روزنامه های تهران: بازگشت روباه یا اتفاقی مثبت
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامهنگار
- منتشر شده در
روزنامه های صبح دوشنبه دوم شهریور در صفحات اول خود از بازگشایی سفارت بریتانیا در تهران و سفر وزیر خارجه آن کشور به ایران نوشته اند و هیچ گزارشی از بازگشایی سفارت ایران در لندن در آن ها نیست. این موضوع در روزنامه های مخالف دولت با لحن تند و مخالفت آمیز منعکس شده و دیگر روزنامه ها آن را اتفاقی مثبت دیده اند.
گزارش های متفاوت از کسری بودجه و کمبود منابع مالی دولت، جنگل ها و مراتعی که ویران شدند، چالش جدید نیروی انتظامی با پوشش های شیشه ای خانم ها از جمله دیگر گزارش های این روزنامه هاست.
آینده روشن

منبع تصویر، press
شمس الدین خارقانی در مقاله ای در <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=228&PageNO=1" platform="highweb"/></link> با اشاره به گذشته های روابط ایران و بریتانیا نوشته: این نگرش تاریخی اگر چه باید در پس پشت مغزمان جای داشته باشد؛ اگر قرار باشد در آینده نیز نگارش روابط خارجی دو کشور را ترسیم کند، چیزی جز آنچه تا کنون نصیبمان شده است، نخواهیم داشت. یعنی جنگ و ستیز و بستن سفارتخانهها و برهم خوردن روابط تجاری، اقتصادی …
به نوشته سفیر سابق ایران در لندن: سیاستمداران دو کشور باید تغییر را سرلوحه نگارش استراتژی خود قرار داده و با توجه به فرصت به دست آمده در دو سال گذشته، برنامهای جامع برای روابط تدوین کنند. این برنامه یک «بسته روابط» کامل شامل بنیانهای سیاسی با روبنای اقتصادی- فرهنگی بوده که آزادی عمل را به دست اندرکاران سیاست خارجی میدهد. بیاییم با تفکری مثبت و پشت سر گذاشتن سوءظنهای گذشته راهی نو و طرحی نو دراندازیم. این فرصت به دست آمده دوباره با عینک بدبینی نباید نگاه شود.
در ادامه مقاله اعتماد آمده: نسیم نوید توافق هستهای میان ایران و گروه ١+٥ که بریتانیا نیز گوشهای مهم از اضلاع آن است چنان سیاست خارجی ما و این کشور را متاثر کرده که علاقهمندی فراوانی در بسط و گسترش و بهبود روابط ایجاد شده است. این فرصت گرانبها نگاهی غیر از توسعه را به ما نمیدهد.
نویسنده بریتانیا را کشوری توصیف کرده که از لحاظ تنظیمات سیاسی، اقتصادی در اروپا منظم عمل کرده و به این دلیل راهگشای روابط با جهان غرب خواهد بود. از طرف دیگر ایران نیز در منطقه امنترین و موثرترین بازیگر است. دارای قدرت بالقوه اقتصادی و زیربنای ساختاری سیاسی؛ این دو کشور قادرند به نحو احسن همپوشانی داشته و از وجود هم بهره گیرند.
هدیه به روباه پیر
<link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/509/3" platform="highweb"/></link> در گزارش اصلی خود نوشته: خیابان فردوسی روزهای مختلفی را در خود دیده و ایام تلخ و شیرین گذشته را از خاطر نمیبرد؛ اما این کهنه خیابان تهران در یکشنبه سیاه بازگشایی جاسوسخانه انگلیس متفاوت بود. عبور مرور مردم، باز بودن مغازهها، حضور ماموران زحمتکش انتظامی، وجود تعداد زیاد عکاس رسانههای داخلی و خارجی، نگرانی عابران و نگاههای دورنمای متفاوتی از فضای خیابان فردوسی در یکشنبه اولین روز شهریور ۹۴ را تشکیل میداد.
به نوشته این روزنامه: از صبح یکشنبه ترافیک عجیبی در خیابان فردوسی مشاهده میشد و نگاه بسیاری از مغازهداران و عابران عبوری به مقابل سفارت انگلیس، رفت و آمدها و جنب و جوش و حضور ماموران انتظامی و آمد و شد در داخل سفارت بود.
اما در میان ترافیک عبور و مرور یکشنبه سیاه خیابان فردوسی و بعد از آمد و شد وزیر خارجه و مقامات انگلیسی و در لحظهای که مردان بریتانیایی در حال رفت و آمد بودند یک چیز بسیار مشهود بود و آن رفتار مردم و رانندگانی بود که خشم و نفرت از انگیسیها در چهرهشان آشکار بود!
کیهان ادعا کرده: مردم و رانندگان عبوری در خیابان فردوسی از شلوغی این خیابان و یا رفت و آمد با ترافیک ناراحت نبودند بلکه در عمق نگاه آنها نگرانی نسبت به سیاستهای روباه پیر بود. به نظر میرسد دولتمردان کشورمان، سراب روابط اقتصادی مثبت با انگلیس را باور کرده و در دام آن افتادهاند.
تلقی مثبت
فتح الله آملی در سرمقاله روزنامه <link type="page"><caption> اطلاعات</caption><url href="http://www.ettelaat.com/etiran/?p=143831" platform="highweb"/></link> با اشاره به سوابق تلخ روابط ایران و بریتانیا و دخالت دولت های آن کشور در امور ایران نوشته با این همه آیا سفر وزیر خارجه این کشور و بازگشایی سفارتخانه بریتانیا در ایران را میتوان مثبت تلقی کرد؟ به اعتقاد حقیر به همان میزان که حمله سال ۹۰ به سفارتخانه انگلستان در راستای منافع ملی کشور نبود بهبود روابط ایران با کشورهای غربی و از جمله بریتانیا میتواند مثبت و در راستای منافع ملی قلمداد گردد. شاید این سخن پس از بیان مقدمهای سرشار از دخالتهای استعمار بریتانیا در کشور که اکثراً تلخ و آزار دهنده بوده کمی عجیب به نظر برسد اما در عصر و زمانهای به سر میبریم که راهحل حفظ منافع ملی کشور، انسداد سیاسی و یا قطع روابط دیپلماتیک با سایر کشورها نیست.
به تاکید نویسنده: آنچه برای کشور و منافع ملی زیانآور است ارتباطات دیپلماتیک و یا داشتن مراوده حتی با کشورهایی با سوابق نسبتاً تاریک نیست، بلکه گم کردن منافع ملی و سرسپردگی و نادیده گرفتن فرصتها و ظرفیتهایی است که با استفاده از آن میتوان بر اقتدار و توانایی کشور افزود.
اطلاعات در نهایت نوشته: واقعیت این است که بخش عمدهای از خطرهایی که این مداخلات برای کشور به بار آورده نه محصول صرف ارتباط سیاسی بلکه به دلیل ضعف و ناتوانی و سلطهپذیری دولتها و حکومتهایی بوده که در تحقق این اهداف استعماری به یاری سلطهگر آمدهاند. قرار نیست در این مراودات گذشتهها را از یاد ببریم و یا اختیار عمل خود را از دست بدهیم و یا دچار ضعف اعتماد به نفس شویم. بلکه باید همه همت و هوش خود را به کار گیریم.
یک مراسم و باقی ماجرا
آیدین سیارسریع در ستون طنز <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=6009&pid=24&type=0" platform="highweb"/></link> نوشته: آقای فشارآوران و آقای تحت فشارزاده دو نقر از دبیران متعهد سایت دلسوزنیوز شال و کلاه کرده بودند که همراه آقای دلواپیش بروند بیرون. آقای دلواپیش دائم برنامههایی را با آن دو مرور میکرد و معلوم بود که به تبیین استراتژی مشغول است. با دست حرکاتی انجام میداد و به سختی میشد فهمید که دارد میگوید: آقای تحت فشارزاده قلاب میگیرد و آقای فشارآوران میرود بالا، من هم مواظبم کسی نیاد. وسط استراتژی شان پریدم و گفتم: به سلامتی، کجا؟ دلواپیش که تازه متوجه حضورم شده بود گفت: بر خرمگس معرکه لعنت. تو کجا بودی دیگه؟ گفتم: این گوشه موشهها بودم که خوشبختانه رودخانه زلال ملت، من را با خودش برد!
طنزنویس پرسیده: حالا کجا میرین؟ آقای دلواپیش کمی من و من کرد و تا خواست جواب بدهد آقای فشارآوران گفت: یک مراسم دانشجویی قراره برگزار بشه که برای پوشش این مراسم حضور ما نیاز است. گفتم: خیلی عذر می خوام. باعث شرمندگیه. تو این مراسم دانشجویی شما قراره قلاب بگیرین برین بالا؟ جشن فارغالتحصیلی اندیشکده خلیل عقابه؟ آقای دلواپیش گفت: خیر... چیزه... آقای تحت فشارزاده که تحت فشار قرار گرفته بود نتوانست خودش را کنترل کند و با مشتهای گره کرده ناگهان فریاد زد: مرگ بر انگلیس! دوزاریام افتاد و فهمیدم ماجر از چه قرار است.
و در ادامه طنز روزنامه ایران آمده: آقای دلواپیش دست پیش گرفت و قبل از آنکه من چیزی بگویم گفت: برو به اربابان غربی و رؤسای داخلی ات بگو دانشجویان این کشور اجازه بازگشایی لانه روباه پیر را نمیدهند. گفتم: الان دانشجو کیه این وسط؟ سه نفری گفتند: ما! گفتم: آخه مرد حسابی! تو که بیست سال پیش درست تموم شده، این فشارآوران هم که دیپلم داره، اون تحت فشارزاده هم که دوره تحصیلیاش به زمان تأسیس جندی شاپور برمیگرده. کجای شما دانشجوئه آخه!؟ دلواپیش با قاطعیت گفت: تا وقتی بنا به بازگشایی سفارت انگلیس و تکرار خباثتها و ادامه خیانتها باشد، تا اطلاع ثانوی همه جای ما دانشجوست!
استفاده از اسراییل

منبع تصویر، press
حمید هوشنگی در مقاله ای در روزنامه <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=6009&pid=1&type=0" platform="highweb"/></link> با اشاره به اظهارات افشا شده ایهود باراک، نخست وزیر سابق اسرائیل که نشان می دهد آن کشور در فاصله سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ سه بار قصد داشته است به ایران حمله نظامی کند و نتانیاهو نخست وزیر کنونی نیز با این حملات موافق بوده نوشته این اسرار امنیتی اسرائیل از سر بیمبالاتی خبری فاش نشده و اهداف خاصی را پی میگیرد، اما آنچه باید در ایران مورد توجه جدی قرار گیرد استفاده بهینه از این گفته هاست که اهداف تجاوزگرانه رژیمی را برملا میکند که دائماً در محافل رسانههای غربی خود را دولتی در معرض تهدید و تهاجم از سوی ایران و مسلمانان وانمود میکند.
به نظر نویسنده: اهمیت استفاده درست از این خبر تأیید شده در این است که سیاست دفاع از اسرائیل در آمریکا را با مشکلات جدی روبهرو خواهد کرد و به امثال اوباما این امکان را خواهد داد اگر در برقراری رابطه معقول با ایران حسن نیت دارد، با فراغ بال بیشتری عمل کند و به مخالفان جمهوریخواه و لابی پر نفوذی که ایران را هدف گرفته و تهران را جنگ افروز معرفی میکنند، یادآور شود آنکه در صدد جنگ افروزی در خاورمیانه بوده است، سران رژیم اسرائیل بوده و هستند.
در پایان مقاله روزنامه ایران پیشنهاد شده که دو حوزه دیپلماسی و رسانهای ایران از این اعتراف که سند تاریخی در تأیید سیاست جنگ طلبانه رژیم اشغالگر قدس است به عنوان یک فرصت استفاده کنند . بویژه در روزهای پیش رو که تیم دیپلماسی ایران به ریاست شخص روحانی برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل، به عنوان کارزار سیاسی مهم مهیا میشوند حداقل اقدام بایسته این خواهد بود که وزارت خارجه با تسلیم شکوائیه رسمی به سازمان ملل، کارزار جدیدی برای خلع سلاح لابی آیپک و مخالفان توافق هستهای سامان دهد.
گفتمان جدید سیاست
چهار روز بعد از اظهارات رییس جمهور درباره گفتمان بعد از لغو تحریم ها و در حالی که روزنامه های اصولگرا و تندرو به همین جهت تندترین حملات را به حسن روحانی در پیش گرفته اند روحانی گفته بود:«نباید فکر کنیم پس از حصول توافق می توانیم هرطور که بخواهیم حرف بزنیم و عمل کنیم و دیگران در برابر این رفتار ما واکنشی نخواهند داشت.»
به نوشته مهدی نیاکی در سرمقاله <link type="page"><caption> ابتکار</caption><url href="http://www.ebtekarnews.com/16151-زبان-و-بیان-پساتوافق؛.html" platform="highweb"/></link>: سیاست را در ایران عصر قدیم معادل تنبیه و مجازات می گرفتند و در عصر جدید آن را بسیار شبیه به «بازی» می بینند و این از آن روست که فهم جمعی ما از امر سیاسی از گذشته تا امروز به شکل ماهوی تفاوت یافته است.سیاست را بازی خوانده اند. چرا که بازی، قواعدی دارد و فنونی. از قوانین آن بیرون نمی تواند زد. وگرنه به هم می خورد. فن آن را باید آموخت و «برد» و «باخت» از ویژگی های بی تغییر آن است.
در ادامه این مقاله آمده که در وضع مدرن سیاست: «هنر انجام ممکن هاست». و این همه برای ما که از هر دو واژه فهمی دیگر گونه داشته ایم کمی نامانوس و بیگانه نماست. ما که از بازی تعریفی آمیخته با فریب و حیله داشته ایم. از سوی دیگر در میان ما عده ای نیز هستند که سیاست را میدانی در تسخیر خویش می خواهند. رقیب را نمی پسندند. او را به رسمیت نمی شناسند. سهل است که غیبت رقیب از میدان را مطلوب تر می دانند تا حضور و عملش را.
علی مقدم در سرمقاله <link type="page"><caption> جهان صنعت</caption><url href="http://jahanesanat.ir/index.php?year=1394&month=06&day=02&category=1&" platform="highweb"/></link> با اشاره به این که فردای اعلام توافق ها همه به دنبال قیمت دلار در بازار بودند... ولی قیمت به جای کاهش، افزایش یافت...! مثل یک شوخی بود. چند روزی گذشت ولی خبری از معجزه نشد.... سادهاندیشان گمان میکردند که وزیر امور خارجه همراه با خود پولهای بلوکهشده را از وین به تهران آورده و در بازار توزیع میکند. خیالی که خیلی زود مشخص شد واهی و بیاساس بوده.
نویسنده با تایید آن چه رییس جمهور درباره استفاده صحیح در مورد استفاده از منابع مالی آزاد شده گفته نوشته: تزریق تمامی منابع مالی بلوکهشده مستقیما به بازار میتواند فاجعه باشد. برای ایجاد درآمد و وقوع معجزه اقتصادی باید روی بخش خدمات و صنعت متمرکز شد. اینک سوال این است: این بخشها چقدر آمادگی حرکت و فعالیت و رقابت سالم را دارند؟ واقعیت تاسفآور این است که هیچکدام از بخشهای خدمات و صنعت آمادگی حرکت روان و جذب بازار را ندارند.
سرمقاله جهان صنعت به عنوان یک راه حل خواسته: سیستمهای سختافزاری تولید بازسازی شود، استاندارد تولید مشخص باشد و مدیران و کارکنان آموزش کافی دیده باشند قطعا تولید محصول یا ارایه خدمات بیکیفیت و گران بسیار سخت خواهد بود. شرایطی تولید داخل قابلیت رقابت با مشابه خارجی از نظر کیفیت و قیمت را خواهد داشت و نباید فراموش کرد که رقابت تولید داخلی با محصولات خارجی در کشور مانند بازی در زمین خودی است. قطعا مشتریان در شرایط کاملا مشابه تولید داخلی را بر خارجی ترجیح خواهند داد و آن وقت است که معجزه اقتصادی رخ خواهد داد.
معجزه در راه است؟

منبع تصویر، press
احسان کیانی در سرمقاله <link type="page"><caption> مردم سالاری</caption><url href="http://mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=34190" platform="highweb"/></link> در پاسخ مخالفانی که توافق هسته ای را «یک پایان تلخ» خوانده نوشته: اینان همنوا با اصولگرایان رادیکال بیان میدارد که ایران تا یک سال پیش از پذیرش قطعنامه در موقعیت برتر بوده و پیروزی را باید در جبهههای نبرد جستوجو میکرد نه در پشت میز مذاکره! گویی نه اینکه از دست دادن این موقعیت برتر، به دلیل ورود آمریکا به پشتیبانی از عراق بود که نتیجه آن حمله به سکوهای نفتی و هواپیمای مسافربری ایران و ارائه اطلاعات ماهوارهای آژاکس به ارتش عراق بود.
نویسنده مقاله سپس پرسیده: در پایان جنگ چرا ایالات متحده چنین کرد؟ آیا قابل انکار است که اگر مذاکرات محرمانه موسوم به مکفارلین به نتیجه میرسید، آمریکا چنین یکتنه به حمایت از عراق برنمیخاست؟ پس اتفاقا این شکست در میز مذاکره است که شکست در جبهههای نبرد را در پی خواهد داشت.
سرمقاله ابتکار تاکید کرده: شرایط فعلی که جمهوری اسلامی از بحرانهای سیاسی و اقتصادی در دولت دهم عبور کرده و به لحاظ بینالمللی دارای اعتباری فزاینده شده که نمونه آن را در سفر مسئولان عالیرتبه اروپایی به تهران است چرا باید آمریکا به ایران حمله کند. آمریکا اگر قصد حمله به ایران داشت، چرا پای توافقی را امضا میکند که از نتایج آن، اعتبار بینالمللی؛ افزایش توان اقتصادی و همبستگیهای اجتماعی ایران است.
سود بیشتر با نفت ارزانتر!

منبع تصویر، press
محمد حسین روانبخش در ستون طنز <link type="page"><caption> مردم سالاری </caption><url href="http://mardomsalari.com/Template1/Article.aspx?AID=34191#226817" platform="highweb"/></link>نوشته: قیمت نفت به پایین ترین سطح خود در طول شش سال گذشته رسیده است. یعنی ما الان داریم نفت را پایین تر از قیمتی میفروشیم که محمود احمدینژاد در طول ۴ سال آخر دولت خود میفروخت؛ اما نکته اینجا است که باز هم به شدت داریم سود میکنیم. چرا؟
به نوشته این طنزنویس: نفت در طول آن دوران– که خدا دیگر آن را نیاورد – به کشورهایی مثل چین و هند فروخته میشد. آن کشورها هم به شدت از ما تشکر میکردند اما در عین حال به اطلاع ما میرساندند به علت اینکه قطعنامههای تحریمیعلیه ایران تصویب شده، نمیتوانند پول نفت را به ایران پرداخت کنند. احمدینژاد هم دائم تذکر میداد که نگویید قطعنامه، بگویید کاغذ پاره! آنها هم با لبخند حرفهایشان را تصحیح میکردند و میگفتند که به علت اینکه قطعنامههای تحریمیعلیه ایران تصویب شده، نمیتوانند پول نفت را به ایران پرداخت کنند! بعد هم چین به جای نفت به ایران جنس بنجل میفرستاد و هند، برنج آلوده به سم آرسنیک! به این ترتیب ما حتی اگر الان نفت را مجانی هم بفروشیم باز هم سود میکنیم؛ لااقل به جای آن برنج آلوده نمیخوریم!
و در نهایت طنز مردم سالاری به این جا رسیده که: بخشی از پول نفت هم که میتوانست از دست چین و هند و بابک زنجانی و بقیه برادران زحمتکش همکار عبور کند و وارد کشور میشد، توسط دولت صرف بالا بردن نقدینگی جامعه میشد؛ نقدینگی هم علیرغم انکار احمدینژاد و تیم اقتصادیاش، براساس علم منحط اقتصاد منجر به تورم میشد؛ به این ترتیب هر چه نفت گرانتر فروخته میشد، تورم در کشور بیشتر میشد و مردم از برکات آن بیشترتر بهرهمند میشدند.































