترجمه و دریافتِ «منطقی» تری از ترجمه و برداشتِ «دلبخواهی» کسانی است که تغییر می‌خواهند، فقط تغییر، تغییر محض تغییر!(۱)

در چند دهۀ اخیر، تغییر و تحوّل در آنچه نیازِ واقعی و مبرم به تغییر و تحوّل داشته است، در سیر قهقرایی بوده است، و حاصل آن سکون و کسالت و ملال. در نتیجه، شور جوانی که بخش عمده‌ای از آن وابسته به زندگی جسمانی است، امّا با جنب و جوش فکری همراه و هم‌جهت است، آن سکون و کسالت و ملال را با تغییر و تحوّل در چیزهایی جبران می کند که تغییر و تحوّلِ «طبیعی» و «منطقیِ» خود به خودی در آنها پیدا می‌شود و نیازی به تغییر و تحوّلِ «ساختگی» و «دلبخواهی» ندارد.

از وقتی که انسان با بلبل آشنا شده است، نه بلبل از آواز خودش خسته شده است که بخواهد آن را تغییر بدهد، نه انسان از آواز بلبل. حالا چرا ما مثلاً از ترکیب «برخورد» خسته می‌شویم و آن را به مثلاً ترکیب «رویکرد» تغییر می‌دهیم؟ بله!
توضیح تصویر، از وقتی که انسان با بلبل آشنا شده است، نه بلبل از آواز خودش خسته شده است که بخواهد آن را تغییر بدهد، نه انسان از آواز بلبل. حالا چرا ما مثلاً از ترکیب «برخورد» خسته می‌شویم و آن را به مثلاً ترکیب «رویکرد» تغییر می‌دهیم؟ بله!

یکی از پُر شورترین و پُر زورترینِ این «جبران کاری»ها در زبان، مخصوصاً در نوشته‌ها و ترجمه‌های بسیاری از جوان‌های حیطۀ «وسایل ارتباط جمعی» (۲)، نمایان می‌شود، و چه حیرت انگیز نمایان شدنی! مثلاً یکی می‌خواهد چیزی بگوید به این مضمون: «در ماه‌های آینده معترضان در این زمینه فرصت تازه‌ای پیدا خواهند کرد.» در ذهنِ «تغییر خواهِ» این شخص صفت «آینده»، که «آتی» بود، «آینده» را داشتیم، به جایش گذاشتیم، و حالا (۳) برای بعضی، با عقب گرد، دوباره «آتی» شده است، مشمول تغییر می‌شود و به صورت «پیشِ رو» در می‌آید، و این ترکیب تازه در میدان جبران کاری برای او آن قدر دلپذیر می‌شود که آن را دریک جمله دوبار به تماشا می‌گذارد و می‌نویسد:

«ماه‌های پیش رو فرصت‌های تازه‌ای از این دست پیش روی معترضان قرار خواهد داد.» و چنین جمله‌ای با چنین نوآوری «جبران کارانه»ای اصلاً و اساساً در زبان روزنامه و اینترنت و رادیو و تلویزیون، که باید زبان گفتاری «همگانی» باشد و «فرصت» زبان آوری و سخن بازی «پیش روی» هیچ «اهل رسانه» ای «قرار ندهد»، محلّ و مقامی ندارد.

نه تصوّر شود که همۀ این «تغییر خواهان» هدف منطقیِ و مشخّصی برای «بد را خوب کردن» و «خوب را بهتر کردن» دارند و برای رسیدن به این هدف فلسفه و سیاست مشترکی پیدا کرده‌اند! نه خیر، آنها تغییر را برای تغییر می‌خواهند، و حاصل چنین هدفی فقط شکستن کسالت و ملالِ سکون است و بنا بر این، فقط در تغییر کلمه‌های زنده و آشنا و دارای سجلّ تاریخی و ادبی به کلمه‌های بیجان و غریبه و خود درآوردی، «مشترک الهوس»اند، و در انتخاب کلمه‌های «لازم الاخراج»، «مختلف السّلیقه».

تصویر یک نوع «دارکوب» در حال «کنشگری» با درخت. البتّه داری که این پرنده به کنش گرفته است، به معنی درخت است، نه چوبۀ اعدام، و گرنه فرهنگستانی‌ها نام این پرنده را به «درختکوب» تغییر داده بودند
توضیح تصویر، تصویر یک نوع «دارکوب» در حال «کنشگری» با درخت. البتّه داری که این پرنده به کنش گرفته است، به معنی درخت است، نه چوبۀ اعدام، و گرنه فرهنگستانی‌ها نام این پرنده را به «درختکوب» تغییر داده بودند

یکی از «حقّ التّدریس» که خیلی وقت است «الف لام » (۴) عربی آن هم افتاده است و «حقّ تدریس» شده است، خوشش نمی‌آید و به حکم وظیفۀ «وظیفه خواری»، پیشنهاد می‌کند که آن را به «آموزانه» تبدیل کنند و «حقّ التّحقیق» یا «حقّ تحقیق» را به «پژوهانه» (۵)، و عجبا که چه زود نفس گرمش موم تقلید عدّۀ زیادی از نویسندگان و مترجمان وسایل ارتباط جمعی را چنان نرم می‌کند که بی‌تردید و بی‌تأمّل به این دو واژۀ جدید الولادۀ محیّرالعقول برای جَوَلان در میدان «تغییر برای تغییر» اذن دخول می‌دهند.

این است و چنین می‌شود که ناگهان می‌بینی دو کلمۀ تقریباً مترادف «مبارز» و «فعّال» از «طرف» (۶) این نوجویان با حسن نیت، مغضوب و معزول واقع می‌شوند و کرسیشان را به کلمۀ «کُنِشگر» وامی‌گذارند! چی؟ کُنشگر! بله، مثل مسگر، آهنگر، زرگر، کوزه گر: پسوند اسم شغلی، که با اسم معنی می‌شود پسوندِ دارندۀ صفت یا خصوصیتی معیّن: توانگر، ستمگر، ویرانگر. و این‌جاست که الهۀ زبان فارسی می‌گوید: «اگر «کُنش» به معنی «کردن» باشد، هفت هزار و چهارصد میلیون جمعیت دنیا همه «کُنشگر» اند، ولی همه «مبارز» یا «فعّال سیاسی» نیستند!

زبانتان همواره دارا و دانا و توانا باد.

توضیح صدا، نامه‌ای از لندن - شمارۀ بیست وهفتم؛ سال یازدهم، جمعه ۲۴ نوامبر ۲۰۱۷

۱- «تغییر محض تغییر» شباهت به شعار «هنر برای هنر» نزد اقلّیتی بی‌هنر دارد که معنای این شعار را نفهمیده‌اند، آروغ می‌زنند، می‌گویند آواز است، بوق می‌زنند، می‌گویند موسیقی است، رنگ روی بوم می‌پاشند، می‌گویند نقاشی است، و جفنگ می‌نویسند، می‌گویند شعر است، وگرنه شاعر و نمایشنامه نویس با هنر و معنی پروری مثل «اسکار وایلد» (Oscar Wilde) هم به «هنر برای هنر» اعتقاد داشت، هنر آزاد و پاک و فارغ از هرگونه مصالحه‌ای.

۲- گویندۀ این گفتار، با اینکه «وسایل ارتباط جمعی» را ترجمۀ به کمال «mass media» نمی‍‌داند، آن را به ترجمۀ ناقص و ناسنجیدۀ «رسانه‌های گروهی» ترجیح می‌دهد.

۳- تغییر خواهان و ایضاً دگرگون نویسان «وسایل ارتباط جمعی» از صبح تا شب که با هم و با دیگران حرف می‌زنند، یکبار هم کلمۀ پارسی «اکنون» را به کار نمی‌برند و می‌گویند «حالا» که فارسی شدۀ «حالاً» (haalan) عربی است، امّا همین‌که دست به قلم یا دست به تایپ می‌شوند، «حالا» را اخراج می‌کنند و جایش را به «اکنون» می‌دهند.

۴- «الف لام» یعنی «اَلـ»، در عربی حرف تعریف است که در فارسی در بسیاری موردها حذف می‌شود، مثلاَ در عربی می‌گویند «القران المجید» ، «حقّ التّألیف»، در فارسی می‌گوییم «قرآن مجید»، «حقّ تألیف».

۵- کلمۀ «شهر» در عربی یعنی «ماه»، و «شهریه» یعنی «ماهانه»، به مفهوم هزینۀ معیّنی که باید سر هر ماه پرداخت، مثل «شهریۀ مدرسه». حالا شما عبارت «شهریۀ سالانه» را که باید بی‌معنی باشد، چون «ماهانۀ سالانه» نداریم، به گوگل فارسی بدهید، به ده هزار و هفتصد مورد کاربرد اشاره می‌کند، از آن جمله به ۱۰هزار و دویست ده مورد به «شهریۀ سالانۀ دانشگاه». به عبارت دیگر «شهریۀ» عربی در فارسی به معنای «هزینۀ ادواری» برای تحصیل به کار می‌رود. این است عمل طبیعی زبان که اعتنایی به مثلاً حکم کاربرد «آموزانه» و «پژوهانه» به جای «حقّ التّدریس» و «حقّ التّحقیق» ندارد.

۶- این که می‌بینید کلمۀ «طرف» میان گیومه گذاشته شده است تا مشخّص باشد، برای این است که این کلمۀ بخت برگشتۀ فارسی شدۀ هزار و چند صد ساله هم از «طرف» تغییر خواهان و ایضاً دگرگون نویسان «وسایل ارتباط جمعی» حکم اخراج گرفته است و خانه‌اش را به «سو» تحویل داده است: «جراحت ده مهاجر افغان از سوی مهاجرین سوریه در ترکیه» ... «بشنوید از نتایج یک نظرسنجی که از سوی دانشگاه مریلند آمریکا صورت گرفته» ... «احضار مارین لوپن از سوی پلیس فرانسه».