روزنامه های تهران: بحران هسته ای به پایان خط رسیده
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
روزنامه های امروز دوشنبه هشتم تیر همچنان اخبار مربوط به مذاکرات هسته ای را در صدر گزارش های خبری و تحلیل های خود نگاه داشته و به عنوان مهم ترین خبر روز از سفر یک روزه جواد ظریف به تهران خبر داده اند با این احتمال که وی برای گفتگوهای نهایی با مقامات بالای کشور آمده باشد.
نگرانی درباره بحران آب و گستردگی کویر و خشکی، و خبر برجا ماندن جنازه شهریار عدل باستان شناس بلند آوازه که هنوز امکان دفن در یکی از مناطق باستانی کشور را نیافته است، از جمله دیگر مطالب این روزنامه هاست.
شکست و پیروزی معنا ندارد

منبع تصویر، na
سارا معصومی در گزارش اصلی <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir" platform="highweb"/></link> نوشته: یا شكست یا پیروزی؟ این عبارت دیگر در مذاكرات هستهای ایران با ١+٥ نمیتواند معنای دقیقی داشته باشد. تنها ٢٤ ساعت تا پایان ضرب الاجل زمان باقی است اما در مقابل هتل پله كوبرگ نشانهای از ناامیدی چندانی به چشم نمیخورد. این پرونده در این ١٣ سال هم بنبستهای فراوان را تجربه كرده است و هم در دو سال گذشته چند ضربالاجل را.
گزارشگر این روزنامه که همراه گروهی از روزنامه نگاران ایرانی برای گزارش لحظات نهایی گفتگوها در وین به سر می برد اضافه کرده: دوئل دیپلماسی هستهای ایران با جنگ تحریم ١+٥ حتی با به صدا درآمدن زنگهای ٣٠ ژوئن هم به پایان نخواهد رسید. این دیپلماسی به قول معروف به بازی بیسبالی میماند كه حتی در ثانیههای پایانی هم نمیتوان آن را تمام شده خواند. جمع وزرا در وین جمع شده است. همه آمدهاند تا مقدمات رسیدن به توافق جامع هستهای را مهیا كنند؛ مقدماتی كه گویا هنوز هم با وجود گذشت ٢٠ ماه تمام ابعاد آن در كنار هم قرار نگرفته است.
گزارش اعتماد در نهایت نوشته: انتشار خبر بازگشت محمد جواد ظریف به ایران در حالی كه تنها دو روز از حضور وی در وین گذشته بود به ابزاری برای اما و اگرهای بیشتر تبدیل شده است. برخی این سفر را برای رایزنیهای نهایی میان وزیر امور خارجه كشورمان با مقامهای عالیرتبه داخلی لازم میدانند. در این قالب آقای وزیر احتمالا با حرفی جدید میرود تا نتیجه رایزنیهای داخلی در خصوص آن را ٢٤ ساعت بعد از تهران بازگرداند.
تهدید روزنامه های هوادار توافق
در حالی که بیشتر روزنامه های امروز در گزارش های خود امیدواری به پایان توافق ها با توافقی خوب را هر یک به گونه ای احتمال داده اند <link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/465/2" platform="highweb"/></link> در سرمقاله خود به شدت به روزنامه های هوادار دولت حمله کرده و آن ها را رسانه هایی خوانده که میکوشند با معرفی آمریکا به عنوان ابرقدرت جهان که مجرای همه امور به آنجا ختم می شود و با بزرگ نمایی توان اقتصادی و نظامی دشمن، از یکطرف رعب و وحشت در دل مقاومتکنندگان ایجاد کند و از سوی دیگر اندیشمندان و تصمیمگیران را به این خطای استراتژیک دچار کنند که همه راهها به رم ختم می شود.
پاسخ این روزنامه تندرو به هواداران توافق این است که: اگر آمریکا همان مدینه فاضلهای است که میگویند، راز جنبش 99 درصد و اعتراضات میلیونی فقرا در برابر یک درصد بهرهمند در آمریکا چیست!؟ چرا کشورهایی که از بن دندان وابسته به مرز انفجار رسیدهاند. ولی ایران محروم از این موهبت در کدام عرصه از همسایگان خود عقبتر است. آنها نمیگویند چون سناریو به هم میخورد. نمیگویند احراز رتبه ۱۷ علمی و رتبه ۲۰ اقتصاد جهان و صدها افتخار بزرگ و غرورآفرین دیگر در سایه قطع رابطه با شیطان بزرگ بدست آمده و ایران را در جایگاهی نشانده که برای بسیاری از دوستان و متحدان آمریکا، رؤیایی دوردست است.
کیهان سپس با نقل سخنان رهبر جمهوری اسلامی در اردیبهشت سال ۷۹ که مقدمه حمله سراسری به مطبوعات و تعطیل گروهی آنان شد از قول وی نوشته بعضی از این مطبوعاتی که امروز هستند، پایگاههای دشمنند؛ همان کاری را میکنند که رادیو و تلویزیونهای بی.بی.سی و آمریکا و رژیم صهیونیستی میخواهند بکنند!
نویسنده یادداشت روز کیهان تاکید کرده که به جز این نشریات، برخی سیاسیون هم هستند که در گرماگرم نبرد تاریخی ما به بزک چهره دشمن مشغولند. آنها با گفتار خودشان از یکسو خوراک خبری برای رسانههای مذکور تهیه میکنند و از سوی دیگر به خوش رقصی ذلتبار پیش آمریکایی ها میپردازند و به آنها این گونه پیام میدهند که برای نفوذ در ایران، میتوانید روی ما حساب کنید!
برگ پایان پرونده ۱۲ ساله
سعید علیخانی در سرمقاله <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=5965&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link> روزنامه دولت با اشاره به سابقه ۱۲ ساله کشمکش هسته ای ایران و غرب نوشته: مذاکرات وین نشان داد که مذاکره کنندگان ایرانی این توانایی و قدرت را داشتهاند که نه به عنوان متهم که به عنوان یک طرف ذیحق از طریق تعامل و گفتوگو با قدرتهای جهانی گامهای نخستین را برای بی اثر کردن ۴ قطعنامه شورای امنیت- به عنوان بخشی از منظومه گسترده تحریمها- بردارند تا برای نخستین بار در تاریخ دیپلماسی جهان تابوی خدشهناپذیری چنین قطعنامهای شکسته شود.
به نوشته این تحلیلگر امور بین المللی: آنچه در دور جدید مذاکرات وین روی داد اگرچه ممکن است در چند سطر قابل توصیف نباشد اما فراموش نکنیم که تیم مذاکره کننده ایرانی به جز فشار سنگین مذاکره با بازیگران تأثیرگذار جهانی، حجم سنگینی از فشارهای داخلی را پشت سر گذاشته است و سایه سنگین فشارهای طاقتفرسای ناشی از تحریمها را نیز بر سر خود داشته است تا در نهایت به نقطه اوج مذاکراتی برسد که هیچ کس امیدی به تداوم و فرجام مطلوب آن نداشت.
با این حال نباید از یاد برد که وین، پایان پروسه مذاکرات نیست. دراین مرحله که ایستگاه نهایی مذاکره نامگرفته است، جبهه مخالف همچنان در فضای یأس و اختلاف میدمد آنها پیشتر با اشاعه اکاذیبی همانند «برنامه اقدام مشترک ژنو» نشان دادند که حتی منافع ملی را نیز در سنجه منافع گذرای جناحی ارزیابی میکنند و به طور قطع، سناریوهای مشابهی را برای روزهای آتی تهیه کردهاند.

منبع تصویر، na
علیرضا سعید ابادی در سرمقاله <link type="page"><caption> ابتکار</caption><url href="http://www.ebtekarnews.com/10845-مذاکرات-هسته-ای-ایران-و-تاثیر-آن-بر-دوستان-و-دشمنان.html" platform="highweb"/></link> در برخورد با مذاکرات هسته ای دو دیدگاه در کشور فرض کرده یکی آن که بر محدوده مرزهای جغرافیایی و منافع ملی تاکید دارد و انقلاب اسلامی را در داخل معنا می کند. دومی اما بر این است که انقلاب اسلامی به تمامی انسان های آزاده جهان تعلق دارد و از جهان وطنی و منافع دینی و ام القرا پیروی می کند.
به نظر نویسنده این مقاله: هرکدام از این رویکردها با دیگری متفاوت است.منافع ملی و منافع دینی کلید واژه هر یک از این دیدگاه ها هستند.البته این به معنای آن نیست که دیدگاه دوم از منافع ملی تهی و دیدگاه اول از منافع دینی بی بهره باشد بلکه مسئله تمرکز بیشتر بر هر کدام از اینهاست. در رویکرد جهان وطنی ایدئولژی محور ، سیاست خارجی از اهمیت والایی برخوردار است و آنچه که ما می خواهیم این است که با دوستان و دشمنان مرزبندی های ایدئولژیک خود را داشته باشیم و از خطوط قرمز ، به هیچ وجه هیچ کس عبور نکند.
سرمقاله ابتکار تاکید کرده: برخلاف این ، در رویکرد ایران وطنی منافع محور ، حفظ چارچوب های ملی در عرصه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی بدون تعامل با سیاست بین الملل ، اقتصاد بین الملل و فرهنگ بین الملل امکان پذیر نیست.حل این معادله بسیار راحت است.در نظام بین الملل فعلی غلبه مادی با غرب است و در حوزه های یادشده هژمونی و برتری نسبی دارد.همکاری با سیاست بین الملل یعنی این که ما در ذیل ساختار سلسله مراتبی قدرت های جهانی قرار بگیریم و جایگاه مشخص و محدود اقتصادی همانند کشورهای جنوب شرق آسیا پیدا کنیم.
بی اعتمادی مردم به آمار
<link type="page"><caption> مردم سالاری</caption><url href="http://mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=33362" platform="highweb"/></link> در سرمقاله خود نوشته: در کشورما موسسات آماری و نهادهایی که وظیفه ارائه اطلاعات اقتصادی را به شهروندان دارند، همواره طفیلی دستگاه دولت بودهاند واز استقلال عمل کافی که لازمه به کار گرفتن روشهای آماری سنجیده و بیطرفانه بوده است، محروم بودهاند. هم از اینرو، بیشتر اطلاعاتی که از این دست سازمانها به بیرون درز میکند، آغشته به امیال سیاسی این جناح وآن جناح سیاسی است، وبا واقعیتهای جاری فاصله دارد.
نویسنده به یاد آورده که در کشورهای توسعه یافته موسسات آماری در ردیف مستقلترین نهادها هستند و در به کارگیری روشهای آماری ناگزیر به ملاحظه هیچ گروه و دسته سیاسی نیستند! مثلا در انگلستان ONS تنها در برابر پارلمان پاسخگو است و در استفاده از روشهای آمارگیری از استقلال عمل کامل برخوردار است. یا در فرانسه موسسه insee از پیکره دولت مستقل است و در تمام طول پژوهش ومطالعه، گروه یا نهادی حق مداخله وایجاد مزاحمت برای این موسسه را ندارد!
سرمقاله مردم سالاری تاکید کرده و از اینرو است که مردم به آمارهایی که از سوی این موسسات در رسانهها بازتاب مییابد، اطمینان دارند و زندگی اقتصادی خود را بر پایه اطلاعات موسسات آماری سر و سامان میدهند. حاصل اینکه در کشور ما به سبب نابالغی احزاب و ناتوانی در آموزش سیاسی شهروندان و از سوی دیگر، عدم استقلال نهادهای آماری از نهادهای سیاسی، بیاعتمادی به آمارهای اقتصادی دولت همچنان مستدام خواهد بود.
١٥٠میلیارد دلاری ارزش نخبگان
رضا بژکول در مقاله ای در <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=274&PageNO=5" platform="highweb"/></link> نوشته براساس آمارهای ارایه شده سالانه ١٥٠تا ١٨٠هزار جوان تحصیلکرده از ایران خارج میشوند که بیشتر این مهاجران در کشورهای توسعهیافته زندگی میکنند. با این حجم از مهاجرت کشور در میان ١٩٣ کشور دنیا رتبه ١٥ را دارد. برآورد ارزش اقتصادی این مهاجرت ١٥٠میلیارد دلار در سال تخمین زده میشود که خود به تنهایی میتواند بودجه دو تا سهسال یک کشور را تأمین کند، این درحالی است که ایران امروزه نیازمند حدود ٣٠ تا٤٠میلیارد دلار برای سرمایهگذاری خارجی است.
نویسنده مثال آورده که وقتی کشور کوچکی مانند هنگکنگ در سالهای دور توانست از یک دهکده ماهیگیری در قرن ١٩ به نوعی از کشور، سپس ایالتی از چین درآید و در دهه هفتاد به تنهایی بیش از کل درآمد هند صادرات داشته باشد، نشاندهنده استفاده بهینه از نیروی متخصص و تحصیلکرده و بهرهوری بالای این کشور است، بنابراین ما هم میتوانیم. میتوان از تجربه کشورهای مسلمان مثل مالزی در دوره ماهاتیر محمد رئیسجمهوری پیشین این کشور الگوبرداری کرد.
مقاله شهروند به این جا رسیده که: میتوان با انباشت همه نیروهای ملی و بکارگیری تخصص و حرفه آنها، منزلت ایران را در آینده نزدیک متحول کرد. و از این دوره پرتلاطم خاورمیانه با توجه به جنگهای فرقهای و حضور قدرتهای جهانی در این منطقه، حداکثر بهرهبرداری را داشت و برای حل مشکلات عدیده منطقه به دلیل بحران جنگ بین گروههای تندرو و دولتها درجهت احیای قدرت واقعی خود گام برداشت.
پیکر شهریار عدل را به هرات میبرند؟

منبع تصویر، na
فاطمه علیاصغر در گزارشی در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/66978/پیکر-شهریار-عدل-را-به-هرات-می%E2%80%8Cبرند؟-" platform="highweb"/></link> با این جمله که «این حق شهریار عدل نبود، مردی که از میراث ایران پاسداری کرد، حالا معلوم نیست کجا قرار است به خاک سپرده شود» اضافه کرده: مریم پیر، نگران است، نگران جنازه همسرش که حالا روی زمین مانده. تشییع شده، اما به خاک سپرده نشده.
گزارشگر این روزنامه از زبان کامران عدل در مورد برادرش نوشته : «اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، ما برای دفن او در هرات اقدام میکنیم، اما آیا این درست است، مردی که همواره دغدغهاش ایران بود، در افغانستان به خاک سپرده شود؟» کامران، برادرش، حال بدتری دارد. چشمانش قرمز شده و بیتابانه در حال مذاکره و گفتوگو برای پیداکردن آرامگاهی در شأن شهریارشان است: «تا زمانی که تکلیف دفن برادرم در یک محوطه باستانی و تاریخی مشخص نشود، اجازه تدفین نمیدهم و او را به هرات یا پاریس منتقل میکنم».
گزارش شرق نشان می دهد یک هفته بعد از درگذشت شهریار عدل باستان شناس ایراندوست، جنازهاش از پاریس به ایران آورده شده تا در یکی از محوطهها و بناهای تاریخی که او سالها در آنها پژوهش کرده به خاک سپرده شود اما جایگاه دفن این باستانشناس و یکی از فعالترین چهرههای بینالمللی میراث فرهنگی، هنوز مشخص نیست.
سرود ملی «آب»
قاسم تقیزاده خامسی در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/66956/سرود-ملی-«آب»-" platform="highweb"/></link> نوشته: گذشتگان میدانستند چرخ صنعت بر مدار آب میگردد، کشاورزی آب میخواهد و عطش شهروندان با آب سالم برطرف میشود. آنان با آگاهی از اینکه کشورهای همجوار بیش از آنکه بر «دکل»های نفتی دل خوش کنند به حوضههای آبی شیرین مشترک دل بستهاند، برای مهار آب قرنها پیش «سد کریت طبس» را ساختند که ٥٠٠ سال بلندترین سد جهان بود و زلزله بزرگ طبس هم به او آسیب نرساند.
این کارشناس یادآوری کرده که: ایران تا سال ١٣٥٧ فقط ١٣ سد داشت که حدود ١٣میلیارد مترمکعب آب را مهار میکرد، اما با پشتکار مدیران و پیمانکاران داخلی در دهههای ٧٠ و ٨٠ حدود ١٥٧ سد با میزان مهار ٢٥ میلیارد مترمکعب ساخته شد و با تنظیم خوب آب برای اولینبار کشاورزان جشن خودکفایی گندم را برگزار کردند که نشاندهنده یک «حکمرانی خوب» در بخش آب و کشاورزی است. سدسازان ایرانی آنقدر نامدار بودند که در سال ٨٤ میزبان بزرگترین سدسازان جهان شدند و نام ایران در ردیف سوم فهرست آنان قرار گرفت.
اگر شیوه بهرهگیری از تنوع تأمین مالی برای توسعه مهار آب تعریف شود، استحصال آن توسط سازندگان ایرانی کار سختی نیست، اما آنچه میتواند نگرانکننده باشد، مدیریت تقاضا و مصرف است. اقلیم ما رو به خشکی پیش میرود و در یک قرن گذشته دچار کاهش جدی نزولات شدهایم و از ذخایر آب کاسته شده است. آنهایی که باید پاسخگو باشند در موضع اپوزیسیون قرار بگیرند و شهروندان را که کمتر از ١٠ درصد آب را مصرف میکنند تهدید و ترغیب کنند، در یک کشور درحالتوسعه قابل پذیرش نیست.
آب کمه! حیا کن!
احمدرضا کاظمی در ستون طنز <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=274&PageNO=20" platform="highweb"/></link> نوشته: حتما در «جریان» هستید این روزها با پدیده بحران آب روبهروییم و این بحران بهحدی جدیست که بهزودی حتی در «جریان» هم نمیتوان بود و نهایتا میشود آگاهی داشت! به قول تبلیغات اطراف زمین والیبال «آب هست! ولی کم هست!». دانشمندان پیشبینی کردهاند که جنگ آینده، جنگ آب خواهد بود. جنگی که بویش از همین الان قابل استشمام است و با خشکی «زایندهرود» «کارون» و «دریاچه ارومیه» صدای اصفهانیها، آذریها و اهوازیها را در آورده. هرچند هنوز که هنوز است با وجود این همه آب آب گفتن، آب توی دل مسئولان مربوطه تکان نخورده.
در ادامه این طنزنوشته آمده: خشکسالی علاوه بر تبعات سیاسی و اثرات منفی بر اکوسیستم آبزیان، میتواند تغییرات خاصی هم در سبک زندگی ما و اکوسیستم انسانی بوجود بیاورد. بهزودی خشکسالی نیز معیارهای مادی و معنوی را به معیارهای «آبکی» تغییر خواهد داد و اصلا بهجای «شیربها» برای عروس «آببها» تعیین خواهند کرد. در آیندهای نزدیک دیگر «مایهدار» بودن ارزشی ندارد و این «مایعدار» بودن است که وجه تمایز فقرا و اغنیا خواهد شد
در نهایت طنزنویس شهروند افزوده: اما با وجود آنکه در آینده آبی وجود نخواهد داشت که نیمه پر لیون را دید اما این کمآبی میتواند حداقل یکسری تبعات مثبت هم داشته باشد. مثلا علاوه بر کاهش چشمگیر تعداد آبزیرکاهان و زیرآبزنها، سازندگان سریالهای تلویزیونی نیز برای آب بستن به آثارشان با مشکل جدی روبهرو میشوند و آنوقت دیگر شاهد فصلهای ٣ و ٤ و ٥ ستایش نخواهیم بود. سینماگران هم بهجای فیلمهای سیاهنما و ضد ارزشی مثل «خانهای روی آب» به سراغ ساخت مثلا «خانهای روی کوه» میروند که به پدیده کوهخواری اشاره دارد و خیلی هم بهتر است!
همین که زندهام باز هم جای شکرش باقیه

منبع تصویر، na
پوریا عالمی در ستون طنز <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/66997/همین-که-زنده%E2%80%8Cام-باز-هم-جای-شکرش-باقیه" platform="highweb"/></link> مکالمه ای را نقل کرده. بیماری می رود پیش دکتر: آقای دکتر سلام. من داغونم. فکر کنم با ماشین تصادف کردم و بعد یه تریلی از روم رد شده و بعد افتادم ته دره. خوب میشم؟
: عجیبه. اینجا باید استخوونهای دکلیات باشه. چطوری تو استخوون نداری و هنوز سر پایی؟
- نمیدونم. دکلهام کو؟
: دکلرو ول کن عزیزم. کلیههات که در پزشکی بهش میگیم خزانه بدن، هم نیست. یعنی خالیخالیه. مگه میشه جفت کلیههاترو نداشته باشی؟
- کلیه هم ندارم؟ خزانه خالیایه؟
: خزانهرو ول کن. کل رگهای زمینی و هوایی و ریلیات به حال خرابی افتاده. نه گلبولی میتونه بره نه میتونه بیاد. این چه وضعه راهه؟ راه ارتباط با خارجت هم کلا مسدوده و دهانت هم درست باز نمیشه.
- رگهام هم تعطیله؟ دهانم بستهاس؟ای بابا.
: رگهارو ول کن. مغزت هم از کار افتاده. یعنی عملا پشت جمجمهات یه حفره به اندازه سوراخ بابک زنجانی در شهرک غرب مشخصه که معلومه از اونجا مغزرو بهعنوان یه دفینه خالی کردند.
- مغزمرو هم درآوردند و خوردند یا فرار مغزها شده؟
: مغزرو ول کن. ششهات پر از گردوغبار و خاشاکه. - میگم چرا نفسم بالا نمیاد.
: نفسرو ول کن. چرا کچل شدی؟ توی پزشکی بهش میگیم ازبینرفتن مراتع و جنگلها. کی فروختی جنگلترو؟































