روزنامه های تهران: دعوا بر سر برجام تمام شد؟
روزنامه های امروز سه شنبه ۳۱ شهریور در سالگرد حمله نظامی عراق به ایران که به هشت سال جنگی خونریز منجر شد به آن روزها پرداخته و هر کدام از جنبه های مختلف کوشیده اند به نتیجه گیری هایی دست یابند که به شرایط امروز کشور همخوان باشد.
گفتگو پیرامون سفر یک روزه یوکیا آمانو مدیرکل آژانس بین المللی به تهران و بازدید وی و بازرسان آژانس از منطقه نظامی پارچین موضوع گزارش ها و مقالاتی است که با احتیاط و در داخل گیومه قرار دادن «بازدید تشریفاتی» از آن عبور کرده اند.
مخالفت ها تمام نشد؟

منبع تصویر، arman
آفرین چیتساز اول در سرمقاله روزنامه <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=6034&pid=2&type=0" platform="highweb"/></link> پرسیده آیا حضور یوکیا آمانو در کمیسیون برجام و پرسش و پاسخ او با نمایندگان منتقد نقطه پایان سلسله مخالفتهاست؟ زیرا به نظر نمیآید دیگر بعد از این سلسله گفت و شنودهای درازدامن پرسش و ابهامی از حال و آینده برجام باقی مانده باشد یا مقامی بالاتر از رئیس آژانس انرژی اتمی نمیتوان سراغ گرفت که منتقدان برجام چنین بیپروا هر آنچه از سرنوشت پرونده هستهای ایران درمیان است را به بحث بگذارند. میتوان انتظار داشت که شهروندان ایرانی که برجام به حقوق و حیات اقتصاد و معاش آنها گره خورده است در پی پاسخ این سؤال باشند که آهنگ ابهامسازی و مخالفتجویی در قصه برجام کجا پایان میپذیرد؟
به نوشته این مقاله: این سؤال از این نظر مهم است که یکی از دغدغههای افکار عمومی این است که اگر برجام در مرحله ورود به عرصه اجرا در ایران با اما و اگر روبهرو شود ای بسا این پیام منفی را به اردوی حریف بدهد که تهران پای عهد و عقود خویش پایدار نیست یا حتی به دست حریفان بهانه جو و کمین نشسته این حربه را بدهد که در تهران اراده کافی و نافذ برای پیشبرد توافقها و تفاهمهای بزرگ نیست.
سرمقاله روزنامه دولت در نهایت یادآور شده: در یک سیستم مردمسالار نباید انتظار داشت که تصمیمهای بزرگ با اجماع و رضایت عموم مسئولان تصویب یا اجرا شود بر این اساس تیم هستهای روحانی نیز که اشراف بر قواعد نظام پارلمانی دارند، انتظار ندارند که حتی بعد از توشیح و تنفیذ برجام، مخالفان به مدافعان تبدیل شوند اما آنچه به عنوان قاعده تصمیمگیری در چنین سیستمی حاکم است تمکین اقلیت به رأی اکثریت بعد از پذیرش یک تعهد ملی و بینالمللی است.
<link type="page"><caption> سیاست روز </caption><url href="http://www.siasatrooz.ir/vdcb9zb9.rhbfapiuur.html" platform="highweb"/></link>روزنامه اصولگرای صبح در گزارشی درباره برجام هسته ای نوشته: در تمام این روزها، برجام بخشی از زندگی روزمره ایرانیان در سطوح مختلف شده است و اگر روزهای اولیه برخی در مقابل شنیدن نام برجام از معنای این واژه جدید و عجیب میپرسیدن، اکنون دیگر همه میدانند ماجرا به توافق هستهای باز میگردد. توافقی که فارغ از آنکه آن را توافقنامه بینالمللی بدانیم یا سندی سیاسی، تعهدآور باشد یا داوطلبانه، قرار بود و البته هنوز هم هست، که تحریمهای ظالمانه را، حداقل در زمینه اقتصادی و تجاری، یکجا و یکباره لغو کند.
به نظر این روزنامه: برنامه جامع اقدام مشترک و ضمائم آن، تاکنون بسیار مورد نقد و بررسی قرار گرفته و البته اینقدر پیچیدگی و اهمیت دارد که هنوز هم باب دنبال کردن این موضوعات بسته نیست، اما قطعا یکی از ابعادی که نه فقط در هفتههای اخیر که از همان اوایل پررنگ شدن مذاکرات هستهای، محل مناقشه و بحث قرار گرفت نحوه ورود مجلس شورای اسلامی به بررسی توافق هستهای بود، مسئلهای که در آمریکا حداقل درباره جایگاه کنگره و نحوه انجام وظیفه اش، مشخص و دور از ابهام بود.
سیاست روز در نهایت به نقد جلسات کمیسیون برجام مجلس برخاسته و نوشته: حجم آتشباران رسانههای حامی توافق از برنامه دقیق آنها برای خفه کردن هر صدای مخالف و در راس آن کم اثر کردن و تحتالشعاع قرار دادن نقش مجلس در بررسی برجام حکایت دارد. خواستهای که حضور برخی نمایندگان غیر عضو در کمیسیون برجام و رفتارهای عجیب، سوالات تکراری و بعضا غلطشان هم خوراک مناسبی برای نیل به آن فراهم میکند.
پارچین، خط قرمز؟
کیهان با تیتر بزرگ «آمانو رسما از پارچین بازدید تشریفاتی کرد» که با علامت استفهام همراه است نوشته: در حالی که بارها به صراحت تاکید شده است دسترسی بازرسان خارجی به مراکز نظامی و دانشمندان هستهای کشورمان جزء خطوط قرمز است، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در اقدامی غیرقابل توجیه از پارچین دیدار کرد و اخبار ضد و نقیضی هم درباره بازرسی هفته گذشته از این مرکز نظامی منتشر شد.
علی محقق در سرمقاله <link type="page"><caption> ابتکار</caption><url href="http://www.ebtekarnews.com/19605-از-پارچین-تا-نیویورک.html" platform="highweb"/></link> به یاد آورده که امروز هم در حالی که در تهران اعضای کمیسیون ویژه برجام همچنان با نگاه دلواپسانه و نقادانه خود در حال بررسی توافق وین هستند، دیپلماتهای کشورمان هم طبق برنامه راهی نیویورک شده اند تا فاز نخست گفتگوها برای اجرای برجام را کلید بزنند. این بار، ماموریت نخستین جلسه تشکیل کمیسیون مشترک ایران با روسیه، چین، فرانسه، آلمان، انگلیس، آمریکا و نماینده عالی اتحادیه اروپا برای اجرای مفاد برجام و پیوست هایش است.
نویسنده سفر یوکیا آمانو را به تهران با اهمیت دیده و نوشته حداقل معنای حضور آقای مدیرکل در بهارستان رعایت حق مسلم همترازی مجالس دو کشور از نگاه نهاد بین المللی متولی نظارت بر فعالیتهای هستهای و حفظ احترام متقابل این نهاد و کشورهای عضو بود. بر اساس اخبار منتشره آمانو در آمریکا تا آنجایی که محرمانگی بخشی از توافقات فی مابین اجازه میداد، ابعاد فنی توافق هستهای با ایران را برای جمهوری خواهان دلواپس تشریح کرد.
سرمقاله ابتکار سپس به موضوع پارچین پرداخته و نوشته: اکنون به نظر میرسد با این بازدید نیمه تشریفاتی و غیر عملیاتی و نمونه برداری انجام شده توسط کارشناسان ایرانی هم حق مسلم کشورمان در خصوص رعایت محرمانگی تاسیسات و سایتهای نظامی رعایت شده است و هم راهکار توافق شده برای رفع بخشی از ادعاهای موجود (PMD) اجرایی شده و راه بهانه جویی از دلواپسان آمریکایی و اسراییل گرفته شده است. به عبارت بهتر با خاتمه یافتن مساله و بهانه پارچین با شیوه توافق شده، بخش اعظمی از مسیر اعتماد سازی دو طرفهی مبتنی بر راستی آزمایی طی شده است.
این آمانوی فلان فلان شده!
پیمان مقدم در ستون طنز روزنامه <link type="page"><caption> ایران</caption><url href="http://iran-newspaper.com/?nid=6034&pid=24&type=0" platform="highweb"/></link> نوشته: عموجان دلواپس ما دیروز گوش مان را گرفتند که «این چه وضع آمدن آمانو به ایران است! چرا از بابت برجام از ملت ایران عذرخواهی نکرد. شما تا کی میخواهید منافع کشور را به پای رفقای اجنبی تان قربانی کنید!»
عجب فرمایشی میفرمایید. ما اگر رفیق اجنبی داشتیم که هر روز گوش مان در دستان شما چرخ و فلک نمیشد. خب دستور دادید که آمانو حتماً باید بیاید به مجلس و کمیسیون برجام که آمد و حرف زد و حرف شنید. هنوز هم ناراضی هستید؟
عموجان دلواپس طوری به گوش ما پیچ داده و فرمودند: «این آمدن به درد خودتان میخورد. یا باید از بابت برجام عذرخواهی میکرد و به پای مان میافتاد یا حداقل اینکه حرفی میزد و بهانهای به دست ما میداد که برجام را در مجلس رد کنیم. اینجوری که نمیشود. الان نه میتوانیم برجام را رد کنیم و نه تأیید کنیم.»
عموجان پیچ محکم تری به گوش ما داده و فرمودند: «خب قشنگ مشخص است که همه چیز را هماهنگ کرده اید. اول آمانو میآید و این حرفهای خنثی و بیخاصیت را مطرح میکند بعد هم جناب هاشمی به صورت کاملاً خودجوش وارد بحث میشوند و حالا هم استاد ترکان درباره ضرر ۱۰۰ میلیون دلاری حرف میزنند. چقدر هماهنگ!»
بابا بیخیال عموجان؛ ۱۰۰ میلیون دلار اصلاً قابل شما را ندارد. ما در یک فقره دو میلیارد دلار پول گمشده داریم، ۱۰۰ میلیون فدای سرتان.
به بهانه جنگ عراق
عبدالرضا صمدی در یادداشت روز <link type="page"><caption> کیهان</caption><url href="http://kayhan.ir/fa/issue/535/2" platform="highweb"/></link> که در سالگرد حمله نظامی عراق به ایران در سال ۱۳۵۹ نوشته شده به میانه روها و هواداران دولت فعلی اشاره کرده و نوشته: اگر آن روزها به توصیههای ظاهرا عالمانه آنها که خود را از همه عاقلتر میدانستند عمل میکردیم، امروز خرمشهر در دست دشمن بود، صادرات نفت کماکان با جنگ و گریز و امتیازدهی همراه بود.
نویسنده بعد از تشریح شرایط جنگ و اشغال خرمشهر و آزاد ساختن آن، به امروز اشاره کرده و نوشته: در چنین شرایطی، دعوت به کوتاه آمدن، مانند قبول از دست رفتن بخشهایی از ایران و حتی بالاتر از آن نیست؟ آنها فراموش کردهاند که نه آن روز سلاح ما به تنهایی دشمن را زمینگیر کرد و نه امروز چنین است.
فردو بهشت غیرهستهای

منبع تصویر، Qanoon
فرزانه قبادی در گزارشی در <link type="page"><caption> اعتماد</caption><url href="http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=253&PageNO=10" platform="highweb"/></link> نوشته: حرف از مذاکرات هستهای میشود، انگار برقی از چشمان جواد ٩ ساله عبور میکند و با هیجان میگوید: «ظریف با جان کری حرف میزد، مامان و بابام اخبار گوش میدادند، من هم میدیدم اینها را، تلویزیون کوههای فردوی ما را چند بار نشان داد.» مثل تمام پسر بچهها خجالتش را پشت شوخی با دوستانش که در حال شیطنت هستند پنهان میکند، او فکر میکند سایت هستهای جایی در کوههای اطراف «فردو» روستای آبا و اجدادیاش است و میگوید: «صد بار تا حالا با بچهها رفتیم تا اونجا.»
گزارشگر اعتماد از آسمان ابری خبر می دهد و این که، فردو خلوت شده، کمتر کسی در کوچههای روستا دیده میشود، چراغ خانهها روشن است و تیر برقهای چوبی با آن ارتفاع بلند و لامپهای کوچک سعی میکنند کوچه را برای عابران روشن کنند. ماشین در تاریکی جاده میتازد و از کنار کوههای فردو عبور میکند. همان کوههایی که بعضی از اهالی فکر میکنند تاسیسات هستهای را در دل خود جا داده، همان کوههایی که عباس چوپان ٢٠ ساله روستا میگوید گاهی گلهاش را برای چرا تا حوالیاش میبرد.
گزارش اعتماد به این جا رسیده که: زن فردویی که همسر شهید است، میگفت: «برای ما هیچ فرقی ندارد این تاسیسات کجاست، اینکه بخواهیم بترسیم یا ناراحت باشیم که زمانی نشت کند و برایمان خطرناک باشد، نگرانتان نمیکند. حتی یک زمانی میگفتند اینجا خانه نخرید چون نزدیک تاسیسات اتمی است.» ماشین که از روستا فاصله میگیرد، چراغهای روشن خانهها در دل شب، معماری پلکانی روستا را بیشتر نمایان میکند.
کوچ اجباری
مریم میرزایی در گزارشی در <link type="page"><caption> شهروند</caption><url href="http://shahrvand-newspaper.ir/news:nomobile/main/44133/افزایش-25-برابری-اشعه-ماورای-بنفش-در-دریاچه-ارومیه" platform="highweb"/></link> نوشته: سایه کوچ اجباری، وحشتناکترین سایهای بود که میتوانستند بر سر خود ببینند. سایهای که با روند رو به خشکی دریاچه ارومیه هر سال به آن نزدیکتر میشدند و نگرانیهایشان از آینده بیشتر. حالا سایههای دیگری را هم بر سر خودشان میبینند. سایه سرطان، مشکلات پوستی و ناراحتیهای چشمی و در یک کلام، سایه بیماری. آمارهای رسمی خبری از افزایش بیماریهای پوستی، سرطان و... نمیدهند، هر چه هست، گزارشهایی است که برخی مسئولان و مردم محلی با توجه به افزایش موارد ابتلا به بیماریها در اطرافشان یا مشکلاتی که برای دامهای منطقه همچون سقط جنین پیش آمده، از افزایش بیماری در منطقه و مشکلاتی حکایت میکنند.
نیمه خرداد سال گذشته بود که نخستین خبرها از افزایش سقط جنین دام در این روستاهای حاشیهای دریاچه ارومیه و سوختن برگ درختان به دلیل برخاستهای نمکی از سوی مسعود تجریشی دبیر کمیته راهبری ستاد احیای دریاچه ارومیه، داده شد.
از آن روزها یکسال و سه ماه میگذرد. یکسال و سه ماهی که مسئولان محلی و اعضای ستاد احیای دریاچه ارومیه هر از چند گاهی از مخاطرات خشک شدن دریاچه و تبعات غبارهای نمکی ابراز نگرانی کرده و از مشکلاتی حکایت کردهاند که در صورت خشک شدن دریاچه بروز خواهد کرد.
شهروند خبر داده که یک مقام استانی چندی پیش از افزایش ٢,٥ برابری اشعه ماورای بنفش در اطراف دریاچه ارومیه خبر داد و گفت: «این میزان افزایش میتواند پاسخی برای بالا رفتن آمار سرطان در اطراف دریاچه ارومیه باشد.»
شرایط آزادی زنجانی
بهمن کشاورز در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/74124/شرايط-آزادي-زنجاني" platform="highweb"/></link> نوشته: براساس قانون جدید آیین دادرسی کیفری که اخیرا لازمالاجرا شده است و یکی از مواد آن که در قانون قبلی هم آمده، تصریح شده است: قرار بازداشتی که صادر میشود، نباید از حداقل مجازاتی که بر مبنای اتهامات واردشده به متهم برآورد میشود، فراتر برود، حتی درباره جرائمی که مجازات آنها سالب حیات است، قرار بازداشت نباید بیشتر از دو سال باشد. فلسفه قانونگذار در این قانون این بوده است که مراجع تحقیق یا بازپرس یا دادیار ناچار شوند در رسیدگی به پروندهها سرعت به خرج بدهند.
این حقوقدان افزوده: نمیدانم بابک زنجانی به چه عناوین مجرمانهای متهم شده است، ولی درهرحال اتهام هر چه باشد، مدت قرار از دو سال نمیتواند تجاوز کند؛ بنابراین احتمال دارد وکلای بابک زنجانی هم به دنبال همین موضوع باشن؛ البته این مطلب میتواند ذو جنبتین باشد؛ از این نظر که مراجع تحقیق بتوانند تصمیم فوری و به موقع بگیرند، خوب است؛ اما یک جنبه دیگر دارد که در رسیدگی به پروندههای ویژه نظیر قتل و غیره، اگر تکلیف پرونده روشن نشود، این قید دوساله میتواند اشکلاتی ایجاد کند.
مقاله شرق یأدآور شده که البته قراری که صادر میشود، میتواند قراری باشد که تعقیب به محال کند؛ یعنی وثیقهای را در نظر بگیرد که به قدری سنگین باشد که متهم نتواند آن را تهیه کند و دوباره در بازداشت بماند؛ اما درباره بابک زنجانی با توجه به مطالبی که درباره ایشان مطرح میشود، به نظر میرسد در تأمین وثیقه، او یا افراد دیگری که درگیر هستند، به مشکلی برخورد نخواهند کرد.
حالوهوای اول مهر آن روز!

منبع تصویر، Etemad
کریم ارغندهپور در آستانه اول مهر روز بازگشایی مدرسه ها و مراکز تحصیلی در مقاله ای در <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/74103/حال%E2%80%8Cوهوای-اول-مهر-آن-روز!-" platform="highweb"/></link> نوشته ابتدای پاییز و هنگام بازگشایی مدارس و دانشگاهها یک فستیوال ملی گسترده است، اما آیا احساسش هم در این پهنه وسیع، همینطور شاد و برانگیزاننده است؟ متأسفانه نه. دلایلش مختلف است.
به نظر نویسنده دلایل این ناشادی چند تاست اول اینکه حس درس با نوعی تکلیف و الزام و ناچاری درآمیخته است. دیگر اینکه فضا و محتواهای درسی کمتر از نظر روانشناختی با طبیعت دلگرمکننده مطابقت یافته است. از طرفی بیشتر معلمان و استادان، خود با هزارویک مسئله در زندگی شخصی درگیرند در نتیجه روحیه و خلاقیت آنها در محیط کار معمولا حداکثری نیست. و محتوای درسها با واقعیتهای محیط کار در بیرون کمتر همخوان است.
مقاله شرق معتقد است که در کنار اینها، فضای خانوادهها هم برای ایجاد انگیزه شروع سال تحصیلی چندان که باید روحبخش نیست. گویی ابر و باد و ماه و خورشید و فلک، همه دستبهدست هم دادهاند که یک مناسبت برجسته و تعیینکننده در زندگی هر فردی، به یک امر معمولی - اگر نگوییم خموده و فسرده- تبدیل شود. تغییر این وضعیت، بهمنزله تغییر یک کیفیت، ساده نیست. در جامعهای که معلم، کرامت لازم را ندارد، دانش و آگاهی هم صاحب ارزش زیادی نیست. جز اینکه روش تدریس ما هم جذاب نیست.
با کی شوخی کنیم با کی نکنیم

منبع تصویر، Qanoon
پوریا عالمی در ستون طنز <link type="page"><caption> شرق</caption><url href="http://sharghdaily.ir/News/74101/با-کی-شوخی-کنیم-با-کی-نکنیم" platform="highweb"/></link> نوشته: الان دوتا جبهه در کشور وجود دارد، یکی کسانی که میگویند شوخی استانی نکنید. دوم هم کسانی که میگویند با هر چیزی میشود شوخی کرد. عدهای هم از گروه اول انشعاب پیدا کردهاند و میگویند شوخی استانی نکنیم اما شوخی شهرستانی بکنیم. بعضیها میگویند شوخی شهرستانی بد است اما شوخی استانی عیبی ندارد. چند وقت پیش یک میزگردی سر همین موضوع یک رسانهای گذاشته بود و پرسید به نظر شما شوخیای که با استانها میشود بدتر است یا شوخیای که با مثلا فلانجا میشود.
به نوشته این طنزنویس: ما نمیدانیم واقعا باید چیکار کرد. نه با استانها، نه با شهرها، نه با اشخاص، نه با مشاغل، نه با خیار، نه با گوجه، نه با موز و نه با سیبزمینی نمیشود شوخی کرد چون هیچکس شوخیپذیر نیست و جنبه ندارد. فقط هلو خیلی باجنبه است وگرنه الان به کسی بگویی سیبزمینی، فردا سیبزمینیهایی که تا الان رگ نداشتند رگ گردنشان میزند بیرون و اعتراض میکنند. اصلا شما فردا با مسئولان شوخی کن، مسئولیتش با خودت است و حتی مدیرمسئول هم مسئولیتی ندارد.
و بالاخره: اینکه هیچی، شما فردا با صاحبان صنایع شوخی کن، فردا باید دنبال شغل بگردی چون دیگر به روزنامهات آگهی نمیدهند. این هم هیچی، اصلا شما فردا با خودروسازها شوخی کن، این قضیه دیگر شوخیبردار نیست و نعمتزاده وزیر با دوحرکت ثابت میکند «خائن» هستی و باید دادگاه صحرایی برات برگزار شود. خلاصه پدر جنبه جهان هستیم.































