افت و خیز نوروز در دوره اتحاد جماهیر شوروی

- نویسنده, اسفندیار آدینه
- شغل, خبرنگار تاجیک
- منتشر شده در
امروزه در بخش اعظمی از جمهوریهای شوروی سابق که بعد از فروپاشی اتحاد شوروی به استقلال ملی رسیدند، و برخی از جمهوریهای خودمختار روسیه، نوروز جشنی رسمی است و با شکوه و حشمت خاصی برگزار میشود.
با اینکه هیچ سند رسمی که برگزاری جشن نوروز را در اتحاد شوروی ممنوع میکرده، در دست نیست اما از آثار و اسناد بایگانیهای شوروی چنین برمیآید که مردم مسلمان شوروی جشنها و مراسم مذهبی خود را در خانه و گاه در اماکن عمومی ولی تحت نظارت شدید ماموران امنیتی شوروی، به طور غیررسمی و با انجام مراسمی به طور ساده و عاری از هر گونه شور و شوق برپا میکردهاند.
در اسناد بایگانی شوروی که در حدود سه دهه اخیر از طبقهبندی خارج شده، اسناد متعددی وجود دارد که نشان میدهد ماموران دولتی و امنیتی شوروی مشاهدات خود را در باره شیوههای برگزاری جشنها و مراسم مذهبی، بویژه عیدهای قربان و رمضان و در مواردی نوروز، به نهادهای ذیدخل شوروی گزارش کردهاند. از این گزارشها برمیآید که دولت شوروی هرچند در مواردی انجام غیررسمی این مراسم را برمیتابیده، ولی بیشتر نگران آن بوده که اتفاق جدیای در زمان برگزاری این جشنها و مراسم رخ ندهد و امنیت به هم نریزد.
خانه تکانی در بدخشان
مثلا یک مامور استانداری ولایت خودمختار کوهستان بدخشان، در شرق تاجیکستان در سال ۱۹۵۸ میلادی به مسئول امور دین در شورای وزیران اتحاد شوروی از مشاهدات خود درباره برگزاری جشنهای مختلف در قلمرو این استان گزارش داده و از جمله به جشن نوروز هم اشاره کرده است.
در این گزارش آمده است: "درباره برگزاری سال نو یا نوروز در قلمرو ولایت که از ۱۹ تا ۲۱ مه ۱۹۵۸ (احتمالا به اشتباه به جای مارس مه نوشته) انجام شد، هیچ تغییری در برگزاری این جشن مشاهده نشد. مشاهده شد که طبق معمول پاککاری و سفید کردن منازل مسکونی و آمادگی به کشت و کار بهاری و حساب نجومی روز و شب در ساعت خاص (باقیمانده علم کهن) انجام شد، ولی تحولات دیگری رخ نداد."

منبع تصویر، Getty Images
در گزارشی مشابه از وادی فرغانه ازبکستان یک مامور دولتی شوروی مشاهدات خود را از برگزاری جشن و مراسم مذهبی ارائه داده و از جمله در مورد نوروز چنین مینویسد: "مثلا نوروز جشن مذهبی نیست. در این روز فرد مسلمان از خداوند طلب مغفرت و دعا میکند که برای کشاورزان حاصل فراوان بدهد اما فرد ناباور این جشن را آغاز کارهای صحرایی تلقی میکند."
در گزارشهای مشابهی از منطقه قفقازبویژه جمهوری آذربایجان و جمهوریهای خودمختار روسیه مانند داغستان و تاتارستان، در کنار جشنهای مذهبی مسلمانان مانند قربان و رمضان گاهی از نوروز هم به عنوان "یک جشن مذهبی مسلمانان شیعه" یاد شده است.
در صورت جلسه شورای امور مذهبی، یک نهاد وابسته به شورای وزیران اتحاد شوروی درتاریخ ۵ ژانویه ۱۹۵۶ به برگزاری نوروز در ولایت تاشاوز ترکمنستان انجام اشاره شده است.
در این سند آمده است: "به کمیته ولایتی حزب کمونیست ترکمنستان از فرارسی جشن مذهبی مسلمانان شیعه، نوروز بیرم، نه دیرتر از ۲۰ فوریه خبر داده شود و درباره شیوه برگزارشدن این جشن به شورا، حکومت ولایت و کمیته ولایتی حزب کمونیست ترکمنستان، نه دیرتر از ۵ آوریل ۱۹۵۶ گزارشی باید ارائه شود."
نامه به استالین
یکی از اسناد جالبی که در بایگانی شوروی محفوظ مانده، نامه رهبران جمهوری سوسیالیستی ازبکستان در آستانه نوروز، ۶ مارس سال ۱۹۴۹ "به رفیق استالین" برای رسمیت بخشیدن به جشنهای سنتی این جمهوری است. این نامه در سایت موسوم به "چشم انداز روسیه به اسلام" در دسترس عموم قرار دارد.
در نامه عبدالجبار عبدالرحمانف، رئیس وقت شورای وزیران و عثمان یوسف، دبیر وقت کمیته مرکزی حزب کمونیست ازبکستان به جوزف استالین، رهبر وقت خودکامه اتحاد شوروی از او خواسته میشود که اجازه بدهد تا یکی از جشنهای ملی به نام "کاون سیل" (سیر خربزه) در این جمهوری سابق شوروی احیا شود. در این نامه از جشن نوروز هم یاد شده، هرچند رهبران ازبکستان بصراحت خواستار احیای آن نشدهاند.

منبع تصویر، GAFUR SHERMATOV
در این نامه همچنین آمده است: "قبلا در ازبکستان رسم بود که "نوروز بیرم" را در فصل بهار و "کاون سیل" را در پاییز جشن میگرفتند. جشن "نوروز" با آغاز کارهای گسترده بهاری در عرصه کشاورزی تجلیل میشد و "کاون سیل" جشن جمعآوری حاصل بود. این جشن معمولا در اواخر ماه اوت برگزار میشود، زمانی که کارهای کشت و پرورش پنبه و دیگر محصولات کشاورزی به پایان میرسد و موسم رسیدن انگور و خربزه و هندوانه فرامیرسد. بعد از این جشن، جمعآوری حاصل پنبه به طور گسترده شروع میشد."
رهبران جمهوری شوروی ازبکستان همچنین نوشته بودند که در زمان برگزاری این دو جشن ملی سیرعمومی و سرگرمیهای مردمی مانند کُشتی ملی و غیره برپا میشد. ولی "حالا این جشنها برگزار نمیشوند."
به نوشته آنها، در برابر این جشنها، جشنهای انقلابی ۱مه (روز کارگر) و ۷ نوامبر (روز انقلاب اکتبر) برای مردم ازبکستان "با زمان کارهای سخت و دشوار عرصه کشاورزی مصادف" بوده است.
بیشتر بخوانید:
در این نامه آمده است: "با توجه به آنچه ذکر شد، ما تصمیم گرفتیم برای مشورت به شما روی آوریم. آیا ممکن است که برگزاری این جشن سنتی را در ازبکستان پیش از جمعآوری حاصل پنبه در آخرین روز تعطیلی ماه اوت احیا کنیم؟ به نظر ما، این جشن را میتوان "جشن جمع آوری حاصل پنبه" نامید."
در نامه رهبران ازبکستان همچنین آمده، سازمانهای حزبی همه گونه تدابیر را خواهند اندیشید که مجتمعهای کشاورزی بتوانند تا برگزاری "جشن پنبه" پنبه را در مزارع خوب پرورش دهند و مراسم جشنی "به طور منظم و مطابق با اهداف تربیت کمونیستی تودههای مردم" برپا شود.

پاسخ مستقیم خود استالین به این نامه در دست نیست ولی از اسناد بایگانی شوروی چنین برمیآید که این نامه را گئورگی مالنکوف، دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست و از اعضای پلیت بورو، روز ۲۲ مارس ۱۹۴۹ به فردی به نام شِپِلف فرستاده و از او خواسته است به این موضوع رسیدگی و پیشنهادهای خود را طی دو سه روز ارائه بدهد.
جشنهای "پرلتاری"
در یادداشتی از نام شپلف و سلیپف، دو نفر از مسئولان دفتر تبلیغات سیاسی حزب کمونیست شوروی، که به تاریخ ۷ ژوئیه همان سال به مالنکف ارسال شده، پیشنهاد رهبران جمهوری ازبکستان با دلایلی مردود و غیر قابل قبول خوانده شده است. این دو نفر با رهبران ازبکستان هم صحبتی جداگانه داشتهاند.
آنها مینویسند: "اولا هرچند این جشنها طوری که تحقیق ما نشان داد، مبنای مذهبی ندارند اما هیچ جنبه مترقی هم ندارند. نوروز به معنای جشن بهار و نو شدن (طبیعت) است، در جمهوری ازبکستان این جشن غالبا در ولایتهای سمرقند و بخارا برپا میشد. این جشن تا حالا در ایران رواج گستردهای دارد و آغاز سال نو رسمی محسوب میشود. کاون سیل به معنای جشن خربزه است و به دوران خیلی قدیم برمیگردد."
در این یادداشت همچنین آمده است: "دوم، ضمن توجیه احیای جشن کاون سیل رفیقان یوسپف و عبدالرحمانف اشاره میکنند که جشنهای انقلابی ۱ مه و ۷ نوامبر با زمان کارهای دشوار در مزارع مصادف هستند، از اینجا چنین برمیآید که در ازبکستان به طور بایسته ۱ مه و ۷ نوامبر را جشن نمیگیرند و میخواهند آنها را با کدام جشنهای جدید تکمیل کنند. این انگیزه نمیتواند قابل توجیه باشد و اشتباه است، چون جشنهای بزرگ "پرالتاریای" ۱ مه و ۷ نوامبر را با هیچ جشن دیگری نباید عوض کرد."

منبع تصویر، GAFUR SHERMATOV
استالین 'مسلمان حقیقی بود'
از اسناد جالب دیگری که در آن به برگزاری جشن نوروز اشاره شده، گزارش یک مامور دولتی شوروی درباره چگونگی انجام مراسم مذهبی در شهر لنین آباد (خجند) در شمال تاجیکستان است.
در این گزارش آمده است: "از قدیم الایام از عرفهای رایج در میان ساکنان شهر لنین آباد (خجند) جشن سال نو نجومی است که این جشن در سال ۱۹۵۳ با روزهای سوگواری ۶ و ۷ مارس (برای درگذشت استالین) مصادف آمد. اما همه اهالی لنین آباد به دلیل ضایعه سنگین (درگذشت) پیشوا و معلم محبوب خود، جوزف استالین، از تجلیل سال نو و اجرای مراسم "عید نوروز" خودداری کردند."
بیشتر بخوانید:
در این گزارش، مامور دولتی شوروی مینویسد که طبق مشاهدات او و همکارانش و اطلاعاتی متعددی که دریافت کردهاند، هم در میان باورمندان و هم در میان روحانیان چنین صحبتهایی شده است:
"رفیق استالین عادلترین انسان بود، همیشه به یتیمان، معلولان و سالمندان کمک میکرد، کمک خود را از بینوایان دریغ نمیداشت، زندگی میلیونها نفر را بهتر ساخت... رفیق استالین کارهای زیادی انجام داد تا اقتصاد تاجیکستانِ ما بهتر شود، به این خاطر راهها و پولها، مدرسهها و بیمارستانهای زیادی ساخته شدند، شهرهای ما و پایتختمان، استالین آباد، و مراکز ناحیهها زیباتر و آبادانتر شدند، بسیاری از تاجیکان، انسانهای بزرگ، دانشمند، پزشک و معلم شدند. رفیق استالین بیهوده نیست که در آخر ماه رجب که برای برای مسلمانان مقدس و در آستانه روزمقدس جمعه درگذشت (طبق باورهای اسلامی کسی که در این روز میمیرد، محبوبترین انسان نزد خدا است) از این رو ما فکر میکنیم که استالین یک مسلمان حقیقی بود."
در ادامه این گزارش از قول ساکنان خجند یا لنینآباد، استالین عامل صلح و امنیت و پیشرفت کشور تلقی شده است.
سفرهای محمد رضاشاه به شوروی
از آثار بایگانی شوروی برمیآید که نوروز دستکم تا سال ۱۹۲۷ در بخشهایی از اتحاد شوروی رسما تجلیل میشده و از جمله فضولی صابراوغلو، پژوهشگری آذربایجانی با استناد نشریه "کومونیست" از ۲۴ مارس سال ۱۹۲۱ نوشته که تعطیلات در مدارس در روزهای جشن نوروز آغاز شده و مراسم نوروزی با سیر عمومی و برگزاری کنسرتها انجام شده است.
در مقالهای از این پژوهشگر آذربایجانی آمده که در سال ۱۹۲۵ با تصمیم مقامهای دولتی ۶ جشن مذهبی و ملی در جمهوری آذربایجان رسمی اعلام شده بود ولی در سال ۱۹۲۸ در پی انتقادات و حملات گروهی به نام "اتحادیه بیخدایان تندرو" برگزاری جشن و مراسم سنتی و ملی متوقف و در سال ۱۹۳۷ با تصویب قانون اساسی اتحاد شوروی کاملا ممنوع شده است.

منبع تصویر، Social Media
فقط بعد از چند سال درگذشت استالین بود که تلاشهایی هرچند کمرنگ برای احیای جشن و مراسم ملی در بخشهایی از اتحاد شوروی انجام شده است. از جمله در سال ۱۹۶۶ جشن سنتی روسها به نام "ماسلنیتسا" و یک سال بعد در باکو جشن نوروز تحت عنوان "جشن بهار" برگزار شد که به نظر آقای صابراوغلو، به سیاست شوروی در خاور میانه، بویژه ایران ربط داشته است.
او در مقالهای در یک سایت آذربایجانی نوشته است: "در سال ۱۹۶۵ سفر (دوم) شاه ایران (محمد) رضا پهلوی به اتحاد شوروی انجام شد. در دیدار با لئونید برژنف شاه ایران از تحکیم روابط فرهنگی بین ایران و اتحاد شوروی سخن گفت و موضوع برگزاری جشن نوروز را هم مطرح کرد. از این رو ۲۲ اوت سال ۱۹۶۶ توافق "در باره روابط دولت شاهنشاهی ایران و دولت شوروی" امضا شد و بعد از این رویداد، در سال ۱۹۶۶ در آذربایجان شوروی شعر محمد حسین شهریار حیدربابا منتشر شد. و از سال ۱۹۶۷ در باکو تجلیل از نوروز آغاز شد."
این اولین باری بود که نوروز به طور رسمی و با برنامه ریزی دولتی برگزار شد ولی بعدها این جشن دیگر به این شیوه برگزار نشد. هرچند در نشریهها تبریکات نوروزی منتشر میشده است. به نظر میرسد در تاجیکستان و ازبکستان نیز در دهههای ۱۹۶۰ و۱۹۷۰ تلاشهایی برای برگزاری نوروز با نام "جشن بهار" صورت گرفته باشد.
اما تنها در دوران بازسازی میخائیل گورباچف در أواخر دهه ۱۹۸۰ بود که برگزاری جشن و مراسم ملی مانند نوروز، به طور گسترده و در سطح رسمی در جماهیر سابق شوروی در قفقاز و آسیای میانه دوباره شروع شد. پس از فروپاشی شوروی نوروز به عمده ترین جشن ملی و رسمی این کشورها تبدیل شده است.































