بحران بحرین؛ عربستان نگران میشود

منبع تصویر، EVN
- نویسنده, حبیب حسینی فرد
- شغل, کارشناس مسائل بین الملل
- منتشر شده در
حضور نیروهای عربستان در بحرین به دنبال درخواست دولت این کشور، بیسابقه نیست، ولی این حضور اینک در شرایطی انجام میشود که عربستان در ماههای اخیر در منطقه شاهد ناکامی هایی بوده و ثبات درونی این کشور نیز با چالشهایی روبروست.
سالی دو میلیون شهروند سعودی به بحرین میروند؛ نه برای تجارت و ماموریتهای کاری، بلکه برای تفریح و خوشگذرانی و برای رهایی از قیدوبندهای سخت و سفت مذهبی که در این کشور اعمال میشود.
به عبارتی، بحرین در شرایط عادی با کافهها و کلوبهای شبانه و کابارهها و روسپی خانههایش نوعی لاس وگاس کوچک برای سعودیهاست.
ولی هزار سرباز و افسر سعودی که روز یکشنبه، ۲۲ اسفند وارد بحرین شدند، ماموریتی فراتر از از پاسداری از این "لاس وگاس" کوچک دارند. ناآرامیهایی که بحرین را در این اواخر فراگرفت بیش از آنکه متوجه برچیدن لاس وگاس باشد، خطرهای دیگری را متوجه حکومت عربستان سعودی و سایر امیر نشینهای خلیج فارس میکرد.
ناکامیهای پیاپی

منبع تصویر، Reuters (audio)
دربار عربستان در سه ماه اخیر با ناکامیهای متفاوتی در منطقه روبرو بوده است. اوایل سال میلادی جاری، دولت سعد حریری در لبنان که با عربستان نزدیکی بسیاری داشت سقوط کرد و جای خود را به دولت نجیب میقاتی داد. دولت جدید از حمایت حزب الله برخوردار است که نیرویی در ارتباط تنگاتنگ با ایران به شمار میرود.
در ماه فوریه حسنی مبارک در مصر سقوط کرد. به این ترتیب عربستان یکی از متحدان بسیار نزدیک خود در منطقه را از دست داد. در جریان اوج گیری اعتراضها در مصر، ملک عبدالله، پادشاه عربستان تلاش بسیاری کرد تا آمریکاییها را از انتقاد نسبت به حکومت مبارک بازدارد، و نگذارد که این حکومت سقوط کند. این تلاش اما ناکام ماند.
گرچه در ماههای گذشته ناآرامیها در یمن هم باعث بروز نگرانیهای جدی برای عربستان سعودی شده است، ولی از زمانی که موج اعتراضها در جهان عرب بحرین را فرا گرفته، دغدغههای دربار سعودی ابعادی مضاعف به خود گرفتهاند.
در بحرین اکثریت شیعه با اقلیت سنی وارد یک چالش دامنه دار سیاسی شده است. خواستهای معترضان بیشتر از آنکه رنگ و بوی مذهبی داشته باشند، سیاسیاند و معطوف به رفع تبعیض و دموکراتیزه کردن نهادها و فرآیندهای تصمیم گیری.
البته یک خواست معترضان رنگ و بوی مذهبی دارد و متوجه سیاستهای مهاجرتی دولت است، سیاستی که به سنیهای غیربومی تابعیت بحرینی میدهد تا پاسدار ارکان حکومت باشند و در عین حال ترکیب جمعیت هم به ضرر شیعیان به هم بخورد.
با این همه، ترکیب نیروهای معترض صرفاً به شیعیان محدود نیست و به ویژه خواستهای دموکراتیک، مورد حمایت سنیهای لیبرال هم هست.

منبع تصویر، Reuters (audio)
با بالا گرفتن مناقشه و تشدید درگیریها دستکم بخشی از معترضان دستیابی به خواستهای خود را دیگر در چارچوب رژیم کنونی قابل تحقق نمیدانند و سقوط کامل این رژیم را دنبال میکنند.
نارضایتیهای انباشته شیعیان عربستان
پیشرفت مخالفان در بحرین و دستیابی آنها به خواستهایشان به این یا آن میزان دارای تاثیرات مستقیمی بر عربستان سعودی است که دست کم دو میلیون نفر از شهروندانش شیعه مذهب هستند.
این جمعیت در استانهای شرقی کشور زندگی میکند که بخش عمده ذخایر هنگفت نفت در آن قرار دارد. وضع شیعیان عربستان سعودی به لحاظ شدت محدودیت و فقدان حقوق با هیچ کدام از شیخ نشینهای خلیج فارس قابل قیاس نیست.
اتحاد دربار سعودی و روحانیون وهابی از همان اواخر قرن گذشته که مناطق شرقی عربستان به زیر تسلط آنها درآمد، عاملی بوده است برای محدودسازیها شیعیان این مناطق و به رسمیت نشناختن آنها به عنوان پیروان شاخهای از اسلام.
به این ترتیب از سال ۱۲۸۲ تا سال ۱۳۸۰ خورشیدی شیعیان در عربستان اجازه ساختن مسجد مخصوص به خود نداشتند و برگزاری مراسم مذهبی اشان نیز ممنوع بود. عدم حضور شیعیان در سطوح ارتش و نیروهای امنیتی و انتظامی و راه نیافتن آنها به سطوح بالای حکومتی نیز از دیگر نمودهای تبعیض علیه آنها در عربستان بوده است.
به ویژه انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران و به قدرت رسیدن نیروهای مذهبی شیعه در آن، محمل مناسب تری برای دولت سعودی فراهم آورد که از شیعیان خود بیم و هراس بیشتری داشته باشد و در سرکوب و عدم تحقق حقوق آنها قاطعتر عمل کند.
از پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، هم با عمده شدن خطر القاعده و هم زیر فشار آمریکا برای انجام اصلاحات در جهان عرب، در سیاست حکومت سعودی نسبت به شیعیان این کشور تا حدودی نرمی و انعطاف به وجود آمد و برخی از حقوق آنها مورد توجه و احترام قرار گرفت.

منبع تصویر، AFP
در سال ۲۰۰۳ برای اولین بار در تاریخ عربستان شیعیان و نمایندگانی بلندپایه از حکومت و برخی از روحانیون وهابی دیدار کردند. اما مخالفت روحانیون اخیر با برچیده شدن دیوارهای سفت و سخت میان فرقههای مذهبی و نیز کاهش فشار آمریکا بر عربستان برای اصلاحات، سبب شدند که گشایش یادشده چندان نتیجهای به بار نیاورد و دچار سکته شود.
به قدرت رسیدن شیعیان در عراق هم در این زمینه تاثیری آشکار داشت، دربار سعودی، این روند را گسترش حوزهٔ نفوذ رقیب منطقهای خود، یعنی ایران، تلقی میکرد و بیم داشت که جمهوری اسلامی دامنه این نفوذ فزاینده را به سایر نقاط شیعه نشین منطقه نیز گسترش دهد. مناقشه بر سر تداوم تلاشهای اتمی بحث انگیز ایران نیز بر ابعاد سوءظنها افزود و تمایل محدود دربار سعودی به اصلاحات را بیش از پیش کاهش داد.
مدعیان تخت و تاج در عربستان، از جمله نایف بن عبدالعزیز، تمایل کمتری به انجام اصلاحات و تامین حقوق اقلیتها نشان میدهند.
متوقف شدن اصلاحات در عربستان سعودی نارضایتی شیعیان را افزونتر کرده است. این نارضایتیها در هفتههای اخیر که جهان عرب در جوش و خروش است، به صورت تظاهرات اعتراضی در شرق عربستان نمایان شده است. نگرانی دولت سعودی از اینکه روندهای اعتراضی در بحرین بر مخالفتها و اعتراضها در شرق عربستان هم تاثیری تشدید کننده بگذارد از عوامل اصلی فعل و انفعالات اخیر در منطقه و اقدام بحث انگیز اعزام نیرو به بحرین بوده است.
دو معضل مشابه، دو رویکرد متفاوت
ورود نیروهای سعودی به بحرین برای کمک به دولت این کشور در جهت مقابله با مخالفان در حالی صورت گرفت که دو روز پیش از آن عربستان همراه با سایر کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس مقابله مخالفان در لیبی با حکومت معمر قذافی را ستودند و قاطعانه از ایجاد منطقه پرواز ممنوع برای حمایت از آنها دفاع کردند.

منبع تصویر، Reuters
این رویکرد دوگانه عربستان از یک سو حساسیت وضعیت بحرین برای رهبران این کشور را به نمایش میگذارد. آنها هر گونه تغییری در ترکیب و مکانیزمهای سیاسی بحرین را عامل تاثیر بر شیعیان عربستان و نیز محملی برای افزایش قدرت و نفوذ جمهوری اسلامی تلقی میکنند.
این در حالی است که لیبی نه در همسایگی عربستان است، نه مسئله شیعه و سنی و رقابت با ایران در آن مطرح است و در عین حال سقوط حکومت قذافی که خصومتی دیرینه با عربستان سعودی داشته هم، میتواند مایه خشنودی رهبران این کشور شود.
نگرانیهای مشترک
ایالات متحده که سعی کرد رهبران بحرین را به بازگرداندن ارتش به پادگانها و عدم استفاده از نیروی نظامی در مقابله با تظاهرات مخالفان ترغیب کند، اینک در برابر حضور نیروهای عربستان در این کشور واکنشی محتاطانه دارد.
بحرین یکی از بزرگترین پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه است که اقدامات نظامی علیه عراق و افغانستان عمدتاً از آنجا هدایت و عملیاتی شده است. هم آمریکا و هم عربستان برای این پایگاه چه به لحاظ تامین امنیت انتقال انرژی از خلیج فارس و چه از حیث مقابله با قدرت نظامی ایران و مهار آن اهمیت فراوانی قائلند.

منبع تصویر، AFP
به نظر میرسد که تداوم مناقشه در بحرین و مبهمتر شدن آینده سیاسی این کشور از جمله عواملی است که بخشی از نگرانیهای عربستان را به آمریکا سرایت داده و واشنگتن را به اتخاذ واکنش محتاطانه در برابر حضور نیروهای سعودی در بحرین واداشته است.
حضور نیروهای نظامی عربستان در بحرین بیسابقه نیست. در سال ۱۳۷۵ نیز برای مقابله با اعتراضهایی مشابه، سربازان سعودی وارد بحرین شدند و اعتراضها هم نتیجه تحریک تهران معرفی شدند، ادعایی که تبلیغات و رویکردهای جمهوری اسلامی ایران نیز به آن دامن میزد. آن بار نیز اعزام نیرو در چارچوب قرارداد امنیت جمعی شورای همکاری خلیج فارس توجیه و تبیین شد.
با این همه به نظر نمیرسد که راه حل نظامی و امنیتی نقطه پایانی بر مناقشه سیاسی در بحرین باشد. احتمال رادیکالیزه شدن فضای سیاسی بحرین و منطقه وجود دارد.
در چنین شرایطی شنیده شدن نداها و مواضع تند از ایران میتواند بیش از پیش در خدمت روایتی باشد که میخواهد به مناقشه سیاسی بحرین رنگ غلیظی از چالشهای مذهبی و فرقهای بزند و آن را نتیجه تحریک ایران و حاصل بلند پروازی این کشور برای گسترش نفوذ خود در منطقه معرفی کند.































