'کار میکنم تا بالاخره از پا بیافتم'

منبع تصویر، Juliana Liu
بازنشستگی دیگر برای میلیونها کارگر مسن در گوشه و کنار دنیا از موضوعیت افتاده. واقعیت این است که عمر طولانی و افزایش خرج زندگی خیلیها را مجبور کرده تا وقتی از پا نیافتادهاند کار کنند.
اما جنبه دیگر این تغییر ظهور مشاغل دوران پس از بازنشستگی است.
جولیانا لیو از رستورانی در هنگ کنگ بازدید کرد که در روند استخدام تجربه زندگانی را بر تواناییهای دیگر ترجیح میدهد و متیو ویلر و پریتی گوپا هم با مادربزرگهای بافنده در بنگلور همصحبت شدند.
- سرای جنگکو، هنگ کنگ

منبع تصویر، Juliana Liu
وقتی چوی چور تونگ داشت ۶۵ ساله میشد برای استخدام در سرای جنگکو اقدام کرد. سرای جنگکو چهار رستوران دارد و یک مزرعه که مواد مورد نیاز غذافروشیهایش را با استفاده از روشهای طبیعی تامین میکند. این شرکت بیشتر کارمندانش را از میان افراد مسن استخدام میکند.
آقای چوی، که در آن زمان به کار قصابی مشغول بود، میخواست به جنگکو بپیوند چون میترسید که به خاطر سنش از کار بیکارش کنند.
او میگوید "برای بازنشسته شدن پسانداز زیادی لازم است. ولی خیلی از مردم هنگ کنگ نه پسانداز چندانی دارند و نه حقوق بازنشستگی کافی. من با این سنم فقط در شرکتی مثل این میتوانم کار پیدا کنم. الان ۶۶ سالم است. کار میکنم تا بالاخره از پا بیافتم."

منبع تصویر، Juliana Liu
او حالا در شعبه اصلی جنگکو، که هم غذای چینی دارد و هم غذای غربی، سالاد و پیتزا درست میکند.
- زندگیهای نابرابر
در هنگ کنگ، منظره عاقلهمردان و عاقلهزنان سالخوردهای که در سطل زباله دنبال جنسی میگردند تا بفروشند اصلا چیز غریبی نیست. این بخشی از یک واقعیت دردناک ولی مخفی است: این شهر یکی از نابرابرترین نقاط دنیا از نظر توزیع درآمدها است.
آمار دولتی نشان میدهد که حدود ۲۰ درصد ساکنان این شهر در فقر زندگی میکنند. این رقم در میان سالخوردگان به ۳۳ درصد افزایش پیدا میکند. طبق جدیدترین آمار رسمی، تعداد افراد بالای ۶۵ سالی که زیر خط فقر قرار میگیرند بین سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۴ به میزان ۱۹ درصد افزایش پیدا کرده است.

منبع تصویر، Juliana Liu
مقامات شهری عقیده دارند که بهترین راه برای کاهش فقر، افزایش رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال است ولی افراد سالخورده میگویند مساله اصلی تبعیض سنی است. به همین خاطر بود که جویس مک، مددکار اجتماعی سابق، ده سال پیش تصمیم گرفت این بنگاه اجتماعی را ایجاد کند.
او هیچ تجربهای در کار رستوران نداشت ولی میخواست راهی برای استخدام با دوام شهروندان مسنی که خواستار کار بودند پیدا کند. از آن زمان تا به امروز بیش از هزار نفر سالخورده برای جنگکو کار کردهاند.
- بنگلور

منبع تصویر، Matthew Wheeler and Priti Gupta
بنگلور یکی از شهرهای مهم دنیا در زمینه فناوری است و به عنوان مرکز فناوری اطلاعات هند شناخته میشود. و حالا، به خاطر تلاشهای لیما داس و مادربزرگهای ماهرش، به مرکز بافندگی هند هم تبدیل شده.
لیما در سال ۲۰۱۱ وبسایتی راه انداخت به نام "مادربزرگهای عاشق هند" که لباسهای بچگانه میفروخت. این لباسها را مادربزرگها بافتهاند. این ایده به زنانی که وارد نیمه دوم زندگی شدهاند امکان داده تا هدف و دوستان جدید پیدا کنند.
- استفاده از شبکههای اجتماعی

منبع تصویر، Matthew Wheeler and Priti Gupta
لیما، در حالی که بین بستههای کاموا در آپارتمانش در بنگلور نشسته میگوید "فکرش را هم نمیکردم روزی برسد که مردم این ایده را بپذیرند و عاشق ارزشهای اجتماعی آن بشوند."
"از اینکه نقشی در این تغییر داشتهام خیلی خوشحالم. اعتماد بهنفس مادربزرگها حالا بیشتر شده. آنها بخشی از زندگی من شدهاند و من هم بخشی از زندگی آنها، و توانستهام آنها را توانمند کنم و بهشان نشان دهم که هیچ وقت برای کسب درآمد دیر نیست."
لیما فارغ التحصیل رشته طراحی پارچه است و ایده عشق مادربزرگها وقتی به سرش زد که دید مادرشوهرش دارد لباس میبافد.
"با خودم فکر کردم اگر بتوانم در طراحی به او کمک کنم میتواند چیزهای محشری ببافد."
شرکت به ترکیبی از فناوری جدید (اینترنت و شبکههای اجتماعی) و پیشه سنتی (مادربزرگهای بافنده) متکی است. سفارشهایی که روی وبسایت ثبت میشود با ایمیل به دست لیما میرسند.

منبع تصویر، Matthew Wheeler and Priti Gupta
او سپس طرح لازم را درست میکند، و طرح و مواد لازم را برای مادربزرگی میفرستد که فکر میکند بهتر از بقیه از پس آن سفارش برمیآید.
لیما میگوید "بعد از گذشت یک هفته لباس را به من میدهند من هم جزئیات لازم را به آن اضافه میکنم و بعد از بستهبندی به همراه عکس مادربزرگی که آن را بافته با پست برای صاحبش میفرستم."
پیدا کردن مشتری کار سختی نبود. چالش اصلی پیدا کردن مادربزرگها و متقاعد کردن آنها به درآمدزا بودن بافندگی بود.
"من هر دفعه که با مادربزرگی روبهرو میشدم سوال میکردم که لباس میبافند یا نه. چالش اصلی ایجاد انگیزه در آنها بود. آنها فقط برای اعضای خانواده خود لباس میبافتند و اصلا به پول فکر نمیکردند."
همیشه سفارش بوده و نظر مثبت مشتریها هم ادامه پیدا کرده. و حالا که مادربزرگها یاد گرفتهاند از فناوری مدرن، مثل فیسبوک و اسنپچت استفاده بکنند، این نظرها مستقیما به خودشان فرستاده میشود.
"الان دیگر آنها در گرفتن سفارش فعالتر عمل میکنند. با مشتریها صحبت میکنند و با من به نمایشگاهها میآیند."
لیما در حال حاضر با ۲۵ مادربزرگ از سراسر هند کار میکند. نام یکی از کسانی که اخیرا به جمع اضافه شده شانتی نگپال است. او میلهای بافتنی را کنار میگذارد و میگوید "امروز جرات پیدا کردهام که به خودم اعتماد کنم. وقتی میبینم بچهها لباسهایی را که بافتهایم میپوشند و خیلی خوشگل میشوند احساس غرور میکنم."
سومان پراکاش، باسابقهترین عضو تیم، با این کار به آرامش میرسد و بخش عمدهای از درآمدش را خرج خرید مواد لازم میکند تا بتواند برای اعضای خانوادهاش لباس ببافد. "زندگیم را هدفمند کرده. دیگر نمیخواهم بنشینم و به خبرچینیهای این و آن گوش کنم."































