
مساله فلسطین جایگاهی کانونی در افکار عمومی مصر دارد
فراخوانی سفیر مصر از تل آویو، جدیترین واکنشی است که یک کشور عربی تاکنون دراعتراض به حمله اسرائیل به غزه و سوءقصد به احمد الجعبری، فرمانده شاخه نظامی حماس نشان داده است.
برپایه منابع دیپلماتیک، عاطف سید الأهل برای رایزنی به قاهره فراخوانده نشده و معلوم نیست که دوباره به تل آویو برخواهد گشت یا نه.
معمولا گام بعدی در چنین مواردی، به تعلیق درآوردن روابط دیپلماتیک با کشور مورد نظر است.
با این حال، برای بسیاریها درمصر، به خصوص اسلامگراها و ملیگرایان، این اقدام کافی نیست.
اقدام ناکافی
افزون بر این، این جدیترین موضعی نیست که مصر درتاریخ روابط ۳۳ ساله خود با اسرائیل در برابر این کشور اتخاذ کرده است؛ قاهره پیش از این نیز دوبار سفیر خود را از اسرائیل فراخوانده است.
مصر درسال ۱۹۸۲ در اعتراض به جنگ لبنان سعد مرتضی سفیرخود از تل آویو را فراخواند و تا سال ۱۹۸۶ سفیری در اسرائیل نداشت.
همچنین در سال ۲۰۰۰ و در پی شدت گرفتن حملات و کشتار اسرائیل بر ضد فلسطینیها، مصر محمد بسیونی سفیرخود را فراخواند و تا سال ۲۰۰۵ روابط بین دو کشور به حالت تعلیق درآمده بود.
اکنون که مبارک در قدرت نیست، اسلامگرایان و ملیگرایان از محمد مرسی انتظار دارند که این پیام را به اسرائیل بدهد که مصر دیگر آن مصر روزگار قبل نیست.
کمترین خواست آنها این است که رئیس جمهور مرسی سفیر اسرائیل را از قاهره اخراج کرده، پیمان صلح بین مصر و اسرائیل را لغو و روابط مصر با این کشور را قطع کند.
اما در تازه ترین اظهارات محمد مرسی در مورد حملات اسرائیل به غزه روز پنجشنبه (۱۵ فوریه)، نشانهای ازچنین رویکرد دیده نمیشد. او تنها به اینکه حمله اسرائیل به غزه پذیرفتنی نیست، بسنده کرد.
با توجه به وضعیت حساسی که هم اکنون مصر درآن قرار دارد، موضع فعلی رئیس جمهوری مصر کاملا قابل درک است.
گزینههای محدود
ناظرین معتقدند، خواست قطع روابط با اسرائیل بیشتر به یک رویای رومانتیک میماند تا اقدامی عملی، چراکه پیامد آشکار چنین اقدام به مخاطره افتادن امنیت اسرائیل خواهد بود و این احتمال را نیز درپی دارد که جنگ بر روابط بین قاهره وتلآویو سایه بگستراند.
این را نه مصر می خواهد و نه برای آمریکا و کشورهای غربی قابل قبول است؛ چرا که امنیت اسرائیل، به خصوص برای واشنگتن، یک خط قرمز به شمار میرود. دولت مصر حتی اگر یک عضو اخوان المسلمین رئیس آن باشد، به هیچ وجه آماده نیست که بخاطر حماس وآنچه درغزه رخ می دهد، پرجمعیت ترین (۸۳ ملیون) کشور عربی را به جنگ با اسرائیل بکشاند.
این احتمال نیز بسیار بعید است که محمد مرسی، که به نظر میرسد دیگر دشواریهای حضور در قدرت و جایگاه حساس مصر درمنطقه خاورمیانه را درک کرده، به اخراج سفیر اسرائیل از قاهره اقدام کند و روابط قاهره با کشورهای غربی را به مخاطره بیاندازد.
اخوان المسلمین، تازه روابطی نسبتا خوبی با غرب برقرار کرده اند و رفت وآمد برخی مقامات برجسته غربی به این کشور آغاز شده است.
مصر، که ۴۰ درصد از مردم آن زیر خط فقر زندگی می کنند و از کسری بودجه ۲۸ ملیارد دلاری رنج میبرد، به شدت به کمکهای مالی و اقتصادی کشورهای غربی نیاز دارد.

تظاهرکنندگان مصری حملات اسرائیل را به اقدامات نازیها تشبیه میکنند
روز چهارشنبه (۱۴ فوریه)، درجریان سفر کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به مصر و ملاقات وی با محمد مرسی، این اتحادیه تعهد کرد که ۶ میلیارد و ۴۰۰ ملیون دلار به قاهره کمک کند.
در هفته آتی همچنین قراراست مصر با نمایندگان صندوق بین المللی پول برای دریافت وامی به ارزش ۴ ملیارد و ۸۰۰ میلیون دلار یادداشت تفاهمی را امضا کند.
همچنین مصر امیدوار است که کمک ۴۵۰ ملیون دلاری را که باراک اوباما به این کشور وعده داده و با موانعی از سوی کنگره آمریکا روبروست به دست آورد.
بسیاری از تحلیلگران به این باورند که بیشترین تلاش مصر این خواهد بود که با همکاری آمریکا و کشورهای غربی بر اسرائیل فشار وارد کند که از گسترش حمله به غزه دست بردارد.
به عنوان یک اهرم فشار، شاید این کشور سطح روابط بازرگانی خود با اسرائیل را که درسال ۲۰۱۱ به بیش از ۲۰۰ ملیون دلار میرسید، کاهش دهد.
فشارهای داخلی
با این حال، درصورت گسترش حملات اسرائیل به نوار غزه، فشار مردمی و فشار گروههای سیاسی بر محمد مرسی نیز افزایش خواهد یافت.
در این صورت، به نظر نمیرسد که محمد مرسی بتواند به سادگی از خواستههای اسلامگرایان تندرو که به او رای دادند و در انتخابات از او حمایت کردند، و بسیاری از آنها با او پیوند ایدئولوژیک دارند، شانه خالی کنند.
اما چالش بزرگ دیگری که آقای مرسی با آن روبروست، وضعیت پرتنش دراستان شمال سینا درمرز با اسرائیل است، جائیکه برخی گروههای جهادی نزدیک به القاعده وهمدرد باحماس فعالیت می کنند.
از چند ماه به این سو است که عده از این گروهها برضد ارتش وپلیس مصر می جنگند و تا کنون دست کم ۲۰ تن از سربازان ونیروهای امنیتی این کشور را دراین استان کشته اند.
همزمان گزارشهای تأیید نشده وجود دارد که این گروهها با حماس همکاری می کنند وحتی از شمال سینا به اسرائیل راکت پرتاب شده است. این احتمال بعید نیست که فعالیت این گروهها در روزهای آینده درتلاش برای انتقام گیری از اسرائیل افزایش یابد.
برخی گروههای افراطی، به ویژه سلفیها در راهپیماییها و در گفتگو با رسانههای مصری با این گروههای جهادی در سینا، همدلی نشان میدهند.
هنوز دولت مصر وارد یک نبرد جدی با این گروهها نشده است. اما جنگ تمام عیار برضد این گروههای جهادی، که برخی آنها، مانند "التکفیر و الهجره" و"الرایات السوداء"، دولت مصر را به دلیل اینکه شرع را اجرا نمیکند کافر میپندارند، هم برای ثبات مصر و هم برای اخوان المسلمین پرمخاطره است.
ساکنین سینا به دلیل اینکه دولت در دهههای گذشته به بهبود زندگی آنها و اجرای پروژههای توسعهای دراین منطقه توجه نکرده، همکاری لازم با نیروهای امنیتی ندارند.
بنابرین، جلوگیری از گسترش دامنه خشونتها از نوارغزه به شمال سینا در رأس اولویتهای مصر قرار خواهد داشت؛ و این کشور بازهم نقش میانجی را برای خاموش کردن آتش جنگ بین حماس واسرائیل ایفا خواهد کرد.





















