فعالیت مدنی در ایران و مسئولیت والدین در برابر کودک

    • نویسنده, حامد فرمند
    • شغل, کنشگر-پژوهشگر حوزه کودک
  • منتشر شده در

همان اندازه که حق انتخاب مذهب و دین، حق تحصیل و حقوق شهروندی به عنوان اجزای حقوق بشر باید برای همه محترم شمرده شود، حق تلاش برای دستیابی به این حقوق هم قابل احترام و محفوظ است. آن‌چه پرسیدنی و قابل نقد است، موضوع فعالیت مدنی و مسئولیت‌پذیری در قبال فرزندان است.

سوالی که در مورد فعال مدنی، اجتماعی یا سیاسی دارای فرزند -همانند هر پدر-مادر دیگری- مطرح است این نیست که چرا وارد فعالیت‌هایی شده‌اند که امکان و خطر جدایی ناخواسته‌ از فرزندشان را بالا می‌برد. سوال مسئولیت‌پذیری‌ آنها در برابر فرزندشان است. مسئولیت‌پذیری در برابر فرزند قرار نیست به بی‌عملی و انفعال بیانجامد. همان‌اندازه که فعالیت حرفه‌ای و حضور والدین در اجتماع و داشتن شغل پذیرفته است باید زمینه‌های اجتماعی و قانونی فعالیت مدنی والدین را گسترده‌تر و پذیرفته‌تر کرد. اما همان‌قدر که از والدین شاغل انتظار می‌رود تا مسئولانه شرایط رشد و تربیت سالم کودک خود را فراهم کنند، از فعالان مدنی نیز به همین اندازه و حتی شاید بیشتر چنین انتظاری وجود دارد.

وقتی صحبت از مسئولیت در قبال رشد و تربیت سالم کودک می‌شود، شرایط فعالیت مدنی در ایران را باید در نظر گرفت. به عنوان مثال زیرساخت‌های قانونی و عملی برای اشتغال والدین بخصوص مادران در ایران و زمینه‌های ارتباط سالم و مداوم با فرزندشان در کنار فعالیت حرفه‌ای هنوز کاملا مهیا نیست؛ با این‌حال از هیچ پدرو مادری انتظار نداریم مشکلات عاطفی، روانی و جسمی پیش آمده برای کودکشان را بر گردن قوانین غیرمنعطف، نامتعادل و نامناسب بیاندازد.

در عین حال همچنان جا برای اعتراض به این شرایط و تلاش و اقدام برای تغییر آن نیز وجود دارد. به همین ترتیب می‌توان شرایط مشابهی را در مورد فعالیت مدنی در نظر گرفت.

از طرف دیگر کسانی که در ایران فعالیت اجتماعی و مدنی می‌کنند نمی‌توانند همه چیز را به آینده موکول کنند. اگر برای برخی از فعالیت‌های مدنی، این آینده دستگیری احتمالی باشد، موکول کردن برنامه‌ریزی برای آينده کودک به بعد، به معنی قرار دادن کودک در نامشخص‌ترین، ناعادلانه‌ترین و نامناسب‌ترین شرایط ممکن است که می‌تواند آسیب‌های جبران ناپذیر روانی، جسمی و رفتاری به او بزند.

زمانی که خبر دستگیری فعالانی که دارای فرزند هستند در رسانه‌ها منتشر می‌شود، معمولا با دو واکنش عمومی مواجهیم:‌ گروهی معتقدند کسانی که فرزند دارند باید فعالیت مدنی یا فعالیت‌هایی که خطر دستگیری دارند را متوقف کنند و عده‌ای هم مسئولیت هر اتفاقی برای کودک را بر گردن دولت یا حکومت می‌اندازند.

اما ما مجاز نیستیم تا فعالیتی را که یکی از حقوق تعریف شده بشری است از یک انسان تنها به دلیل پذیرش مسئولیتی دیگر، یعنی مسئولیت والد بودن، سلب کنیم. از طرف دیگر پیش از به نتیجه‌ رسیدن تلاش فعالان مدنی برای زمینه‌سازی فعالیت‌ آزاد اجتماعی در ایران و خارج شدن این فعالیت‌ها از حیطه جرایم امنیتی، این سوال مهم مطرح است که به عنوان والدینی که برای خود مسئولیت اجتماعی قایلیم، چگونه می‌توانیم آثار دوری احتمالی از کودکمان را کاهش بدهیم و شرایط سالم‌تری را برای رشد او فراهم کنیم.

طبق بررسی‌های روانشناسی، آن‌چه که برای کودکی که به دلیل زندان از والدینش دور می‌شود آسیب‌زننده است، زندگی با فردی که موقتا از او به جای والدین نگهداری می‌کند نیست. برعکس، نگهدارنده موقت کودک می‌تواند زمینه کاهش آسیب‌های دوران زندان والدین را فراهم ‌کند و به عبور سالم کودک از دوران پرفشار دوری از والدین کمک ‌کند. حتی اگر نگهدارنده کودک هیچ نسبت خونی (فامیلی) با کودک نداشته باشد، همچنان امکان ایجاد رابطه عاطفی-روانی مثبت و سالم بین او و کودک وجود دارد و امکان تاثیرگذاری مثبت در این دوران وجود دارد.

آن‌چه در این شرایط می تواند به کودک آسیب جدی بزند، مواجهه ناگهانی او با اتفاقات و آماده نبودن برای شرایط تازه است. یکی از نیازهای اساسی کودکان، داشتن نظم و برنامه و آماده بودن برای اتفاقاتی است که قرار است رخ دهد. روانشناسان و کارشناسان تربیت کودک اغلب پیشنهاد می‌کنند که زندگی کودک، روال مرتبی داشته باشد و کمترین تغییر در این روال ایجاد شود. آن‌ها از زمان منظم خواب، آگاه بودن کودک از برنامه‌های بعد از مهدکودک یا مدرسه و اطلاع داشتن از برنامه‌هایی که برای روز یا روزهای بعد در نظر گرفته شده به عنوان نمونه‌هایی از روال منظم زندگی نام می‌برند و آن‌ها را برای رشد متعادل کودک موثر می‌دانند.

هرچه کودک بیشتر وارد جامعه می‌شود، نیازش به این ثبات نسبی کم‌تر می‌شود. اما همچنان مواجه شدن با شرایط کاملا ناآشنا و نامطمئن، زمینه‌ساز اختلالات روانی از جمله اضطراب است. اختلال اضطرابی خود می‌تواند اختلالات دیگری را باعث شود که ممکن است آثار جسمی، رفتاری و اجتماعی مانند اختلال اشتها، خواب، تمرکز یا افت تحصیلی به همراه داشته باشد. هر کدام از این اختلالات می‌توانند به صورت مستقیم و غیر مستقیم کیفیت زندگی کودک را تحت تاثیر قرار دهند و در زمینه‌های دیگر زندگی کودک نیز آثار منفی به جا بگذارند.

از این رو مهم است والدینی که در ایران به فعالیت‌های مدنی و اجتماعی می‌پردازند، ضمن تلاش برای فعالیت کم‌خطر،‌ آماده اتفاقاتی مانند دستگیری باشند. بخش مهم این آمادگی، آماده کردن زمینه برای رشد سالم کودک است. حفظ ارتباط سالم و پایدار با کودک، ارتباط مداوم با بستگان، فامیل و دوستانی که نگهدارنده‌های بالقوه کودک هستند یا می‌توانند باشند، گفت‌وگو با کودک و آماده کردن ذهن او برای اتفاقات آینده و زمینه‌سازی برای ثبات زندگی کودک در غیاب خود از تمهیداتی است که می‌توان در نظر گرفت تا کودک تا حد ممکن از آثار جانبی زندانی شدن والدینش در امان باشد.

این ایده‌ال که ماموران یا مقامات،‌ شرایط فرزندان فرد متهم را در نظر بگیرند و مثلا زمینه خداحافظی با کودک را برای والدین زندانی فراهم کنند یا در مقابل کودک با والدین‌ با خشونت برخورد نکنند، حتی در کشورهای توسعه‌یافته و دموکراتیک نیز هنوز محل مناقشه است. بنابراین، همچنان بر عهده خانواده‌ها است که زمینه‌ای را فراهم کنند که در صورت دستگیری بدون مقدمه، ذهن کودک آمادگی نسبی داشته باشد و شرایط پیرامون کودک نیز برای حفظ نسبی ثبات زندگی مهیا باشد.

هر چند اعتراض فعالان و خود والدین دستگیر شده به نادیده گرفته شدن شرایط کودک، می‌تواند در راستای تحقق یکی از انسانی‌ترین حقوق قضایی، یعنی حفظ حقوق کودک زندانیان، تلقی شود، اما منوط کردن همه چیز به بعد از وقوع بدترین اتفاق،‌ یعنی دستگیری فعال مدنی-اجتماعی، کاملا می‌تواند به بی‌مسؤلیتی والدین فعال تعبیر شود.

همه آن‌چه گفته شد را می‌توان در توجه به سرنوشت کودک در غیاب احتمالی پدر و مادر خلاصه کرد. همانطور که افراد عادی با نوشتن وصیت‌نامه، بیمه عمر و معین کردن شرایط مالی سایر اعضای خانواده‌، مسئولیت‌پذیری خود را نشان می‌دهند، نگارنده فعالان مدنی را دعوت می‌کند تا با اندیشیدن به غیبت احتمالی خود، با در نظر گرفتن سرپرست موقت برای کودک و گفت‌وگو و آماده کردن او برای شرایط احتمالی آینده، مسئولیت پذیری خود در قبال خانواده‌ هم عرض مسئولیت پذیری اجتماعی‌‌شان قرار دهند. سطح آگاهی و مسئولیت‌پذیری که از فعال مدنی-اجتماعی انتظار می‌رود اقتضا می‌کند که این افراد بیشتر از سایرین به جنبه‌های مختلف مسئولیت خانوادگی خود توجه نشان دهند و بار فشارهای وارده به کودکشان را بر گردن حکومت نیاندازند.